از این گوهر مراقبت کنیم!

از این گوهر نگهداری کنیم!

 

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله:

خَمْـسُ صَلَواتٍ مَنْ حافَظَ عَلَیْهِنَّ کانَتْ لَهُ نُورا وَبُرْهانا وَنَجاةً یَـوْمَ الْقِیـامَةِ.

کنز العمال، ج 7، حدیث 18862

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

کسى که بر نمـازهاى پنجگانه محـافـظت و مـراقبت نماید ایـن نـمازها براى او در قـیامت، نـور و وسیـله نجـات او خـواهد بود.


واژه شناسی:

نور*: آنچه که در ذات و کون و خود، ظاهر و روشن باشد، و از نظر اثر بیرونی هم، مُظهِر و روشن کننده غیر خود باشد.( ولو این که روشنگر یک مجهول، سؤال، راه معنوی و بازنمودن یک حقیقت باشد نور است و بر آن نور اطلاق می‏شود . مانند علم)

بُرْهَان : ج بَرَاهِین : دلیل ، برهان ، حُجّت ، گواه , نشانه , مدرک , اثبات

حافظ:: حِفَاظاً و مُحَافَظَةً [ حفظ ] على الأمرِ : آن امر را رعایت و مراقبت کرد ، براى کار مواظبت نمود.

 

تک نگاشت ها:

1- بنا بر نص آیات قرآن و روایات ، شفاعت یکی از ابزاردستگیری خطاکاران در قیامت  و موجب نجات  آنان از عذاب الهی است و امامان معصوم نیزاز شفاعت کنندگان ، بی نمازان  و سهل انگاران  در نماز مشمول شفاعت پیامبر و امامان علیهم السلام نمی شوند.1(ونجاه یوم القیامه)

2-مراقبت از نمازهای واجب یومیه نشانه و مدرک دینداری و مسلمانی است(وبرهانا)

3-نمازهای یومیه (نمازهای واجب)  نور افکنی قوی است که موجب روشنی ضمیر،روشنی فطرت الهی و راهیابی نمازگزار می شود.زیرا نور مسیر حرکت و پیرامون شخص را روشن می کند و از افتادن وی در تاریکی و هلاکت جلوگیری می کند.(کانت له نور)

4-روح و جان نمازگزار با مراقبت و محافظت دائمی  نمازهای واجب دائماٌ در حال شارژ و کسب انرژِی می گیرد.(کانت له نور) همانطور که همه موجودات زنده برای بقای خویش به انرژی خورشید نیازمندند.  روح آدمی نیز برای رشد خود به ارتباط دائمی با پروردگار عالم نباز دارد.

5-نمونه های مراقبت و محافظت از نماز:2

-استمرار و مداومت بر انجام نمازها ی واجب

-رعایت آداب نمازدر پنهان و آشکار3

- فراهم آوردن مقدمات نماز مانند انجام دادن درست وضو ، اذان و اقامه

- تلاش در یادگییری معانی و تلفظ درست الفاظ (صحیح خواندن قرائت نماز)

-مراقبت از اوقات نماز وبه تاخیر نینداختن آن به گونه ای که قضاء نشود

-حتی المقدور نماز را در اول وقت آن به جای آوردن

- پرهیز از عجله و شتاب (نماز رباتی و ماشینی نخوانیم) ضرورت توجه به ارتباط با پروردگار4

-به جا آوردن نماز آنطور که نبی خاتم به مسلمانان آموزش داده است و در شریعت از سوی جانشینان ایشان تبیین شده است.

6-در روایاتی محافطت بر نماز به معنی اهتمام بر انجام نوافل و نمازهای مستحب است.5

7-مراقبت و مراعات امر نماز و محافظت از آن دو سویه است .نمازگزاری که امر نماز را رعایت کند و از حدود و آداب شرایط آن به درستی محافظت کند نماز،نیز سپری برای او در برابر وسوسه های شیاطین انسی و جنی و پلیدی ها خواهد بود.(حافظ از باب مفاعله و یکی از کارکردهای آن عمل دو سویه است)6

8-مطابق آیات کریمه وحی محافظت از نماز، نخستین نشانۀ عملی تقوا و معاد باوری است.

9-نماز گزار با اقامه نماز راه مستقیم را می بیند و می یابد نه این که بداند و بفهمد.خاصیت نور دیدن و یافتن شی است نه ادرس و نشانه دادن.(کانت له نورا)


بیشتر بیابیم:


1پیامبر اکرم(ص) می‏فرمایند: «مَن استَخَفَّ بالصّلاه لا یَرِدُ عَلیَّ الحوضَ لا و اللّه» (آن کس که نماز را سبک شمارد (به خدا قسم) روز قیامت در کنار حوض کوثر، با من ملاقات نخواهد کرد).( بحارالانوار، 83/9.)

 

2حفظ هر چیزى باید مناسب با خودش باشد؛ حفظ مال از دست برد دزد است، حفظ بدن از میکرب است، حفظ روح از آفات اخلاقى نظیر حرص، حسد وتکبّر است، وحفظ فرزند از دوست بد مى‏باشد. امّا حفظ نماز به چیست؟ حفظ نماز، آشنایى با اسرار آن، انجام به موقع آن، صحیح بجا آوردن، فراگرفتن احکام و آداب آن و حفظ مراکز عبادت و تمرکز فکر به هنگام آن است.در حدیثى مى‏خوانیم: نماز به گروهى مى‏گوید: مرا ضایع کردى خدا تو را ضایع کند و به گروهى مى‏گوید: مرا حفظ کردى خداوند تو را حفظ کند.(قرائتی،نور)

 

2امام صادق ـ علیه السلام ـ در بیان معیاری برای شناسایی افرادی که با آن حضرت پیوند مکتبی دارند چنین می‏فرمایند:«اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ مواقیت الصلوه کیف محافظتهم علیها»( محمد بن الحسن الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج4، ص 114، دار التراث العربی، بیروت، 1391 ق.) (شیعیان ما را از دقت آنان در انجام به موقع نمازها شناسایی کنید).

3 پیامبر اکرم (ص) در روایتی چنین می‏فرماید: «من احسن صَلَوتَهُ حین یَراهُ النّاسُ و أَساءَها حینَ یَخلُوا فتلک استهانهٌ»(محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج3، 26، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 ه.ق.) «آن کس که در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بی اعتنایی کرده است»

4مردی در حضور امیر المؤمنین(ع)نماز خود را با شتاب به جا می‏آورد. حضرت نگاهی به او کرده و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز می‏خوانی؟ او گفت: مدت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل کلاغی است (که منقار بر زمین می‏کوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. منقار به زمین کوبیدن است) اگر اینگونه بمیری بر غیر ملت و دین پیامبر اکرم، مرده‏ای. سپس حضرت در مورد کم گذاشتن در نماز فرمود: به درستی که دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد.( بحارالانوار، 84/242.)

 

5الکافی عن الفُضَیل : سَألتُ أبا جعفرٍ علیه السلام عَن قَولِ اللّه عزّ و جلّ: «الذینَ هُم على صَلَواتِهِم یُحافِظُونَ» قالَ : هِیَ الفَریضَةُ، قلتُ: «الذینَ هُم على صَلاتِهِم دائمُونَ» .حدیث قالَ : هِی النّافِلَةُ .....

کلینی به نقل از فضیل [بن یسار ] ـ : از امام باقر علیه السلام درباره آیه «کسانى که بر نمازهایشان مواظبت مى کنند» پرسیدم ، حضرت فرمود : منظور نماز واجب است . عرض کردم : آیه «کسانى که بر نمازشان مداومت مى ورزند» چه؟ فرمود : منظور نماز نافله است.المیزان عربی ج 15

6شیطان از مومنی که نمازهای پنجگانه را در وقتشان محافظت کندهمیشه خائف و هراسناک است پس چون آنها را ضایع نماید شیطان بر او دلیر شود واو را داخل در گناهان بزرگ میکند.عیون اخبار الرضا باب 30 حدیث 21

«...وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ » (انعام/92)

«...آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن(قرآن) ایمان می‌آورند و بر نمازهای خویش، مراقبت می‌کنند.»

* هر چه که در ذات خود، ظاهر و روشن است و هر چیزی را ظاهر و روشن می‏سازد ـولو این که روشنگر یک مجهول، سؤال، راه معنوی و بازنمودن یک حقیقت باشد نور است و بر آن نور اطلاق می‏شود.

به همین دلیل گفته می‏شود: علم نور است، زیرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است که می‏توان بسیاری از راه‏ها را شناخت و مجهولات را کشف کرد، چرا که علم روشنگر نیز هست. بنابراین، نباید پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسی و چیزی که دارای فوتون‏های به خصوصی است و در علم فیزیک از کم و کیف آن بحث می‏شود، اطلاق می‏گردد، بلکه این تنها یکی از مصادیق بارز و روشن این واژه است.

با توجه به این توضیح، می‏توان بر «وجود» نیز «نور» اطلاق کرد؛ زیرا وجود در ذات خود امری ظاهر و روشن بوده و با تعلق «وجود» به اشیا، آنها نیز ظاهرگری و روشنگری می‏کنند. به هر حال، نور هم بر نور حسی، اطلاق می‏شود و هم بر نور فراحسی و چه بسا که نور حسی، از نور غیبی فروغ و نور می‏گیرد.

نور حق بر نور حس راکب شود

 آن گهی جان سوی حق راغب شود

سوی حسی رو که نورش راکب است

حس را آن نور نیکو صاحب است

نور حس را نور حق تزیین بود

 معنی نور علی نور این بود

نور حسی می‏کشد سوی ثری

نور حقش می‏برد سوی علی

زآن که محسوسات دونتر عالمی است

 نور حق دریا و حس چون شبنمی است

مثنوی، دفتر 2، ابیات 1290 و 1292 ـ 1295

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید