داروی دل ....

 

روزی از طبيبی پرسيدند ؛ دارويی را می شناسی که بیماريهای ناشی از گناهان را رفع کند و زنگ غفلت را از دلها بزدايد و مُحب را با محبوب بپيوندد ؟

طبيب گفت:

به باغ اسلام برو . درخت ايمان را جستجو کن . گلهای حيا ؛ ميوه های صبر و شُکر ؛

 ريشه های عجز و نياز ؛ شکوفه های يقين ؛ برگهای عشق و محبت ؛

 شاخه های اخلاص ؛ و همچنين پوست درخت ادب ؛ دانه های حُسن اخلاق را بگير و

 آنها را در محراب عبادت شروع به کوبيدن نما .

 اگر احتياج به آب بود ؛ اشکهای پشيمانی را به آن بياميز.

 بعد آن آميخته را به ديگچه ی قلب ريخته ؛ روی اجاق اشتياق بپز.

وقتی پخته شد ؛ آن را از صافی صفای قلب رد کن و شِکر شيرين زبانی را به آن اضافه کن

و روی آتش گرم محبت بگذار .

وقتی آماده شد ؛ آن را با هوای خوف خدا خنک کرده ؛ نوش جان کن .

برگرفته از کتاب مناظره مرگ از خواجه محمد اسلام

----------------------

دوستان و ياران هميشه همراه . من اين مطلب رو سالها قبل خوندم و توی دفتری نوشته بودم . امروز ديدمش و گفتم بد نيست شما هم اونو بخونيد .

نمی دونم برای شما هم جالبه يا نه ؟؟؟؟

 

/ 43 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

باران همه شب سرشک غم ريزان است...شب ،مضطراب از وای شباويزان است...چيزی به سحر نمانده ،بر خيز !که صبح...در مطلع لبخند سحر خيزان است

گل بي خار

سلام و هزار سلام ...دنيای شما زيباست و خيلی زيبا ... با اجازه از دنيايی نزديک به شما اومدم و نوشته شما را سيو کردم ... قلمت هميشه پايدار باشه ... مواظب دلت باش دوست گلم و يا حق

سحر ( دلتنگی های يک زن )

سلام دوستان خوبم ..... واقعا زيبا بود و آموزنده ... کاش در عمل به رازش پی می برديم ....چرا به من سر نمی زنی ستاره سحر عزيز .... خوشحالم می کنيد .... منتظرم خدانگهدار ...

xxx

خيلی خيلي قشنگ بود ولی اينايی که می گی پيدا نمی شه

Hamid-Hilda

شادم كه در شرار تو مي سوزم/شادم كه در خيال تو مي گريم/شادم كه بعد وصل تو اينسان/در عشق بي زوال تو مي گريم/اما من آن شكوفه اندوهم/كز شاخه هاي ياد تو مي رويم/شبها تو را ب گوشه تنهايي/ در ياد آشناي تو مي جويم…((فروغ فرخزاد))...سلام...

farhad

salam be sahar ya shifte khanome gol neveshtehat ke khaili ghashange rati ye soal shoma zartoosht hastin albate fozooli nabashe ama khob dige konkaviye akhe man ta hadi ba ona ashnaee daram mamanoon ke be kolbeye tanhaye man sar zadi shab bekhair va movafagh bashi babay

كامران/شبگرد

سلام دوباره.....آبي دريا قدغن ....شوق تماشا قدغن....عشق دو ماهي قدغن.....با هم و تنها قدغن....براي عشق تازه اجازه بي اجازه...

در اوج تنهایی

کربلاي تو پيام آور خون است و خروش .......... مکتبت راهنماي دگران است هنوز .......... تا قيامت ز قيام تو قيامت برخاست....... از قيام تو پيام تو عيان است هنوز .... التماس دعا

mehrdad

از شاخه ماه بر امد ...در اب فرو ريخت ...پشت اين لحطه من به مهربانی تو می انديشم ...و ستاره ابی دستانت ...که مونس تنهايی منند .. م/ شيدا ///

شيدا

سلام عزيز مهر بون واقعا نوشته هات زيبا و جالب و با محتواست با شوقی که رنگش به سبزی رويا و نگاهش به عمق آبيهاست ... کلبه دل خاتون با نوشته ای از دل منتظره حضوره گرم و صميمی شماست.