تفکر عنصر اسلامی عبادت

 

امام رضا علیه السلام می فرمایند:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

          عبادت و بندگی خدا در زیادی نماز و روزه نیست ، بلکه عبادت

 

          کثرت تفکر در امر خداست.

 

در واقع تعریف امام از عبادت به نوع نگاهی خاص از عبادت است که با برداشت عموم مردم از نماز و روزه و...تفاوت عمده دارد.امام می خواهد این نوع نگاه سطحی و قشر گرایانه و قلبی را اصلاح کنند که اعمال و رفتار عبادی همین حرکات  و وردهای زبانی و یا خودداری صرف از خوردن و آشامیدن نیست .این ها صورت بیرونی عمل است و عبادت حقیقی آن محتوایی است که  که در درون آن قالب قرار دارد.

 

بسیاری از ما  نمازمان از حدود حرکات و گفتارهای زبانی و صورت معین تجاوز نمی کند.عباداتی که انسان در شبانه روز یا در مدت سال به آن عادت کرده است. وقتی نماز شکل عادت به خود گرفت  وماکتی بودیم رو به قبله ، به سادگی زمان عادت که به سر رسید به دنبال عادتی دیگر که ممکن است با روح نماز فاصله ه ای  بسیار زیاد یا حتی متناقض با اهداف نماز داشته باشد،

 

برویم  .

 

 نماز ماکتی با گناه کنار می آید

 

نماز ماکتی با پایمال کردن حقوق مردم می سازد.

 

نماز ماکتی آدم را به جای عاشق  خدا بودن ، طلبکار از خدا بار می آورد.

 

نماز ماکتی  درختی مصنوعی است که هرچه پای آن آب بریزی سایه و میوه و طراوتی برای صاحبش نخواهد داشت.

 

نتیجه:

 

نه تنها تفکر بسیار و اندبشه کردن در باره آفرینش و حتی عبادت هایی که خداوند به عنوان لطف بر ما مقرر داشته است ، خود عبادت است که می توان گفت تفکر اصل و مقصد هر عبادتی است.

 

 

 

 از زبون همه شما گلهای بوستان رضوی

 

 

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی نهايت خسته ام،تنها ،به دادم می رسی؟

گرچه آهو نيستم اما پر از دلتنگيم

ضامن آهوی دلها ی رميده تو به دادم می رسی

من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام

  هشتمين دردانه زهرا به دادم می رسی؟

    ميلاد امام رضا عليه السلام مظهر رافت الهی بر شما مبارک باد

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی ( آب و شراب )

اگه بتونيم فقط يه نماز فقط يه نماز رو برا خدا بخونيم ديگه هيچی سلام دوست خوبم ممنون که بهم سرزدی باز هم ببهم سر بزن .. خوشحال ميشم يا علی

هانيه

این جمله خیلی ترسناکه: نماز ماکتی آدم را به جای عاشق خدا بودن ، طلبکار از خدا بار می آورد...

سید محسن

به نام حضرت دوست . . فلک الحمد علی حلمک بعد عملک و علی عفوک بعد قدرتک و یحملنی و یجرئنی علی معصیتک حلمک عنی و یدعونی الی قله الحیاء سترک علی . . تو را سپاس که با آن که ميدانی بردباری!! و در اوج توانايی می‌بخشی! بردباري ات چنان است که مرا به گستاخی بر گناه می‌انگيزد! چنان ام وامدار پرده پوشی خود کرده ای که به کم شرمی ام فرا ميخواند! . فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی . . در پناه حضرت دوست

نورا

بسم رب النور سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار، خوبيد؟ ابيات بسيار بسيار زيبايي رو انتخاب كرده بوديد ممنون از شما التماس دعا يا علي عليه السلام

حريم جانان

بشتاب ، درها را بشکن ، وهم را دو نيمه کن که منم هسته ی اين بار سياه ديريست ، که خويش را رنجانده ايم ، و روزن آشتی بسته است . مرا بدان سو بر ، به صخره ی برتر من رسان که جدا مانده ام به سرچشمه ی ناب هايم بردی، نگين آرامش گم کردم و گريه سر دادم فرسوده ی راهم چادری کو ميان شعله و باد دور از همهمه ی خوابستان؟ صدا بزن تا هستی بپا خيزد ... ترا ديدم ، از تنگنای زمان جَستم ترا ديدم ، شور عدم در من گرفت دوست من ، هستی ترس انگيز است . به صخره ی من ريز مرا در خود بسای ، که پوشيده از خزه ی نامم نزديک آی ، تا من سراسر « من » شوم

محبت و زيبايی

با سلام مجدد! به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این ایین همه شادی است فرمانش همه یاری است قانونش فريدون مشيری

نيايش

سلام. به وب من آمده بوديد. ممنونم.چه شعر قشنگی نوشته بوديد.مخصوصا بيت اولش حس غريبی ولی قريبی داره.بازم ممنونم. در پناه امام خوبم رضا عليه السلام.

مرواريد عرفان

سلام دوست گرامی / براستی که نوشته ات سرشار از حقيقتی عميق است . مرا بياد شعر خواجه شيراز انداخت : عبادت بجز خدمت خلق نيست / به تسبيح و سجاده و دلق نيست . بر پيشانی داغ مهر دارند و لی حق مردم را براحتی زير پا ميکذارند . ضمنا برای خداحافظی کوتاهی به ديدنت آمدم .

حسين شاهد خطيبی

سلامي چو بوي خوش آشنائي ... بدان مردم ديده روشنائي بهاي وصل تو گر جان بود خريدارم يا حسين ع دوست عزیز : با عرض ادب و احترام - وبلاگی با مطالبی جالب و مفید و ارزنده دارید که قابل تحسین و تمجید است. قلم زيبا و دستان هنرمندت را مي بوسم و انديشه سبزت را مي ستايم و بر اين افتخار مي كنم. لیله القدر با دو قسمت دیگر فرهنگ عاشورا و چند مطلب متنوع دیگر قدوم مبارک شما را گرامی می دارد. التماس دعا

!!~~عشق به خدا شاهراهی به کمال~~!!

او فقط تپش های پاک قلب سپیدش را می خواهد و جریان نور آرامش در رگهای جوان روحش ! آن شب که در نقاشی هزار رنگ روزگار هر چه گوش کرد صدایی از دل صورتک های مردمان خسته بر نیامد.. آن شب و شب های دگر گذشت ... هر چه زمان در لابلای مه تردید میدود ... خورشید آرزوها به سمت غروب میل میکند ... افسار این تیزتک تاریخ در دست کیست ؟ که رد پایش را تنها آسمانیان میبینند ... کودکی میگفت این نور زلال که از روزنه سقف بازار به دستان پینه بسته مسگر ها خورشید هدیه می کند خداست ... اگر اوبا تلنگری از ما بخواهد سرمای این زمستان بی پایان را درطلوع سپیده بهاری تفکر پایان بخشیم چه ؟ اما آنان که ابرهای تیره جهل را هر بار در هر نفس بر آسمان دلها دود میکنند و سلامشان بوی گند مرداب میدهد .... آنان از رود خانه ها می هراسند . ای کودک بیدار دل نترس ... بهار تو روزی می آید آن روز اسباب بازی ها یت را رودخانه اندیشه خواهد برد و تو خواهی فهمید که رودخانه چه تند میرود ... تو خواهی فهمید که از اینجا تا دریا راهی است !.... نترس!