ذکر عشق

سفر به حريم يار

 

قسمت پايانی 

 

پرستش در انسان حقيقتي است دو وجهي كه علاوه بر صورت نا آگاهانه ی آن كه در همه انسانها وجود دارد صورت ديگر آن كاملاً آگاهانه و جهت دار است .

و در اين ارتباط نوع دوم عارف وسالك تلاش مي كند معبود خويش را با توجه

به ظر فيت و تواني كه دارد بشناسد البته او شناخت را نقطه شروع مسير مي داند ، آنچه كه مطلوب عارف است نه تنها اين ارتباط و نه تنها وصول به معبود كه رضوان و خشنودي اوست . ونماز موجب خوشنودي حق تعالي است .

 

براي تحقق نماز ، سالك چند عامل را مورد توجه وعمل قرار مي دهد .

 

 1_ عادت شكني

2_ مسئو ليّت پذيري

3_ عيب يابي

4_ خود انگيزي

 

همان طور كه در پيشگفتار ياد آور شديم كه نماز به عنوان بهترين روش براي پيمودن اين مسير است وسالك را با عبور از پيچ و خم عادت هاي روزمره و تفكر گريز ، و رسيدن به ستيغ قله ی مسئولييت پذيري و باز نگري لحظه به لحظه از نقطه شروع تا جايي كه قرار دارد و ارز يابي از ميزان انجام تعهداتي كه عمل نموده وبايد عمل نمايد ، با تلاش و مجاهده مضاعف خود را به نماز مقبول حق نزديك مي كند .

و او براي رسيدن به اينگونه نمازي ناگزير است ، انديشه ورفتاري منطقی در ارتباط با مردم وجهان طبيعت داشته باشد ودر پرتو ارتباط نوراني با آفريدگار هستي و عشق به خالق مهربان وبي نياز ، نور عشق ومهر ورزيش بر ديگران  نيز مي تابد ، ومحبوب دلهاي مردمان مي گردد.

وعشق او به آفريدگارو خالق هستي،آفريده ها رادرمقابل او به فروتنی وامی دارد. بخشي از رفتار ما به خوگري وعادت مربوط مي شود . ونماز اين عادت را می شكند ، درنمازعنصری پايه ای وجود دارد  كه اسمش را گزارنده اند نيت ، نماز گذار از خود مي پرسداين كار را براي چه كسي و با چه انگيزه اي انجام مي گيرد.؟

 

در واقع همه چيز بايد ابتدا يك نقشه داشته باشد و بعد مورد عمل واقع شود.سالك نمازگزار می داند هر نماز طرح و نقشه اي خاص لازم دارد.و چنانچه نقشه و طراحي هر نماز را قبل از اقدام به اقامه آن ترسيم نكند نمازش فاقد روح بوده  و تنها ماكتي  خواهد بود كه روبروي قبله گزارده شده است .و نماز به جاي اين كه عادت شكن شود خود به عادتي ( به عنوان مسكني مقطعي و لحظه اي) تبديل مي شود.

 

در نماز يك نوع سيستم اتوماتيك حسابرسي و محاسبه نفس اوجود دارد٬ و به عبارتي يك سيستم عيب ياب براي نمازگزار مي باشد.او خود رار مقابل يك باور دروني مي بيند ، پس يك انگيزه دروني مي خواهد تا به اين باور دروني كه شوخي و مسامحه نمي پذيرد حساب پس دهد.

 

در اين عمل چون فرد با باور دروني خويش سرو كار دارد و نمي خواهد تنها به انجام يك آيين و مناسك ظاهري شريعت خودرا مشغول سازد ، مي گويد نماز من نوعي داوري دروني و وجداني است. و اين نماز به پرسش هاي ذهن او بايد صادقانه پاسخ گويد.

پرسش هايي از اين قبيل:

 

-         انگيزه ام از خواندن اين نماز چيست؟ آيا اين نماز توانسته است در رابطه ام با همنوعانم بهبود يا تحول ايجاد كند؟

-         يا اين نماز توانسته است ذهن و انديشه اش را پالايش كند؟

-         و.....

در حقيقت نمازگزار بايد با خود در آشتي باشد. آدم ها مي توانند به ديگران دروغ بگويند اما به خود و آن باوري كه برتر از اوست هرگز.اين خود باوري الهي كه مي گويد من قاضي خود ودر حقيقت در درون خود مستقر و جوابگو هستم همان بعد مسوليت پذيري است كه به وسيله نماز براي سالك به و جود مي آيد.

سالك گام به گام به اين خود انگيزي نزديك مي شود و پيامبران و سفيران الهي و انسان كامل ومرشد راه راهبر او در كوره راههاي آميزش انگيزه هاي دروني و بيروني مي شوند و تا بدانجا اورا مي برند كه انگيزه هاي بيروني سالك را به خودانگيزي تبديل مي كنند.

 

آنگاه كه سالك دل و انديشه اش را متوجه هدف نمود و به باغ و بوستان هاي مسير بي توجه بود و حتي از واژه ها و معني و ترجمه نماز هم عبور كرد و در يك جهت متمركز شد توفيقات الهي كه همان سرعت سير و لذت و شيريني حيات طيبه است رابه او اهدا مي نمايند.

 

زندگي سالک در اين هنگام رنگي الهي مي گيرد. خلق و خوي او الهي مي شود و حتي اگر در مورد فرزندش مرتكب خطايي كوچك يا سهوي شده باشد از او رضايت مي خواهد. و هنگامي گام در منزل بعدي و شروع نمازي ديگر مي گزارد كه بندگان خدا از او خشنود باشند. و در حال مهرورزي به مردم باشد.

 

فرزانه اي مي گويد:"دنيا همه تاريكي است ، مگر آن كه شوري در ميان باشد. همه شور و دانش ها كرند، مگر آن كه تلاشي در كار باشد، همه تلاش ها بي فرجامند، مگر آن كه عشق در ميان باشد. و عشق بي فرزانگي ديوانگي است."

 

آري سكوي عروج نماز گزار بايد بر پايه هاي شوق انگيز و مقاوم عشق و خرد بنا شده باشد تا بتواند  سفري آرامش بخش و بي اضطراب و دلهره داشته باشد.

 

وآنگاه كه در ژرفاي وجود خويش  حقيقت "الصلوه معراج المومن" رايافت. اگر چه در ميان امواج خشمگين طوفان بلاها و درد و رنج باشد"الله اكبر"آغاز نماز او را بر فراز امواج خواهد نشاند كه " و لذكر الله اكبر "و كشتي طوفان زده زندگي روزمره و عادت و تكرارش بر ساحل آرامش هديه الهي "نماز" به سلامت پهلو خواهد گرفت. و بار و بنه اين كشتي جز زيبايي و عدالت نخواهد بود.

 
ارمغان سالك "الا بذكرالله تطمئن القلوب" به دل و انديشه ديگران نيز هديه مي شود و كالاي پست كينه و تزوير و دروغ و توهم و ستم را از كف مي نهد و دل و روح همراهان و معاشران را شيفته خود مي كند.

و در چنين جامعه اي كه سالك و همراهانش فرودگاهها و موانع متوالي و سهمگين را با استعانت از نماز پشت سر گذاشته اند آدم، آدمي ديگر شده و جهان ، جهاني ديگر .

شادي و غم ٬راحتي و سختي ، تلاش و فراغت، خردورزي و عاطفه و احساس ، مردم ، همه و همه بالهاي خستگي ناپذير پروازشان در سفر به حريم عشق الهي خواهد بود.

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ۸:٥٥ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]