قنوت سپیده دم
پایگاه اختصاصی سید محمد عبداللهی 
قالب وبلاگ
سایت های مفید
پیوندهای مفید

                                    سفر به حريم يار

قسمت اول

نماز رابطه انسان با خدا (1)

 

زيستن برقراري نوعي ارتباط با عالم هستي است ، در خود زيستن قانونمندي وجود دارد . من اگر

 

 تشنه شوم محرك تشنگي انگيزه آشاميدن است و پاسخ متناسب هم همان رفع تشنگي است ، اين

 

نشانه سلامتي در رويه فيزيكي زيستي است ، ودر حدرواني و اجتماعي نيز وضع زيستي به همين

 

شكل است . انسان مجهز به سيستمي به نام اعصاب مركزي است كه هوشمندانه محيط را ارز يابی

 

 مي كند ، انتخاب گر و عيب ياب نيز مي باشد از درد مي گريزد  وبه آنچه برايش خوشايند است و

 

 لذت آور روي مي آورد ، اين يك ارتباط فردي است وزندگي مجموعه اي  از ارتباطات سازمان

 

 يافته است .انسان يك موجود عاطفي وهيجاني است كامپيوتر نيست كه فقط اطلاعات را بگيرد و

 

 پردازش كند . (عشايري ،نماز چرا ؟ )

 

بطور كلي در زندگي انسان چهار نوع رابطه قابل تصور است .

 

 1_ ارتباط انسان با خودش

2_ ارتباط انسان با آفريدگارش

3_ ارتباط انسان با جامعه اي كه در آن زندگي مي كند

4_ارتباط انسان با طبيعت

                       

                                                      

                                                 

 

البته اين انواع در عرض هم قرار ندارند واگر بگوييم انسان با هستي در ارتباط مستمر و معنا دار

 

 مي باشد همه آنها را در بر مي گيرد .

 

ما معتقديم انسان از درون با خدا آشنا است ، او را مي شناسد ، به او مهر مي ورزد و او را آشكار

 

 تر از هر چيز ديگر مي بيند (1)  ودر درون انسان براي اعتقاد به مبداء هستي وعشق به

 

 اوپايگاهي قوي و خلل نا پذير وجود دارد . (2)     

                

و آن پايگاه همان عنصري است كه در قرآن و سنت از آن به فطرت (3) تعبير مي شود در اين

 

 پايگاه دروني حقيقتي توصيف ناپذير و غير قابل تعريف وجود دارد كه از آن بر پرستش ياد

 

 مي شود ،ما به وضوح آن حقيقت را در خود درك مي كنيم بدون اينكه قادر باشيم آن را تعريف

 

 كنيم، پر ستش حقيقتيست جهان شمول كه در تمام موجودات عالم وجود دارد . (4)

 

                                             

 

وليكن مي توان گفت پرستش در انسان حقيقي است دو وجهي كه علاوه بر صورت نا آگاهانه آن كه

 

در همه انسانها وجود دارد وصورت ديگر آن كاملاً آگاهانه و جهت دار است .

و در اين ارتباط نوع دوم عارف وسالك تلاش مي كنند معبود خويش را با توجه به ظر فيت و تواني

كه دارد بشناسد البته او شناخت را نقطه شروع مسير مي داند ، آنچه كه مطلوب عارف است نه

تنها اين ارتباط و نه تنها وصول به معبود كه رضوان و خشنودي اوست (۵) ونماز موجب

خوشنودي حق تعالي است.

__________________

1_ قال حسن ابن علي (ع) : يابن آدم من مثلك و قد خلي ربك بينه و بينک ؟ حتي ان تدخل اليه

توضات وقمتت بين يديه.

ترجمه:ای فرزند آدم هيچ کس مانند تو محبوب خدا نيست آنگاه که ما بين خود و خدايت خلوت می کنی تا با وضوی عشق بر او وارد می شوی و در مقابلش به نماز می ايستی.

2_ارشاد القلوب ص 79

3_سوره روم آيه 30

4_ سوره حديد آيه 1، سوره حشر آيه 1 و 24 _ سوره تغابن آيه 1 

 ۵-و رضوان من الله اکبر(سوره توبه)

[ جمعه ۱٢ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از دست و زبان که برآید-کزعهده شکرش به درآید-بنده همان به که زتقصیر خویش-عذر به درگاه خدای آورد-ور نه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد. ******************************* مطالب صفحات ویژه را دریابید.این مطالب برای پژوهشگران و علاقه مندان به معارف عمیق اسلامی ایجاد شده است. آماده پاسخگویی سوالات دوستان هستیم شماره تلگرام09218305249
بایگانی مطالب
امکانات وب
مشاهده کامل آمار
a