اربعين

 

قلب مهربانت چه رنجی برد وقتی چشم روی سپاهيانت بستی و با لبخند تلخی گفتی : هر که

زندگی را آرزومند است ؛ بی شرم و بی تأمل رهايم کند که راه من جز رفتن به مسلخ نيست .

دل نازکت چقدر شکست وقتی چشم گشودی و ديدی اندک يارانی مانده اند تا همپای تو باشند در

چنين راه بی بازگشتنی ....

روح بزرگت چه کشيد از تحمل حقارتهای اصلاح نشدنی و از اجبار به بودن و ماندن با آنها که

 بر نادانيشان ؛ بيش از زخمی که بر تو زده بودند ؛ اشک مهربانی ريختی ....

ای کاش اگر عزادار توام ؛ آزادگی و بزرگواريت را درک کرده باشم که در نقطه ی پايان

سرنوشت ؛ همچنان بر مدار انسانيت باقی ماندی ....

ای کاش اگر سوگوار توام ؛ بدانم آنچه که مرا دوستدار واقعی تو می کند اين است که چون تو 

 آزاده  باشم ؛ حتی در آن لحظه ها که در حال باختنم ....

ای کاش اگر تو را آرزو دارم ؛ به ياد داشته باشم که انسان با انسان فرقی نمی کند مگر در

 آزادگی و رهايی از قيد خود خواستن ...

ای کاش معنای واقعی بيرق افراشته ات را فهميده باشم که نشانی از پرچم سرافراز زندگی با

شرف و مردن با وقار است ....

یا ابا عبدالله الحسین

 

اربعين سيد و سالار شهيدان ؛ حضرت امام حسين (ع) را تسليت عرض می نماييم .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۳ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]