صبور باش

 

آن زمانی که روزهای تو ره بدانجا نمی برند که بايد ...

وقتی که حجاب ِ ابرهای انبوه ؛ آسمان را نهان می دارد ...

و راهی که بر آن گام نهاده ای ؛ دشوار می گردد و ناهموار ...

صـبـــور باش

و چون آنچه برايش می کوشی ؛ بر نمی دهد ... 

هنگامی که گرفتگی پيشانی بر گشادگی ِ لب فزونی می يابد ...

و آن لحظه که می پنداری همه چيز فرو می پاشد ...

صـبـــور باش

نوميدی اگر گاه به دل می نشيد ؛ چه باک ؟!

دست از طلب نبايد داشت

که خورشيد همواره در آسمان است و پيوسته در جايی می درخشد ...

دست فراز آر و به جان بکوش

پرده های ابر را پاره کن

و پيوسته به خاطر داشته باش که :

هـر روز فرصتـی ديگـر است

تنها بـردبـاری پيشه کن به اطمينان

که بـخت همـواره يـار تو خواهد بود ...

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۳ ] [ ٢:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]