قنوت سپیده دم
پایگاه اختصاصی سید محمد عبداللهی 
قالب وبلاگ
سایت های مفید
پیوندهای مفید

نماز پیشوای عبادات وکلمه ی پیشوایان

 

یکی از اندیشمندان غیر مسلمان، بانگ برآورد: « اى مردم! اگر در ميان شما كسى هست كه با اسلام مخالف است و دوست دارد چيزى بپرسد، بپرسد!»


عمران(صابئی) كه در جست وجوى حقيقت بود برخاست.و گفت:
اى دانشمند! اگر نمى خواستى بپرسيم، نمى پرسيديم. به كوفه، بصره، شام و شمال شام رفتم و با دانشمندان علم كلام بحث كردم. كسى را نيافتم تا يكتايى خداوند رابرایم ثابت كند.


حضرت(امام رضا علیه السلام) عمران را شناخت. لبخندى زد و گفت: «اگر ميان اين مردم عمران صابئى هست، بايد تو باشى »

                                                                    صحن آزادی(کهنه)
 

مرد با شادى پاسخ داد: « آرى منم!»
امام:اى عمران! بپرس؛ اما انصاف پيشه كن. زنهار از تعصب و ستم گرى (در بحث)
عمران سر به زير افكند و با ادب پرسيد: « سرورم! به دنبال چيزى جز حقيقت نيستم. دستاويزى فكرى مى خواهم.»


سكوتى ژرف حاكم شد. در مجلسى كه لبالب از مردم بود، گويى تنها دو نفر حاضر بودند و با يكديگر سخن مى گفتند. عمران پرسش هاى حيران گر خويش را مطرح ساخت.


عمران :به من، از نخستين موجود و آن چه كه او آفريد، بگو! خداوند از چه ماده اوليه اى اشياء را آفريد؟


امام : آن وجود يگانه همواره يگانه بوده و هست؛ نه اعراضى دارد و نه حدودى . پس خلقتى پديد آورد با اعراض و حدودى متفاوت. پروردگار يكى است و چيزى با او نبود. او از اعراض و حدودى كه از ويژگى هاى مخلوق هستند، تهى است. يكى بودن او نيز وحدت رياضى ، نوعى يا جنسى نيست. منظور از يگانگى پروردگار، بى ارتباطى وى با هر نوع شى ء مادى و غير مادى است و در چهارچوب سنجش هاى ما، در ارتباط سازنده با ساخته شده نمى گنجد. در ابتدا كه به يك شى ء مى نگريم، مى بينيم هر چيزى ، ماده اى دارد كه توسط آن شكل گرفته است. اين نكته تنها درباره غير خدا صحيح است؛ اما وى آفريننده اشياء است؛ نه اين كه از چيزى ساخته شده باشد. او بزرگ ترين نيروى آفرينش گر براى آفريدن اشياء و تنها منبع بخشش است. اين حرف ها را مى فهمى عمران؟!
عمران: آرى سرورم.


امام: اى عمران بدان آفريدگار چيزى را براى نياز خود نيافريد. هيچ چيز را هم براى كمك گرفتن از آن نيافريد. اگر خدا چنين انگيزه اى داشت، بايد چندين برابر آفريده هاى فعلى مى آفريد؛ زيرا ياوران هر چه بيشترباشند، دارنده آنها نيرومندتر خواهد شد. الله بى نياز مطلقى است كه مهربانى را بر تمام هستى مى پراكند... .
عمران پس از پرسش هاى بسيار، خاموش شد. دلش در درياچه اى از حقيقت درخشان شست وشو مى كرد. صدايى از آسمان، همه را به نماز فرا خواند. امام (ع) رو به خليفه گفت:« هنگام نماز رسيد.»


عمران همين كه گمان برد گفت و گوى علمى به پايان رسيده است فرياد زد:« سرورم! بحث را قطع نكن. به حقيقت نزديك شده ام.»


( از اين جا به بعد، حضرت براى پاسخ به پرسش عمران به بحث فلسفى مى پردازد. از آن جا كه اين مباحث سنگين و تخصصى براى خوانندگان عادى مناسب نيست، حذف شد. مشتاقان مى توانند به كتاب« تحليلى از زندگى امام رضا(ع) نوشته« محمد جواد فضل الله»، ترجمه« سيد محمد صادق عارف» از« انتشارات آستان قدس رضوي» مراجعه فرمايند.)


امام در حالى كه شادى از چشمانش مى تراويد، گفت:« بعد از نماز.»(واقعا بسیاری از ما و گارگزاران نظام اسلامی  چقدراز حقیقت نماز به دورهستیم و هستند! که به هنگام وقت نماز، حرف های صدتا یه قاز بنده ها رو بر حرف زدن با آفریدگار ترجیح می دهند . خدا به همه مون عقل بده تا زمان شناش و موقعیت شناس باشیم و باشند.)


عمران گوشه اى نشست و به امام خيره شد. جويبار آيه ها از زبان امام مهربانمان جارى بود. عمران حس كرد كه گويى چيزى در دلش راه مى يابد وچلچراغ ها را در آن روشن مى كند. آرزو كرد: « اى كاش مدت ها قبل اين مرد را يافته بودم، اگر چنين مى شد اين همه رنج سفر نمى كشيدم.»
اما دست سرنوشت او را به مرو كشانده بود تا خاستگاه خورشيد را در آن جا ببيند.
بار ديگر انجمن تشكيل شد. عمران در برابر امام نشست.
امام: اى عمران بپرس.
عمران: سرورم ! به من بگو صفات خداوند عين ذات اوست يا نه؟
امام: آيا اين مطالب را فهميدى عمران؟ـآرى سرورم. گواهى مى دهم خداوند همان است كه شما توصيف فرمودى و او را يگانه دانستى . شهادت مى دهم كه محمد (ص) بنده برانگيخته اوست و براى هدايت و دين حق فرستاده شده است.


براى نخستين بار، عمران به خدايى سجده كرد كه دل، راه و زندگى اش را روشن ساخته بود. امام، عمران را در آغوش كشيد.


*
در اين جا نيز بحث فلسفى پيرامون خداوند و ويژگى هاى او در ميان امام و عمران مطرح شد كه به دلايل گفته شده حذف مى شود. علاقه مندان به همان كتاب مراجعه فرمايند.

 

 پس از اين گفت و گوى مفصل و مستدل بود كه عمران تشنه، اندك اندك به چشمه اسلام نزديك شد.

 

نکته پایانی

بیاییم به امام رضا یه قول بدیم

اون قول اینه: نمازامون رو در اول وقت خودش بخونیم چرا که امام مهربونمون که همه دوستش داریم فرمودند: نماز را از اول وقت آن به تاخیر میندازید

 

(لاتوءخرن الصلوه عن اول وقتها - کتاب نماز شناسی ج نوشته مرحوم استاد حسن راشدی)

 

پانوشت:

(1) صابئی ها را گفته اند پیروان حضرت یحیی (ع) هستند و گرایش های ستاره پرستی دارند و در کنار رودخانه ها و نهر ها زندگی می کنند و منا سک عبادی آنان دشوار است

 

وحسن ختام سخن تبریکی از صمیم قلب به همه ی اونایی که دانش وبینش و منش حضرت رضاعلیه السلام رو باهمه ی وجودشون درزندگیشون عینیت می بخشند.

[ یکشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٦ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

از دست و زبان که برآید-کزعهده شکرش به درآید-بنده همان به که زتقصیر خویش-عذر به درگاه خدای آورد-ور نه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد. ******************************* مطالب صفحات ویژه را دریابید.این مطالب برای پژوهشگران و علاقه مندان به معارف عمیق اسلامی ایجاد شده است. آماده پاسخگویی سوالات دوستان هستیم شماره تلگرام09218305249
بایگانی مطالب
امکانات وب
مشاهده کامل آمار
a