يَا ابْنَ جُنْدَبٍ قال اللهُ جلَّ و عزّ في بَعضِ ما أوْحي:  إنَّما أقْبَلُ الصَّلاةَ

 

 مِمَّنْ يَتَواضَعُ لِعَظَمَتي و يَكُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ أجْلِي و يَقْطَعُ

 

نَهارَهُ بِذِكْري  وَ لا يَتَعَظَّمُ عَلي خَلْقي و يُطْعِمُ الْجائِعَ و يَكْسُو الْعارِيَ و

 

يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِي الغَريبَ

 

انسان براي پيمودن راه تكامل و سعادت بايد رابطه خود را با خداي خودش تقويت

كند بهترين راه تقويت رابطه با خدا نماز است .

 البته مسأله عمل به تكاليف ديني و از جمله اقامه نماز به طور صحيح كه در رساله

 هاي عمليه مراجع عظام تقليد آمده و بايد تمام شرايط صحت نماز اعم از (( وضو ،

 لباس نماز گزار، مكان نماز گزار و...)) را كامل رعايت كنيم بحثي است  و رسيدن

 به مراتب عالي كمال بحثي ديگر.    

 مرتبه اي از نماز كه همين نماز ظاهري و معمولي است ، تنها موجب اسقاط 

 تكليف مي شود يعني انسان با آن از عذاب الهي نجات مي يابد اما بدين معنا

 نيست كه لزوما موجب كمال وي و نزديكي اش به خداوند گردد . رسيدن به قرب

 الهي از طريق نماز گزاردن ، مستلزم رعايت نكاتي خاص است كه با صرف عمل

 

 به تكليف ، آن هم از روي عدم توجه به مفاهيم بلند آن محقق نمي گردد.

 

امام صادق(ع) در بخشي از سخنان خود با بيان حديث قدسي ، برخي از  شرايط

 قبولي نماز را براي يكي از يارانشان به نام ابن جندب ياد آور مي شوند . ما هم در

 كنار چشمه سار بيانات حضرت مي نشينيم و با جرعه  اي از اين زلال معرفت

دلهايمان را صفا مي دهيم . 

شرط اول قبولي نماز: نماز گزار در هنگام نماز عظمت خدا را به ياد  آورد . انسان هر چه

بيشتر به عظمت خدا پي ببرد خاضع تر و خاشع تر در  برابر ذات اقدس الهي كرنش

مي كند و به نا چيزي و كوچكي خود پي  مي ببرد. براي درك بهتر عظمت خدا،

بايد توجه داشت كه ما هرگز نمي توانيم به كنه عظمت خداي بزرگ پي ببريم و از

 عقل و درك ما خارج است  اما اگر بخواهيم به گوشه اي از عظمت خدا پي ببريم

 لازم است پي به  عظمت مخلوق خداوند ببريم تا قطره اي از عظمت خدا را درك

كنيم. آسمان اول كه همين آسمان ظاهري است طبق  اكتشافات دانشمندان 

 داراي ميلياردها كهكشان مي باشد يكي از اين كهكشانها كهكشان راه شيري

 است در اين كهكشان راه شيري ميليونها منظومه و خورشيد وجود دارد يكي از اين

 ميليونها منظومه ،منظومه شمسي است هنوز انسان  نتوانسته از اين منظومه

خارج شود حالا اين آسمان اول با تمام بزرگي و  عظمتش به بيان پيامبر اكرم (ص)

در برابر آسمان دوم همانند حلقه اي  كوچك است در بياباني گسترده و وسيع ،

آسمان دوم در برابر آسمان  سوم تا به آسمان هفتم برسد  و آسمان هفتم در برابر

عرش خداوند  همچون حلقه اي كوچك است در بيابان وسيع . حال خودتان را اگر با

اين عظمت و بزرگي مخلوق خدا مقايسه كنيد به موجوديت خودتان مشكوك  مي

شويد . آيا ما هم وجود داريم؟ چون از ذره هم كمتريم حال اين موجود  لا وجود در

 برابر ذات اقدس عبوديت حضرت حق جل وعلي واجب الوجود  هستي بايد چگونه

 كرنش كند . 

شرط دوم : به خاطر خدا از هوسهاي باطل و شهوتهاي دروني و گناه  دست

بردارد. (و يكف نفسه عن الشهوات من اجلي )بگويد: خدايا به خاطر اينكه تو را

دوست دارم دنبال شهوت راني و گناه نمي روم همانطور كه انسان به خاطر

 دوستان خود از برخي خواسته هايش صرف نظر مي كند .

 

بين نماز خواندن و دنبال گناه و شهوت رفتن رابطه معكوس وجود دارد هر چه انسان

بيشتر دنبال نماز برود از شهوت راني و گناه دورتر مي شود و هر چه شهوتراني و

 گناه بيشتر انجام دهد از نماز دورتر  مي شود .ممكن است براي شما خداي

 ناكرده پيش آمده باشد كه گاهي به واسطه انجام گناهي توفيق خواندن نماز به

 بهانه هاي مختلف از شما سلب مي شود مثلا نماز صبح را خواب مي مانيد . اگر

 انسان بخواهد بداند چرا آنطوركه بايد و شايد نمي تواند در نماز با خدا انس بگيرد

 بايد ببيند چقدر به شهوات نامشروع و افكار باطل دل بسته است.

شرط سوم : روز خود را با خداوند سپري كند . كساني هستند كه هميشه به

 ياد خدا هستند و هيچ وقت از ياد خداوند غافل نمي شوند (رجال لا تلهيهم

تجارة و لابيع عن ذكر الله ) نور(24)37  پاك مرداني كه هيچ كسب و تجارت آنان را

از ياد خدا غافل نگرداند .

 

كساني كه روز خود را با ياد خدا سپري مي كنند همه اعمالشان عبادت مي

 شود . مثلا كسي كه آب مي خورد بگويد آب مي خورم تا نيرو بگيرم و با اين نيرو

 انجام فرامين خداوند را در پي گيرم ويا اگر تجارت مي كند بگويد چون خداوند تهيه

 رزق و روزي را براي خانواده واجب كرده براي اجراي فرمان خداوند تجارت مي كنم 

  لذا حتي راه رفتن وي نيز مي شود عبادت و به ياد خدا بودن پس چنين مي شود

روز خود را با خدا سپري كرد . شرايط ديگر : انسان همانطور كه در برابر خداوند

متعال متواضع بايد باشد بايد در برابر بندگان خداوند هم بزرگي و فخر نفروشد و به

 آنها خدمت كند مثلا اگر گرسنه اي را ديد و توان سير كردن وي را داشت او را سير

 نمايد . اين خود از مصاديق زكات است . زكات در اصطلاح قرآن فقط آن زكات واجبي

 كه به اموالي خاص تعلق مي گيرد نيست ، بلكه مفهوم زكات در قرآن انفاق در راه

خداست پس در اسلام دو نوع زكات داريم واجب ، مستحب

 واجب به آن زكاتي گفته مي شود كه به اموالي خاص تعلق ميگيرد مانند گندم و

 جو ،گاو ، گوسفند و... اما زكات مستحب : شامل صدقات ،انفاق و مواردي نظير

 آن مي شود .

 زكات و نماز هيچ گاه از هم جدا نمي شود . نماز كه هست زكات هم بايد باشد .

قران از زبان حضرت عيسي مي فرمايد :( و أوصاني بالصلاة و الزكوة ما دمت حيا )

شرط ديگر : اگر برهنه اي را ديد او را بپوشاند (يَكْسُو الْعارِيَ ) ‌‌‌‌در اينجا منظور

 كسي نيست كه حتما لباس به تن ندارد حتي به كسي برهنه اطلاق مي شود

 كه كه لباس مناسب ندارد مثلا لباس گرمي براي زمستانش ندارد و يا لباسي

 بسيار كهنه و مندرس دارد .

 ونيز از شروط اين است كه اگر براي كسي مصيبتي رخ داد به او كمك كنيم و اگر

كسي سر پناهي نداشت تا آنجا كه برايمان مقدور است براي وي مسكن تهيه

كنيم (و يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِي الغَريبَ )