سپاس و تقدیر

از همه دوستان بزرگواری که به پرسش اساسی ما که در قالب مسابقه مطرح شده بود

پاسخ دادند ممنونیم.

به امید خداوند در زمان تعیین شده ضمن استفاده از آنها در وبلاگ و همایش ها برندگان اعلام

می می شوند.

خداوند همه ما را از اقامه کنندگان نماز قرار دهد.آمین

*******

انسان از سويي گاه مظهر برترين و زيباترين حقايق هستي است، از سويي ديگر، گاه محل بروز زشتي ها و پستي هايي مانند نيز مي گردد.

 اگر در جايي و زماني او را مظهر آگاهي و محبت و فداكاري يا خردمندي و آفرينندگي و پيشرفت در عرصه هاي تعالي، يا آيت شوق و شور و اميد مي بينيم، در جايي و زماني ديگر او را دچار غفلت و كينه و خودخواهي، يا جهل و عادت و ركود، يا سستي و نوميدي و بدبيني مشاهده مي كنيم .

 اين عنصر با استعداد، مي تواند برترين موجود گيتي تا پست ترين پديده هستي گردد. او مجهز به همه ابزارها و زمينه هاي تعالي و تكامل معنوي و مادي، آفريده شده است.سرشت او نيك و راه نيكي به روي او باز است.

خرد و قدرت بر تصميم گيري و انتخاب، دو بال تواناي اويند و رسولان الهي راهنمايان و اميد دهندگان و كمك كنندگان به او. اما او با اين حال مي تواند تسليم ضعف ها و هوس ها و خودخواهي ها يا جهل ها و غفلت ها و عادت هاي خود شود.

 و خــود را از هــمة آن بشارتهــا و اميدها و معراجها محـروم ســازد. ايــن همــان اسـت كه آن را بايد  فسادپذيري انسان  ناميد و همان است كه در عمر دراز بشريت و نيز در عمر هر يك از آحاد بشر، بزرگترين مصيبت او و خطرناك ترين تهديد او به شمار رفته است و مي رود.

 براي پيشگيري و نيز درمان اين آفت بــزرگ، دين خدا  ذكر  را به انسان آموخته است. ذكر يعني حقيقت را به ياد آوردن، خود را در برابر خدا يافتن، به او  گوش سپردن و به او دل دادن يعني از دلمشغولي هايي كه آدمي را اسير وسوسة هوس ها مي كند يا ميل به برتري جويي و كين ورزي و آزمندي او را ارضاء مي سازد، خود را رها ساختن، يعني او را از جهنمي كه براي خود فراهم كرده است به بهشت صفا و انس و بهجت و امن بردن.

و نماز با تركيب هماهنگ دل و زبان و حركت، ناب ترين و كامل ترين نمونه و وسيله ذكر است.


انسان در زندگي شخصي اش، گاه بر اثر محنت ها و شدت ها و مصيبت ها، و در زندگي جمعي اش گاه با حوادث تحول آفرين مانند حركت عمومي به سوي جهاد يا انفاق يا كمك به نيازمندان، به عامل ذكر نزديك مي شود، 
 

و گاه با سرگرمي هاي هوس آلود و غرق شدن در سرخوشي و اشرافيگري و عيش بارگي، از آن دور مي افتد. عنصري كه مي تواند در همه اين احوال او را به بهشت  ذكر  نزديك يا نزديك تر كند، نماز است.


نماز در حالات آمادگي روحي، به آدمي عروج و حال و حضور بيشتر مي بخشدو در حالات غفلت و ناآمادگي، در گوش او زنگ آماده باش مي نوازدو او را به آن وادي نوراني نزديك مي سازد.

 لذا نماز در هيچ حالي نبايد ترك شود. در عين شدت و محنت، در بحبوحه ميدان جهاد در هنگام فراغ و آسايش، و حتي در ميان محيط لجن آلودي كه انسان با هوس ها و كينه ها و شهوتها و خودخواهي ها، پيرامون خود پديد آورده است، نماز يك شربت مقوي  شفابخش است، بايد آن را با دل و جان خود نوشيد و از هر نقطه كـه در آن واقع شده ايم، يك گام يا يك ميدان به بهشت رضوان نزديك شد.

از اين روست كه نه َحيّ عَلي الجهاد و نه حي علي الصوم و نه حَيّ عَلي الانفاق، نگفته اند، ولي در هر روز بارها سروده اند: َحيّ عَلي الصّلاه در دوران انقلاب و جنگ تحميلي نماز ما را در حركتمان مصمم تر و نيرومندتر مي كرد، و امروز كه خطر غفلت و عيش بارگي و آرزوهاي حقير و تنگ نظرانه و عادتها و روزمّرگي ها ما را تهديد مي كند، نماز به ما مصونيت مي بخشد و بن بست هاي پنداري را مي شكند و راه مارا روشن و افق را درخشان مي سازد.

 اين تنها برگي از كتاب مناقب نماز است، و همين براي براه انداختن حركتي جدي تر از گذشته، مي تواند انگيزه اي ژرف و كارآمد پديد آورد.