دانلود رایگان متن نوشتاری (word)واژه های آسمانی- جلسه دهم-3

جلسه دهم-3

571- دنیا چیست؟

إِنَّمَا الحَْیَوةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ  وَ إِن تُؤْمِنُواْ وَ تَتَّقُواْ یُؤْتِکمُ‏ْ أُجُورَکُمْ وَ لَا یَسَْلْکُمْ أَمْوَالَکُمْ(36 محمد) جز این نیست که زندگى اینجهانى بازیچه و بیهودگى است. و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگارى کنید خدا پاداشهایتان را خواهد داد، و از شما اموالتان را نمى‏طلبد.

لَعِبٌ=بازی 8 بار

لَهْوٌ  =سرگرمی 10 بار

أُجُورَ=پاداش ها 12 بار

به چشم عقل در این رهگذار پر آشوب

جهان و کار جهان بی ثبات وبی محل است

572-دو فرمان

وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً (23 اسری) پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هر گاه تا تو زنده هستى هر دو یا یکى از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتى خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگوى.

قَضى=فرمان داد 14 بار

إِیَّاهُ=اورا (ضمیر منفصل مرفوعی)8 بار

الْوالِدَیْنِ=پدر و مادر 7 بار

573-سرکشی و سر گردانی

مَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُ  وَ یَذَرُهُمْ فىِ طُغْیَانهِِمْ یَعْمَهُونَ(186 اعراف) هر کس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدایت کننده‏اى ندارد و آنها را در طغیان و سرکشى‏شان رها مى‏سازد، تا سرگردان شوند!

 یُضْلِلِ =گمراه سازد 13 بار

 طُغْیَان =سرکشی 9 بار

 یعْمَهُونَ=سرگردان بمانند 7 بار

خوی بد بر طبیعتی که گذشت

نرود تا به وقت مرگ از دست

574-نادان تر از حیوان

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً (44 فرقان) آیا گمان مى‏برى بیشتر آنان مى‏شنوند یا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند! (44)

یَسْمَعُونَ =می شنوند 10 بار

یَعْقِلُونَ =اندیشه می کنند 10 بار

 أَضَلُّ=گمراه تر9 بار

قدم پیش نه از مَلَک بگذری

و گر بازمانی ز دَد کمتری

575-همرنگ جماعت مشو

قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (100 مائده) بگو: « (هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوى نیستند هر چند فزونى ناپاکها، تو را به شگفتى اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!

لا یَسْتَوِی =برابر نیستند 8 بار

 الطَّیِّبُ =پاکی 13 بار

 الْخَبیثِ=ناپاکی 7 بار

576- ترس از آینده چرا؟

الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (268 بقره) شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستى مى‏دهد و به فحشا (و زشتیها) امر مى‏کند ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مى‏دهد و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‏هاى خود، وفا مى‏کند.)

یَأْمُرُ =امر می کند. دستور می دهد 11 بار

 الْفَحْشاءِ =زشتی ها 7 بار

 واسِعٌ=گشایشگر9 بار

ای دل سرو کار با کریم است مترس

لطفا چو خداییش قدیم است مترس

577- دو میوه بهشتی

وَ جَعَلْنا فیها جَنَّاتٍ مِنْ نَخیلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فیها مِنَ الْعُیُونِ (34 یس) و در آن باغهایى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه‏هایى از آن جارى ساختیم.

نَخیلٍ=نخل ها درختان خرما 7 بار

 أَعْنابٍ =درختان انگور 9 بار

 الْعُیُونِ=چشمه ها 10 بار

578-الطاف خداوندی

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (164آل عمران) خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشید] هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند.

 بَعَثَ =بر انگیخت 9 بار

 یَتْلُوا =می خواند ،تلاوت می کند 8 بار

 یُعَلِّمُ=می آموزد 9 بار

579-حقوقی بر گردن همه

وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً (26 اسری) و حقّ نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذیر مکن.

آتِ =بده فعل امر از اتی یاتی 8 بار تکرار

ذَا الْقُرْبى‏ =خویشاوند 8 بار

الْمِسْکینَ =بی نوا 8 بار

 ابْنَ السَّبیلِ =در راه مانده

 لا تُبَذِّرْ=ریخت و پاش مکن

580- رسالتی طولانی

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ (14عنکبوت) و ما نوح را بسوى قومش فرستادیم و او را در میان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ کرد اما سرانجام طوفان و سیلاب آنان را فراگرفت در حالى که ظالم بودند.

أَلْفَ = هزار 10 بار تکرار

سَنَةٍ =سال 7 بار

 عاماً=سال 8 بار

نوح نهصد سال دعوت می نمود

دم به دم انکار قومش می فزود

هیچ از گفتن عنان واپس کشید؟

هیچ اندر غار خاموشی خزید؟

581-یکی از احکام حج

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ (196 بقره) و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعى مانند ترس از دشمن یا بیمارى، اجازه نداد که پس از احرام‏بستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهاى خود را نتراشید، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسى از شما بیمار بود، و یا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفّاره‏اى از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندى بدهد.

رُؤُسَ=سرها 11 بار تکرار

الْهَدْیُ =قربانی (با سکون دال)7 بار

 رَأْسِ=سر 7 بار

582- بهشت موعود

تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتی‏ نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ کانَ تَقِیًّا (63 مریم) این همان بهشتى است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث مى‏دهیم.

تِلْکَ=آن 41 بار

 الْجَنَّةُ=بهشت 70 بار

مَنْ=کسی که 875 بار

کانَ= بود 875 بار

583-سنتی فراموش شده

وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَنْ یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَا الَّذی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ (237 بقره) و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها تماس بگیرید و (آمیزش جنسى کنید) طلاق دهید، در حالى که مهرى براى آنها تعیین کرده‏اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‏اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند یا (در صورتى که صغیر و سفیه باشند، ولىّ آنها، یعنى) آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکارى نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکارى را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام مى‏دهید، بیناست!

الْفَضْلَ=فضل و بخشش 84 بار تکرار

 بَیْنَ=میان 266 بار

 تَعْمَلُونَ=انجام می دهید 82 بار

 بَصیرٌ=بینا 51 بار

584-با اجازه خدا

وَ أُدْخِلَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلامٌ (23ابراهیم) و کسانى را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهاى بهشت وارد مى‏کنند باغهایى که نهرها از زیر درختانش جارى است به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن مى‏مانند و تحیّت آنها در آن، «سلام» است.

عَمِلُوا=انجام دادند 73 بار تکرار

 الصَّالِحاتِ =اعمال شایسته و صالح62 بار

جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ = باغهایى که نهرها از زیر درختانش جارى است18 بار

خالِدینَ فیها= درآن بهشت جاویدان اند39 بار

585-راه جذب برکت

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ (96 اعراف) و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‏گشودیم ولى (آنها حق را) تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.

أَهْلَ =اهل ،مردم 123 بار تکرار

 اتَّقَوْا =تقوا پیشه کردند 19 بار

  أَخَذْنا=مواخذه کردیم.به سختی گرفتیم 26 بار

کانُوا یَکْسِبُونَ=کسب می کردند14 بار

گر بترسند از آن گنج آفرین

گنج هاشان کشف گشتی در زمین

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: فهم قرآن , ضمن خدمت فرهنگیان , جلسه دهم واژه های آسمانی , قرآن
[ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٦ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

جلسه دهم واژه های آسمانی-15 فراز اول

 سلام دوستان

با عرض پوزش از تاخیر (که البته کاملا اتفاقی و غیر عمدی بود)فعلا علی الحساب 15 فراز اول جلسه دهم رو تقدیم می کنم.به لطف الهی 52 فراز پایانی به سرعت در اختیارتون قرار خواهد گرفت.

 

جلسه دهم-1

541- فانوس های آسمانی

وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (006 |انعام - 97)او کسى است که ستارگان را براى شما آفرید، تا درتاریکیهاى صحرا و دریا، بوسیله آنها راه یابید. ما نشانه ها (ى خود) را براى گروهى که آگاهند، (و اهل فکر و اندیشه اند) بیان داشتیم.

الْبَرِّ= بافتحه به معنای خشکی 9 بار تکرار

البِرّ=با کسره به معنای نیکی

 الْبَحْرِ=دریا33 بار تکرار

542- شتاب در تباهی

وَ تَرى کَثیراً مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (005 | مائده - 62)بسیارى از آنان را مى بینى که در گناه و تعدّى، و خوردن مال حرام، شتاب مى کنند. چه بد و ناپسند است کارى که انجام مى دادند.

تَرى =می بینی 39 بار تکرار

یُسارِعُونَ =شتاب می کنند7 بار تکرار

عُدْوانِ=تجاوز8 بار تکرار

543- زود دیر می شود

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظّالِمُونَ (002 | البقرة - 254)اى کسانى که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزى داده ایم، انفاق کنید; پیش از آن که روزى فرار رسد که در آن، نه خرید و فروشى هست (تا بتوانید نجات را خریدارى کنید)، و نه دوستى سودى دارد، و نه شفاعتى شامل حالتان مى شود و کافران، خود ستمکارند;

رَزَقْنا= روزی دادیم 21 بار تکرار

أَنْ یَأْتِیَ =آن که بیاید 8 بار تکرار

بَیْعٌ=خرید و فروش 7 بار

زودتر از آنکه بیفتی در چاه

پیش روان ساز چراغی به راه

بعد تو انفاق زاموال تو

گرچه مفید است به احوال تو

لیک چراغیست که آن از قفاست

یار نیکوئیست ولی بی وفاست

544-ثروت گرانبها

یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلّا أُولُوا الْأَلْبابِ (002 | البقرة - 269)دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته باشد) مى دهد;و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانى داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمى کنند، و) متذکّر نمى گردند.

یُؤْتِی=می دهد 14 بار تکرار

 الْحِکْمَةَ =حکمت 20 بار تکرار

أُولُوا=صاحبان 17 بار تکرار

545-وعده گاه

قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ (056 | واقعه - 49)بگو: «اوّلین و آخرین، َمَجْمُوعُونَ إِلى مِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ (056 | واقعه - 50)همگى در موعد روزى معین گردآورى مى شوند،

الْأَوَّلِینَ =پیشینیان 32 بار تکرار

 الْآخِرِینَ=آخرین 10 بار

مِیقاتِ=وعده گاه 7 بار

546- خلایق هرچه لایق

فَریقاً هَدى وَ فَریقاً حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اللهِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (007 | اعراف - 30)جمعى را هدایت کرده; و جمعى (که شایستگى نداشته اند،) گمراهى بر آنها مسلّم شده است. آنها (کسانى هستند که) شیاطین را به جاى خداوند، اولیاى خود انتخاب کردند; و گمان مى کنند هدایت یافته اند.

هَدى = هدایت کرد27 بار در قرآن امده است(هُدی به معنای هدایت با فتح ها)

حَقَّ =ثابت شد- محقق شد 12 بار تکرار

 الضَّلالَةُ= گمراهی 9 بار تکرار

547- بخشش بی منت

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذىً وَ اللهُ غَنِیٌّ حَلیمٌ (002 | البقرة - 263)گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از تندخویى آنها)، از صدقه اى که آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است; و خداوند، بى نیاز و داراى حلم است.

مَغْفِرَت= بخشش 28 بار تکرار شده است

أَذىً =اذیت 9بار تکرار

حَلیمٌ=بردبار11 بار تکرار

اگر حنظل خوری از دست خود خوش

به از شیرین خوری از ترش روی

548-کندوی عسل

وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمّا یَعْرِشُونَ (016 | نحل - 68)و پروردگار تو، به زنبور عسل «وحى» [=الهام غریزى] نمود که: «از کوهها و درختان و داربستهایى که (مردم) مى سازند، خانه هایى برگزین.

أَوْحى =الهام کرد –وحی کرد 8 بار تکرار

الْجِبالِ =کوهها جمع جبل 33 بار تکرار

الشَّجَرِ=درخت 7 بار تکرار جمع آن اشجار است

شربت نوش آفرید از مگس نحل

نخل تناول کند زدانه خرما

549-از دانایان بپرسیم

وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ (021 | انبیاء - 7)ما پیش از تو، جز مردانى که به آنان وحى مى کردیم، نفرستادیم. (همه انسان بودند) اگر نمى دانید، از آگاهان بپرسید.

ما أَرْسَلْنا = نفرستادیم 18 بار تکرار

نُوحِی =وحی می کنیم 7 بار تکرار

لاتَعْلَمُونَ=نمی دانید 21 بار

550- معرفی آهن

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللهَ قَوِىٌّ عَزِیزٌ (057 | حدید - 25)ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب آسمانى و میزان (شناسایىِ حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند; و آهن را آفریدیم که در آن نیروى شدید و منافعى براى مردم است، تا مشخص شود چه کسى خدا و پیامبرانش را یارى مى کند بى آن که او را ببیند; خداوند توانا و شکست ناپذیر است.

بَأْسٌ =نیرو و قدرت 24 بار تکرار

مَنافِعُ =بهره ها 8 بار

لِیَعْلَمَ=تا بداند 9 بار

551- راهی میان آب

فَأَوْحَیْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ (026 | شعراء - 63)و به دنبال آن به موسى وحى کردیم: «عصایت را به دریا بزن.» (او چنین کرد) و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشى همچون کوه عظیمى شد!

أَوْحَیْنا =وحی کردیم 24 بار تکرار

اضْرِبْ = بزن 8 بار

عَصا=عصا –چوب دستی 10 بار

552-مالک سود و زیان

قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ لَکُمْ مِنَ اللهِ شَیْئاً إِنْ أَرادَ بِکُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِکُمْ نَفْعاً بَلْ کانَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً (048 | فتح - 11) بگو: «هرگاه خدا زیانى براى شما بخواهد، چه کسى مى تواند در برابر او از شما دفاع کند; و یا اگرنفعى اراده کند (مانع گردد)؟! و خداوند آنچه که انجام مى دهید آگاه است.»

أَرادَ =بخواهد 22 بار تکرار

 ضَرًّا =ضرر 20 بار(اگر ضَرّاء نوشته شود به معنی تنگدستی است)

نَفْعاً=سود 11 بار تکرار

553-چپاول ممنوع

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلّا أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً (004 | نساء - 29)اى کسانى که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را در میان خود بباطل (و از طرق نامشروع) نخورید; مگر این که تجارتى با رضایت طرفین شما انجام گیرد. و خودکشى نکنید. خداوند نسبت به شما مهربان است.

باطِلِ =ناحق 26 بار تکرار

 أَنْ تَکُونَ= این که باشد 7 بار

 تِجارَةً=تجارتی،معامله 9 بار

554- رهبر پیشتاز

فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلّا عَلَى اللهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمینَ (010 | یونس - 72)و اگر (از قبول دعوتم) روى بگردانید، (کار نادرستى کرده اید; چه این که) من از شما هیچ اجر و پاداشى نمى خواهم; اجر من، تنها بر خداست! و من مأمورم که از مسلمانان (و تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم.»

أُمِرْتُ= فرمان یافتم 11 بار تکرار

 أَنْ أَکُونَ =این که باشم 7 بار

 الْمُسْلِمینَ=مسلمانان 21 بار

555- گروه های کر

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللهُ عَلِیمٌ بِما یَفْعَلُونَ (024 | نور - 41)آیا ندیدى تمام آنان که در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح مى گویند، و همچنین پرندگان به هنگامى که بر فراز آسمان بال گسترده اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را مى داند; و خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست.

یُسَبِّحُ =تسبیح می گوید 7 بار تکرار

الطَّیْرُ =پرندگان 19 بار

عَلِمَ=دانست 13 بار



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: جلسه دهم واژه های آسمانی , فهم قرآن , ضمن خدمت فرهنگیان , قرآن
[ دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

دانلود رایگان متن نوشتاری (word)واژه های آسمانی- جلسه دهم

جلسه دهم-2

556- روز آشکار شدن

وَ بَدا لَهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (039 | زمر - 48)(در آن روز) اعمال بدى را که انجام داده اند براى آنها آشکار مى شود، و آنچه را (از عذاب الهى) استهزا مى کردند بر آنها واقع مى گردد.

کَسَبُوا = کسب کردند15 بار تکرار

 حاقَ بِهِمْ =گریبان آن ها را می گیرد9 بار تکرار

 کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ=مسخره می کردند14 بار تکرار

557-آیین بندگی

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السّاجِدِینَ (015 | حجر - 98)(براى دفع این ناراحتى) پروردگارت را تسبیح گو و ستایش نما; و از سجده کنندگان باش.

سَبِّحْ = تسبیح کن (فعل امر)

کُنْ = باش

 السّاجِدِینَ= سجده کنان 10 بار

558- سوالی کوته فکرانه

قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ کُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (مومنون82) آنها گفتند: «آیا هنگامى که مردیم و خاک و استخوانهایى (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟

تُراباً =خاک 17 بار تکرار

 عِظاماً= استخوان13 بار تکرار

مَبْعُوثُونَ= برانگیخته گان، برانگیخته شده گان اسم مفعول مبعوث

559-راه و رسم رستگاری

وَ لْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلىَ الخَْیرِْ وَ یَأْمُرُونَ بِالمَْعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ  وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(104آل عمران) باید که از میان شما گروهى باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهى از منکر کنند. اینان رستگارانند.

یَدْعُونَ =دعوت می کنند 23 بارتکرار

یَأْمُرُونَ =امر می نمایند7 بار تکرار

یَنْهَوْنَ=نهی می کنند7 بار تکرار

560- دعوت همگانی

وَ اللَّهُ یَدْعُواْ إِلىَ الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ  وَ یُبَیِّنِ‏ُّ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (بقره 221) و خدا به جانب بهشت و آمرزش. و آیات خود را آشکار بیان مى‏کند، باشد که بیندیشند.

یَدْعُواْ =دعوت می کند 15 بارتکرار

 یُبَیِّنِ‏ُّ =روشن می سازد 15 بار تکرار

 یَتَذَکَّرُونَ=پند می پذیرند 7بار تکرار

561- رفیق نا رفیق

وَ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الاَْخِرِ  وَ مَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاءَ قَرِینًا(نساء38) و نیز کسانى را که اموال خویش براى خودنمایى انفاق مى‏کنند و به خدا و روز قیامت ایمان نمى‏آورند. و هر که شیطان قرین او باشد، قرینى بد دارد.

یَکُنِ =باشد 10 بار تکرار

 قَرِینًا =همنشین 7 بار تکرار

سَاءَ=بد است 18 بار

تا تــوانـــی می گریز از یار بد**یــار بــد بـدتر بود از مار بد

مار بد تنها تـو را بر جان زنـــد** یار بد بر جان و بر ایمان زند

هرکه با شیطان شود اینجای دوست

از تنش آخر کَند قهار پوست

562- حتی یک ذره

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ*وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ(زلزال7و8) پس هر کس به وزن ذره‏اى نیکى کرده باشد آن را مى‏بیند. *و هر کس به وزن ذره‏اى بدى کرده باشد آن را مى‏بیند.

یَعْمَلْ=انجام می دهد9 بار تکرار

مِثْقَالَ =هم وزن 8 بار تکرار

 شَرًّا=کار بد 17 بار

به قطره قطره حرامت عذاب خواهد بود

به ذره ذره حسابت عمل خواهد بود

563- کور دلان

وَ إِن تَدْعُوهُمْ إِلىَ الهُْدَى‏ لَا یَسْمَعُواْ  وَ تَرَئهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَ هُمْ لَا یُبْصِرُونَ(198اعراف) و اگر آنها را به راه هدایت بخوانى نمى‏شنوند و مى‏بینى که به تو مى‏نگرند ولى گویى که نمى‏بینند.

تَدْعُو=دعوت کنید 10 بار تکرار

یَنظُرُونَ=می نگرند 15 بار تکرار

لَا یُبْصِرُونَ=نمی بینند7 بار تکرار

دوزخی را سوی جنت نتوان برد به زور

پند سعدی نکند در دل نا اهل اثر

564-پاداش صبر

کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةَ  بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ اللَّهُ مَعَ الصَّبرِِینَ(249بقره) به خواست خدا چه بسا گروه اندکى که بر گروه بسیارى غلبه کند، که خدا با کسانى است که پاى مى‏فشرند.

الصَّبرِِینَ=شکیبایان صبر کنندگان 15 بار تکرار

فِئَةً=گروه 8 بار تکرار

کَثِیرَةَ=بسیار 11بار تکرار

صبرو ظفر, هر دو دوستان قدیمند

 بر اثر ِ صبر نوبت ِ ظفر آید

 صالح و طالح متاع خویش نمایند

 تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

565-سنت های پایدار

سُنَّةَ اللَّهِ فىِ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلُ  وَ لَن تجَِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا(62احزاب) این سنت خداوندى است که در میان پیشینیان نیز بود و در سنت خدا تغییرى نخواهى یافت.

لَن تجَِدَ=هرگز نمی یابی 11 بار تکرار

سُنَّةِ=سنت قانون 14 بار

تَبْدِیلًا=تغییر وتبدیل 7 بار

نیست بر حکم قاطعش تبدیل

 نیست بر امر جامعش تحویل

آن چه تغیر نپذیرد تویی

 آن که نمرده است و نمیرد تویی

566- بیم و بشارت

وَ مِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسىَ إِمَامًا وَ رَحْمَةً  وَ هَاذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِیًّا لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَ بُشْرَى‏ لِلْمُحْسِنِینَ(12احقاف) و پیش از آن کتاب موسى راهنما و رحمت بود. و این، کتابى است تصدیق‏کننده آن، به زبان عربى، تا ستمکاران را بیمى و نیکوکاران را مژده‏اى باشد.

لِّسَانًا =زبان 10 بار تکرار

 لِّیُنذِرَ =تا بترساند 7 بار

 بُشْرَى‏=بشارت 15 بار

567-ماههای خدا

إِنَّ عِدَّةَ الشهُُّورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شهَْرًا فىِ کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ مِنهَْا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ  ذَالِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ  فَلَا تَظْلِمُواْ فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ  وَ قَتِلُواْ الْمُشْرِکِینَ کاَفَّةً کَمَا یُقَتِلُونَکُمْ کَافَّةً  وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ(36 توبه) شمار ماه‏ها در نزد خدا، در کتاب خدا از آن روز که آسمانها و زمین را بیافریده، دوازده است. چهار ماه، ماه‏هاى حرامند. این است شیوه درست. در آن ماه‏ها بر خویشتن ستم مکنید. و هم چنان که مشرکان همگى به جنگ شما برخاستند، همگى به جنگ ایشان برخیزید. و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.

 عِدَّةَ =تعداد 11 بار تکرار

 شهَْرًا =ماه 11 بار

أَرْبَعَةٌ=چهار 9 بار

568-کتاب هشدار

وَ کَذَالِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْءَانًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى‏ وَ مَنْ حَوْلهََا وَ تُنذِرَ یَوْمَ الجَْمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ  فَرِیقٌ فىِ الجَْنَّةِ وَ فَرِیقٌ فىِ السَّعِیرِ(7 شوری) و نیز این قرآن را به زبان عربى بر تو وحى کردیم تا أم القرى و ساکنان اطرافش را بیم دهى. همچنین آنان را از روز قیامت- که در آن تردیدى نیست- بترسانى که گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان.

لتُنذِرَ =برای آن که بیم دهی7 بار تکرار

حَوْلهََا =اطراف آن 15 بار

 الجَْمْعِ=گرد آمدن 8 بار

569-کلید روابط اقتصادی

أَوْفُواْ الْکَیْلَ وَ لَا تَکُونُواْ مِنَ الْمُخْسِرِینَ(181شعراء) پیمانه را تمام بپردازید و کم‏فروشى مکنید.

أَوْفُواْ=تمام دهید.کامل بدهید 10 بار تکرار

الْکَیْلَ=پیمانه 10 بار

 لَا تَکُونُواْ=نباشید 10 بار

570- روزه،سنتی باستانی

یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(183 بقره) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، روزه داشتن بر شما مقرر شد، هم چنان که بر کسانى که پیش از شما بوده‏اند مقرر شده بود، تا پرهیزگار شوید

کُتِبَ=نوشته شد 13 بار تکرار

الصِّیَامُ=روزه 9 بار

تَتَّقُونَ=پرهیزکار باشید 8 بار تکرار

جلسه دهم-3



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: جلسه دهم واژه های آسمانی , فهم کتاب مقدس , فهم قرآن , قرآن
[ دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٦:٤٤ ‎ق.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

کار بیخ پیدا کرده!

اگر دعای بسیار به همراه توسلات نیز در استجابت و رفع گرفتاری‌هایت نتیجه نداد، بدان که کار بیخ پیدا کرده است

چاره و راه‌کارچیست؟


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ - اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج.

سلام دوستان!

آدمی عین فقر و نیاز است؛ پس هر کسی ضمن گرفتاری‌های فراوان، آمال و آروزهایی نیز دارد.

بدیهی است که این آدم فقیر و نیازمند، برای رفع گرفتاری‌ها و تحقق آمال و آروزهایش، به سراغ غیر خود [یا همان وسایل] می‌رود، حال خواه این "وسیله"ها و "واسطه"ها از نوع انسان باشند، یا غیر انسان. مثل وسیله قرار دادن پزشک (انسان)، یا دارو (اشیا)، برای بهبود. و همین طور است توسل به اهل عصمت علیهم السلام، توسل به قرآن کریم، نماز، دعا، صدقات و ... ، همین التماس دعایی که به یک دیگر می‌گوییم نیز نوعی"توسل" می‌باشد.

در کلیت این اصلِ توسلِ به وسایل، هیچ تفاوتی بین انسان مؤمن با غیر مؤمن وجود ندارد و هیچ استثنایی هم به آن راه ندارد، همگان با توسل به غیر (وسایل گوناگون) پیش‌روند؛ منتهی تفاوت این است که انسان جاهل و غیر مؤمن، گمان می‌کند که "وسیله"، به خودی خود کارساز است، اما عاقل و مؤمن می‌داند که "وسیله"، همان وسیله است و بیش از وسیله شدن، کاری از او (آن) بر نمی‌آید و می‌داند که خالق، مالک، رازق، رب و "فعال مایشآء" در امر او و تمامی وسایل و آثارشان، دیگری می‌باشد. الله جلّ جلاله.

البته روی سخن ما در این مبحث کوتاه، همان انسان‌های عاقل و مؤمن می‌باشد که مقصودم از مؤمن، الزاماً نماز شب خوان نیست، بلکه همانها که خدا را قبول دارند و به وقت حاجت، "یا خدا" می‌گویند و به وقت "توسل" نیز می‌دانند که کارها به دست اوست. لذا به اهل بیت علیهم السلام نیز که متوسل شوند، می‌گویند: « تَوَسَّلْتُ بِکُمْ اِلَى اللّهِ ».

●- اما، گاه پیش می‌آید و به نظر می‌رسد که به رغم دعاها (خواندن‌ها و خواستن‌ها)ی مستمر و فراوان و نیز توسلات بسیار محکم و غلیظ، دعا مستجاب نمی‌شود که هیچ، گرفتاری به مقدار کم یا زیاد تشدید نیز می‌شود! گاه رفع گرفتاری‌ها زمان دارد که اگر طولانی شود و یا از زمانش بگذرد، مشکلات عدیده‌ی دیگری به بار می‌آورد (پناه بر خدا).

●- بدیهی است که خداوند منّان، بندگانش را دوست دارد، ربّ، رازق، رحمان و رحیم است و استجابت کننده‌ی دعاهاست؛ بنابراین وقتی گرفتاری حل نشد، باید چند دقیقه فکر کرد که چرا؟!

الف – یک علت خوش‌بینانه این است که بگوییم: «لابد وقتش نرسیده – لابد مصلحت ما ندیده – لابد مسائلی به نفع و ضرر من هست که من از آن بی‌اطلاعم، اما او می‌داند – لابد حکمت و مشیت‌اش بر آن قرار نگرفته و ... !

همه اینها درست است؛ اما این نگاه خوش‌بینانه ‌به نقش یک روی سکه است. از یک سو خداوند سبحان را رحمان، مجیب، جواد، کریم، رئوف و منّان می‌شناسیم، و از سوی دیگر خودمان را خوب، مرضی و مقرب دیده‌ایم و هیچ اشکالی در خود نیافته‌ایم،  ...! لذا چنین صورت‌هایی را فرض می‌کنیم، و البته تا حدود بسیاری درست هم هست.

ب – اما روی دیگر سکه، "واقع بینی" می‌خواهد که کمی برای همه و به ویژه کسانی که ناخودآگاه "خودپسند" نیز هستند، دشوار است، و آن این است که بدانیم «وقتی دعاها مستجاب نشد، توسلات، به ویژه به اهل عصمت علیهم السلام، نماز، دعا و ... نیز ثمر نبخشید، گرفتاری باقی ماند و یا تشدید نیز شد، لابد کار بیخ پیدا کرده است! پس تلنگر و تشر می‌زند، تا بیدار و هوشیار شویم و بازگردیم. خودش در قرآن کریم فرمود که من فقط بخشی از آثار کارهای نادرست شما را در دنیا به خودتان باز می‌گردانم تا بفهمید که معاد و ناراحتی و عذاب در پیش است:

« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ » (الرّوم، 41)

ترجمه: فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است؛ خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق) بازگردند!

می‌فرماید: تازه این مشکلات و گرفتاری‌ها، بازتاب کمی، از بخش کوچکی، از علمکرد شماست؛ بیشترش را می‌بخشم (به قول ما ندید می‌گیرم) تا بیشتر گرفتار کارهای خوتان نشوید:

« وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ » (الشّوری، 30)

ترجمه: هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند.

قرآن مجید:

نمونه‌ی‌ این مستأصل شدن‌ها، عدم استجابت دعاها و مؤثر نیفتادن توسلات یا به کار نیامدن وسایل، نه تنها در زندگی اکثر ما دیده شده، بلکه در قرآن کریم نیز به آن تصریح شده است، مثل داستان آن جوان گناهکاری که حتی اظهار ندامتش نزد رحمة للعالمین صلوات الله علیه و آله نیز مقبول نیفتاد و سر به کوه و بیابان گذاشت و خود را به غل و زنجیر کشید و به خداوند سبحان گفت: دیگر جز تو کسی را ندارم! پس برایش آیه‌ی رحمت و مغفرت نازل گردید.

یا آن که اشاره به"مضطر"نمود و مضطر کسی است که دیگر هیچ راه‌حل و وسیله‌ای برایش باقی نمانده است! و فرمود: « أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ ... – کیست آن که دعای مضطر را مستجاب می‌کند و گرفتاریش را برطرف می‌نماید /  النّمل، 62»

در بیان اهل بیت علیهم السلام:

در دعاهای مأثوره از اهل بیت علیهم السلام نیز به این معنا بسیار تصریح شده است. مثل فرازهایی در دعای ابو حمزه، یا دعای کمیل ... و یا دعای روز چهارشنبه که عرض می‌نماید: « أَدْعُوکَ دُعَاءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسِیلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حِیلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ ... - تو را می‌خوانم همچون کسی که وسیله‏اش ناکارا گشته و رشته چاره‏اش گسسته‏ و اجلش نزدیک شده است».

چاره و راه‌کار:

چاره و راه‌کار، باز هم همان"دعا و توسل"است، چرا که اولاً از ما کاری بر نمی‌آید و اگر بر می‌آمد که نه نیاز داشتیم و نه خرابکاری می‌کردیم؛ ثانیاً ما مالک و رب و رازق نیستیم و باید از او بخواهیم؛ ثالثاً هم خداوند منّان فیوضات خود را به وسیله می‌رساند و هم بندگان به وسیله کسب و اخذ می‌نمایند.

دوستی گفت: می‌خواهیم مستقیم با خدا ارتباط داشته باشم و مستقیم و بدون هیچ وسیله‌ای از او بگیرم! گفتم: تمامی ارتباطات ما مستقیم است، وقتی "یا الله" یا"اللهم" می‌گوییم، مستقیم خودش را می‌خوانیم، اما باز هم به وسیله‌ی دل و زبان! در ضمن هر گاه خدای منّان چیزی را بدون وسیله به تو داد، تو هم بدون وسیله از او اخذ کن! وحیّ را نیز با وسیله فرستاد.

اما، این بار نوع دعا و توسل ما باید متفاوت گردد و چند کار را انجام دهیم:

یک - دقایقی به لطف خدا فکر کنیم که چه نعمت‌هایی را به ما ارزانی داشته و دارد.

دو - دقایقی به خودمان فکر کنیم که کجاها را خطا کرده‌ایم؟ این خطا چند گونه است، یا مستقیم نعمت را قدر ندانسته و ضایع کرده‌ایم، یا با گناهان دیگری نعمات را ضایع کرده‌ایم، یا رفتارهایی داریم که مانع از بالا رفتن دعای ما می‌شود؛ یا شرایطی ایجاد کرده‌ایم که مانع از رسیدن پاسخ (استجابت) می‌گردد و ... – که در دعای کمیل به خوبی تشریح شده است.

سه - پس از این مرحله، اول یک اقرار جدی بنماییم که شامل سه بخش است: اول – الهی جز تو نیست؛ دوم – تو منزه و مبرایی (سبحانی)؛ و سوم این که"من به خودم ظلم کرده‌ایم"؛ یعنی همان ذکر مشهور به"یونسیه علیه السلام"، در دعاهای آدم تا خاتم و ائمه علیهم السلام، به طرق گوناگونی بیان شده است.

چهار - با تمامی آلودگی‌ها و خرابکاری‌ها، او را به جدّ و از صمیم قلب و اخلاص، به اسمای گوناگونش بخوان. مکرر "یا الله و یا ربّی" بگو – "سبحان الله و الحمدلله" بگو – "یا ستار، یا غفار، یا مجیب، یا سریع الرضا، یا جواد، یا کریم، یا رحمان و یا رحیم، یا رازقی، یا مالکی، یا عزیز و یا جبار، یا رفیق و یا شفیق و ... بگو و زیاد استغفار و توبه را از قلب به زبان آور و بگو.

پنج - وقتی چیزی نداری که با آن در محضر حق قرار گیری، با همان که نداری برو؛ بگو دستم خالی است؛ بگو خراب کردم؛ بگو غفلت کردم، بگو به خاطر جهلم، جری شدم، بگو حالا مستأصل و مضطر شدم و هیچ راه و وسیله‌ای برایم باقی نمانده است، به جز همان لطف مکرر و مضاعف خودت. بگو: می‌دانی که به رغم تمامی آلودگی‌ها، دوستت دارم، یگانگی تو را باور دارم و به معاد و بازگشت به سوی تو ایمان دارم، از یک سو امیدوار به فضل توأم، از سوی دیگر نگران و خائف از عملکرد خودم هستیم ...، دعاهای رسیده از اهل بیت علیهم السلام را بخوان، همش همین حرف‌هاست.

نکته:

دعا کردن نیز ضمن لطافت، کیاست می‌خواهد.

*- ببینیم امام موسی بن جعفر علیه السلام، در دعای مشهور به "سریع الاجابة"، سخن را چگونه آغاز می‌نمایند؟! عرض می‌کند: بهترین چیز نزد دو توحید است که من در آن تو را اطاعت کردم؛ و بدترین چیز هم کفر است که از آن دوری کردم، پس بین این دو هر چه هست، خودت ببخش!

« اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا »

ترجمه: دایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه پرستى است اطاعت نمودم، و تو را در مبغوض ترین چیزها که کفر است نافرمانى نکردم، پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز!

*- بعد سریعاً تقاضای تسویه حساب نموده و عرض می‌نمایند:

« اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ »

خدایا! نافرمانی‌هاى بسیارم در پیشگاهت را درگذر (ببخش)، و طاعت اندکم در آستانت بپذیر را بپذیر!

*- و بعد سریعاً توسل به بهترین وسایل قرب:

« أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ] وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ إِلا إِلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ »

از تو درخواست می‌کنم به حق آنان که از میان آفریده‌هایت انتخاب نمودى، و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى!

خدایا! از تو درخواست مى‌کنم به حق یگانگى بزرگ‌تر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى، و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى، و به حق آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى، که از تو جز براى تو اظهار نگردد، بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده، و از جهاتى که گمان مى‌برم و یا گمان نمی‌برم مرا روزى ده همانا تو هرکه را بخواهى بى حساب روزى مى دهی.

***- این دعا را که در همان ابتدای کتاب اریشمند دعا (مفاتیح الجنان)، قبل از مناجات‌های خمس عشر درج گردیده، حتماً مکرر بخوانید. التماس دعا

 منبع:سایت شبهه ایکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: دعا و نیایش , استجابت , آداب دعا , دعا و توسل
[ دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٦:۳٥ ‎ق.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

نماز (صلاة)، اتصال ما به درگاه ربوبی است



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: نماز , نماز و توسل , کمک از دیگران , مدیریت اقامه نماز
[ چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٦ ] [ ٧:٠٦ ‎ق.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]