قنوت سپیده دم
پایگاه تخصصی نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعه گنجینه پرسش ها و پاسخ های  معرفتی و کاربردی در باره نماز

پرسش: 

چرا خدا در قرآن فرموده اند که نماز را به پا دارید(اقم الصلاه) ولی نفرمودند که نماز را بخوانید؟

پاسخ: 

به نظر طبرسی اقامه نماز آن است که آن را با حدود و فرائض آن انجام دهند ابو مسلم گفته اقامه نماز عبارت از ادامه آن است راغب نیز این نظریه را پذیرفته است. یُقِیمُونَ الصَّلاةَ یعنی یدیمون فعلها و یحافظون علیها- المنار می‏نویسد: اقامه عبارت از آن است که نماز را با توجه و از روی خلوص می‏خواند و هر نمازی که در آن توجه نباشد صورت نماز است1. فخر رازی گوید در تفسیر اقامه نمازچهار وجه ذکر کرده اند : أحدها: أن إقامتها عبارة عن تعدیل أرکانها و حفظها من أن یقع خلل فی فرائضها و سننها و آدابها، من أقام العود إذا قومه. و ثانیها: أنها عبارة عن المداومة علیها کما قال تعالی: وَ الَّذِینَ هُمْ عَلی‏ صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ [المعارج: 34] و قال: الَّذِینَ هُمْ عَلی‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ [المعارج: 23] من قامت السوق إذا نفقت، و إقامتها نفاقها، لأنها إذا حوفظ علیها کانت کالشی‏ء النافق الذی تتوجه إلیه الرغبات، و إذا أضیعت کانت کالشی‏ء الکاسد الذی لا یرغب فیه‏ و ثالثها: أنها عبارة عن التجرد لأدائها و أن لا یکون فی مؤدیها فتور من قولهم: قام/ بالأمر، و قامت الحرب علی ساقها، و فی ضده: قعد عن الأمر، و تقاعد عنه إذا تقاعس و تثبط. و رابعها: إقامتها عبارة عن أدائها، و إنما عبر عن الأداء بالإقامة لأن القیام بعض أرکانها کما عبر عنها بالقنوت و بالرکوع و بالسجود، و قالوا: سبح إذا صلی، لوجود التسبیح فیها، قال تعالی: فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ [الصافات: 143] و اعلم أن الأولی حمل الکلام علی ما یحصل معه من الثناء العظیم، و ذلک لا یحصل إلا إذا حملنا الإقامة علی إدامة فعلها من غیر خلل فی أرکانها و شرائطها، و لذلک فإن القیم بأرزاق الجند إنما یوصف بکونه قیماً إذا أعطی الحقوق من دون بخس و نقص، و لهذا یوصف اللّه تعالی بأنه قائم و قیوم، لأنه یجب دوام وجوده، و لأنه یدیم إدرار الرزق علی عباده.2 خلاصه گفتارش چنین است : یکم : عبارت است از تعدل ارکان آن و جلوگیری از خلل وارد شدن در واجبات وسنن و آداب آن . دوم : مداومت بر آن سوم : جدیت و نشاط در ادای آن بدون سستی . چهارم :ادای نماز(به گونه ای که حقش اداشود ) آیه الله جوادی آملی گوید : اقامه نماز غیر از خواندن آن است .خواندن نماز و تداوم بر آن عملی است واجب و در قرآن کریم از اوصاف مؤمنان شمرده شده است :(والذین هم علی صلواتهم یحافظون3 اما مهمتر از آن ؛اقامه و بر پا داشتن حقیقت نماز است . بر پا شدن حقیقت و روح نماز به این است که گذشته از تلفظ اذکار قرائت و کلمات ذکر رکوع ،سجود،تشهد و مانند آن و صرف نظر از هیئتهای خاص و انحنای تام و غیر تام و نشستن و نظیر آن و قطع نظر از تصویر مفاهیم اذکار آن در ذهن ،پیام اصلی آن از وجود لفظی و ذهنی بیرون آید و به وجود عینی برسد و در محدوده روح نماز گزار متمثل گردد و سپس با سنت و سیرت مستمر او در جامعه جلوه کند و با تبلیغ و تعلیم و تزکیه نفوس مستعددیگران ،آنها نیز به عنوان روح متمثل نماز پرورش یابند ،تا حقیقت چیزی که در قرآن مجید ،به عنوان ناهی از فحشاو منکر4 وبه عنوان علاج و شفای درد5،هلوع و جزوع و منوع بودن انسان طبیعی است ، در متن جامعه بشری متمثل گردد.6 . ابوالفضل داور پناه، انوار العرفان، تهران، صدر ،1364، ج8، ص.4521 . فخر الدین رازی ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت ،داراحیاءالتراث العربی ،1420، ج4، ص.2012 . مومنون،.93 .عنکبوت،45.4 .معارج،19تا35.5 . جوادی آملی عبدالله ،تسنیم، قم ،اسرا ،1384، ج2 ، ص165.6

پرسش:

خواهرم پسری دارد که نماز نمی‌خواند، ‌چطور می‌توان ایشان را نماز خوان کرد؟

پاسخ:

به راهکارهای زیر عنایت فرمایید: 1ـ سعی کنید افرادی را که صحبت آنها روی پسر خواهرتان تأثیر دارد، پیدا کنید و از آنان بخواهید با ایشان درباره نماز صحبت کنند. این کار را می‌توان از طریق جلسه میهمانی یا در طول مسافرت به انجام رساند. 2ـ اعضای خانواده با عمل خویش انگیزه خواندن نماز را در او ایجاد کنند و شور و اشتیاق خود را به نماز نشان دهند. در ضمن باید آثار مثبت نماز خواندن در رفتار و کردار خانواده نمایان باشد. نمازخوان باید با رفتار و کردار و سخنانش، الگوی شایسته‌ای برای دیگران باشد. 3ـ فلسفه نماز را در فرصت‌های مناسب و بدون ایجاد حساسیت بیان کنید، مثلاً نماز تشکر است؛ تواضع است؛ ابراز نیاز در برابر بی‌نیاز مطلق است. 4ـ تلاش کنید به هر کیفیت و طریقی شده،‌ ایشان را به نماز جمعه و جماعت ببرید که با دیدن عبادت و نماز دیگران تحت تأثیر قرار می‌گیرد. 5ـ سفرهای زیارتی نظیر سفر مشهد. سوریه و حج می‌تواند در ایشان مؤثر باشد. 6ـ با تشویق.‌ انگیزه در او تقویت کنید. 7ـ زمینه رفاقت با دوستان نمازخوان را فراهم کنید. 8ـ کتاب‌هایی را درباره نماز در اختیارشان قرار دهید، مانند راز نماز از محسن قرائتی. داستان‌ها و حکایت‌های نماز و یکصد و چهارده نکته در باره نماز. 9ـ او را به خاطر ترک نماز، سرزنش نکنید. از پند مستقیم و مقایسه کردن با بچه‌های دیگر دوری ورزید، بلکه از راه عاطفی و تشویق او را به نماز ترغیب کنید. 10ـ به گونه‌ای رفتار کنید که از نماز نخواندن او اندوهگین هستید و این اندوه و ناراحتی نیز به خاطر اوست و دلتان برای او می‌سوزد. هیچ گاه با عصبانیت و تندی برخورد نکنید. 11ـ او را به خاطر رفتارهای خوبی که دارد، تشویق کنید. در عین حال در برخی موارد بگویید با این همه رفتارهای خوب و پسندیده، حیف است که با خدا رابطه خوبی نداری و حیف است که با نماز خواندن رفتارهای خوبت را تکمیل نمی‌کنی. مواردی که بیان شد، بیشتر مربوط به خواهرتان و شوهرش و دیگر افراد خانواده پسر می‌باشد. در ضمن کسی با پسر سخن بگوید که با او رفتار دوستانه دارد و پسر به او علاقه‌مند است.

‌پرسش: 

دوستم نماز نمی خواند،‌ از طرفی نمی خواهم بداند که من نماز نخواندن وی را می دانم. چه کار کنم که او با علاقه نماز بخواند؟

پاسخ: 

می توانید در یک موقعیت مناسب بدون این که از بی نمازی دوستتان حرفی به میان آورید، درباره فواید نماز و آثار سوء‌ ترک آن صحبت کنید. همة‌ افراد درک می کنند که خواهان خوش بختی و سعادت خویش هستند،‌ اما این که از چه راهی می توان به سعادت رسید، عقل به تنهایی نمی تواند آن را پیدا کند. از این رو خداوند پیامبران را فرستاد تا به انسان ها بگویند راه سعادت چیست. پیامبران گفتند که تنها راه خوشبختی عبارت است از اطاعت از دستور خدا. در بین دستورهای عبادی،‌ نماز از همه مهم تر است. از این جا روشن می شود که نقش نماز در سعادت انسان به چه میزان است. اگر هر کس فکر کند و به خوبی دریابد که خداوند از اطاعت بندگانش نفعی نمی برد، (چون او بی نیاز است و نیاز همگان را برطرف می کند) و سود عبادت و بندگی به بنده می رسد، هرگز نماز و سایر عبادت های واجب را ترک نمی کند. علی(ع) فرمود: "شما را وصیت می کنم به نماز،‌ زیرا بهترین اعمال و ستون دین است".1 و فرمود: "نماز رحمت پروردگار را نازل می کند".2 امام صادق(ع) فرمود: "محبوب ترین اعمال نزد خدا نماز است".3 پیامبر(ص) فرمود: "هنگامی که قیامت بر پا می شود، موجودی از جنس عقرب از دوزخ بیرون می آید که سرش در آسمان هفتم و دمش در زیر زمین ودهانش از مشرق تا مغرب است ومی گوید: کجایند کسانی که با خدا و رسولش جنگ کننده بودند؟ پس چبرئیل نازل می شود و می گوید: چه کسانی را می خواهی؟ می گوید: پنج طایفه را: ترک کننده‌ نماز، منع کننده زکات، رباخوار، شراب خوار و کسانی که در مسجد حرف دنیا می زنند (مثلاً غیبت می کنند یا تهمت می زنند)."4 بهتر است کتاب "نماز زیباترین الگوی پرستش" اثر حجت الاسلام غلامعلی نعیم آبادی، یا کتاب آقای قرائتی در مورد نماز را تهیه و به دوستتان هدیه کنید و بعداً دربارة مطالب کتاب با هم صحبت کنید. 1. محمّدی ری شهری، محمّد ، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1379ش. ج2، ص 1627، شماره 10532 ، 10534 - 10543. 2. همان. 3. همان. 4. دستغیب شیرازی، عبدالحسین، گناهان کبیره، تهران: ناس، ‎????ش. ج2، ص 189.

پرسش: 

دیگر نمی‌توانم مثل گذشته خدا را درک کنم، نماز بخوانم و از نماز لذت ببرم! نمازی که از روی بی‌میلی و اجباری باشد، لذت ندارد. چه کار کنم مثل گذشته خدا را درک کنم و نمازهایم را از روی شور و شوق بخوانم؟

پاسخ: 

خدا باوری و پرستش او مراتبی دارد. گاهی انسان آن قدر احساس نزدیکی و صمیمیت می‌کند که انگار خدا را می‌بیند و پاسخ حرف‌ها و درد دل‌ها و استجابت دعاهایش را می‌شنود. وقتی نماز و قنوت می‌خواند، احساس معنوی و لذت روحی ویژه‌ای را حس می‌کند. دوران کودکی و نوجوانی خیلی‌ها این گونه است، چون پاک‌دلی، خلوص نیت، راستگویی، حق‌خواهی و عدالت طلبی، دل و درون و روحش را پر کرده است، ولی متأسفانه این وضعیت ادامه پیدا نمی‌کند. خطرهایی این حال خوش را تهدید می‌کنند. مهم‌ترین آن، این است که به آن احساسات پاک و آن معنویت ویژه، از شناخت و معرفت عمیق سرچشمه نگرفته، از "یقین" برخاسته نیست، بلکه از فطرت و سرشت ذاتی و شناخت سطحی و احساسی برخاسته است. از این رو با افزایش سن و آشنا شدن با برخی مسایل، و مواجه شدن با بعضی شبهات و پرسش‌ها یا مشکلات، زود رنجیده خاطر می‌شود و به "شک و تردید" می‌افتد و اسیر وسوسة شیطان می‌گردد. راه نجات گفته‌اند: شک گذرگاه خوبی است، ولی توقفگاه خوبی نیست،‌ از این رو باید از "پل شک" عبور کرد و خود را به ساحل یقین رساند. ضروری‌ترین و فوری‌ترین سرمایه برای ادامة زندگی و رسیدن به آرامش روحی و روانی و نزدیک شدن به خداوند، کسب معرفت و شناخت و رسیدن به قلة یقین است. اگر گوهر یقین داشته باشی، پرشتاب حرکت می‌کنی و مصمم‌تر گام برمی داری و حرف این و آن و بروز مشکل ومانع، تو را در پیمودن راه، سست نمی‌کند. بی‌جهت نیست که گاهی نه شوری در سر است، نه اراده‌ای برای تصمیم. لابه‌لای باور و ایمان‌مان لنگ است. دومین راهکار، انجام اعمال نیک و اطاعت از دستورهای الهی و پرهیز از محرّمات است. معرفت و یقین اگر با "تحمل و تسلیم" شدن در برابر دستورهای خداوند همراه باشد و مُهر "اخلاص" بر آن زده شود، امید نجات و رهایی وجود دارد. اگر برای پنجره‌های دل، حفاظ نصب کردیم و آن را از شرارت هواپرستی حفظ کردیم، نجات می‌یابیم،‌نیز اگر از گناه دور نگه داشتیم و در برابر هر چه که خدا فرمان داده، تسلیم فرود آوردیم، یا گاهی با او خلوت کردیم و با خواندن دعا و زمزمه با او انس و الفتی داشتیم. در این صورت به خدا نزدیک خواهیم شد و از راز و نیاز و نماز و دعا لذت می‌بریم. گناهان باعث کدورت و سیاهی دل می‌شود و دل را از انس و لذت سخن گفتن با خدا باز می‌دارد. در پایان عوامل کسب لذت در عبادات را ذکر می‌کنیم. الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنی، قدری به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعی کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند. ب) حتی الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگی و خواب آلودگی - وارد نماز نشود. " لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری1.‏" ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتی را انتخاب کند. د) در حین زیارت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگری به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعی کند خود را از دام آن افکار برهاند. یکی از عواملی که باعث صفای دل و زدون حالت قساوت می‏شود همین دعاها و نیایش‏ها و نمازهای سازنده است. البته اگر با شرائط ویژه‏اش ادا گردد. 1ـ یعنی در وقت نشاط، 2ـ با توجه کامل به خدا، 3ـ در محیطی با فراغت و دور از سر و صدا و جنجال،4ـ گریه از خوف خدا و اهوال قیامت عامل دیگری است که در صفای دل مؤثر است، 5- نشست و برخاست با علماء و شخصیت‏های بر جسته و وزینی که خود مظهر صفا و تقوا هستند. همچنین تلاوت قرآن با توجه به آیات الهی نیز مؤثر است، 6- و نیز عامل دیگر طلب صفای دل از خداست. در این زمینه بسیار به جا است که شما نیز با امام سجاد(ع) هم نواگشته و مناجات شاکین را بخوانید (مفاتیح الجنان، مناجات خمسه عشر). انسان حالات گوناگونی دارد. در نهج‏البلاغه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده: "ان للقلوب شهوه واقبالا و ادبارا" بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنویات دارد و گاه پشت می‏کند. در این رابطه فرموده‏اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفا کنید. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا و قرآن و اهل‏بیت(ع) انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در می‏آید. آن گاه است که در همه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمی‏تواند او را از محبوب حقیقی باز دارد. این همان حالتی است که از آن تعبیر به "نماز دائم" شده است: خوشا آنان که الله یارشان بی حمد و قل هوالله کارشان بی خوشا آنان که دایم در نمازند بهشت جاودان ماوایشان بی برای لذت بردن از نماز و انس با آن راهکارهای زیرا را دقیق عمل کنید: 1. باور کردن اهمیت نماز: باید یک مطالعه‏ی مستمری را درباره‏ی اهمیت نماز پیش بگیرید و کتاب‏های مختلفی را که در این باره نگاشته شده پیوسته مطالعه کنید تا با تکرار این مطالعه به اهمیت نماز برسید و از اعتقاد صرف به باور و ایمان دست یابید. لذا کتب زیر سفارش می‏شود: الف. "اسرار الصلوة" اثر میرزا جواد ملکی تبریزی. ب. "پرواز در ملکوت یا اسرار الصلوة"، اثر امام خمینی(ره). البته اگر شروع مطالعات با کتاب‏های آقای محسن قرائتی در باب نماز باشد بهتر است. 2. باور کردن عتاب تارک نماز: وعید و عذاب‏های الهی درباره‏ی تارک نماز همیشه باید مدّ نظر باشد تا انسان به خود بباوراند که چنین عذاب‏هایی واقعا وجود دارد کتاب‏هایی مثل "گناهان کبیره" اثر شهید دستغیب در این باره مفید است. 3. تفکر در مرگ روزی نیم ساعت، در زود گذشتن دوران زندگی خود، خاطرات تلخ و شیرین و خلاصه انتهای عمر و ورود به عالم قبر و قیامت و رسیدن عذاب‏های الهی و سرافکندگی و روسیاهی و... این فکر باید در مکانی خلوت باشد تا دل شما متأثر گرددو تا تحریک برای نماز و هر توشه اخروی گردید. اگر این تفکر اثر خود را بخشید هفته‏ای نیم ساعت کفایت می‏کند. 4. گزیدن دوستانِ نماز دوست و گریز از دشمنان بی‏نماز به ظاهر دوست: اثر همنشین بر کسی پوشیده نیست. 5. پرهیز از گناه: گناه دل انسان را سیاه می‏کند و او را نسبت به اعمال عبادی کم رغبت و گاهی بی رغبت می‏کند. 6. انس با محیط‏های معنوی: مساجد و کلاً محافل نشاط بخش معنوی، دل را به سمت عبادت و نماز می‏کشاند. حتی شنیدن ودیدن مثل دعای ندبه و کمیل به وسیله‏ی صدا و سیما مفید و روح بخش هستند. 7. استقامت و پافشاری عملی بر نماز در محیط‏ های ملامت‏گر نماز: نماز را به هیچ قیمتی ترک نکنید هر چند در محیط و موقعیتی قرار گیرید که دیگران شما را سرزنش کنند. 8. پرهیز از نمازهای طولانی تحمیلی: نماز واجب را خلاصه بخوانید. فقط هر وقت قلب شما به طولانی کردن نماز اقبال و تمایل نشان داد به همان اندازه نماز را طولانی کنید. 9. انجام مستحبات نشاط‏ آور: در بین مستحبات چه نماز، چه ذکر چه دعا آن را که بیش از همه به شما حال خوش و لذّت روحی می‏بخشد، انتخاب کرده و بیشتر انجام دهید. 10. دعا و توسل: رغبت به نماز را هم با دعا و توسل به ائمه معصومین(ع) از خداوند تعالی بخواهید. 11. عزم جزم: تصمیم جدی بگیرید که هیچ گاه نماز را ترک نکنید و اگر احیاناً به خاطر عذر شرعی مثل فراموشی ترک شد حتماً قضای آن را به جا آورید. 12. مطالعه احوال علما: شرح حال بزرگان را دانستن و مطالعه کردن بسیار مفید است. برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به کتابهای: گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم مفاخر اسلام، آقای علی دوانی 1. نساء(4)، آیه43.

پرسش: 

نمی‌توانم نماز بخوانم چه کنم تا بتوانم نماز خوان شوم؟

پاسخ: 

شما هیچ فکر کرده‌اید چرا غذا می‌خورید؟ چرا میوه‌جات و شیرینی و سایر خوردنی‌ها را می‌خورید؟ چرا ‌آب می‌آشامید؟ چرا لباس می‌پوشید؟ چرا به مدرسه می‌روید و در راه درس خواندن زحمت می‌کشید، بی خوابی‌می‌کشید؟ ناگزیر خواهید گفت: این‌ها که فکر کردن لازم ندارد خوب معلوم است اگر غذا نخورم و آب نیاشامم‌نمی‌توانم زنده بمانم و چنان چه لباس نپوشیم بس با چه وسیله‌ای خودم را از سرما و گرما حفظ نمایم و آبروی‌خود را در مقابل چشم دیگران محفوظ بدارم. و اگر درس نخوانم بی سواد می‌مانم و در جامعه با مشکلات زیادی ‌مواجه می‌شوم. و بالاخره از همه این‌ها که گفتید استفاده می‌کنم، چون که تمام آنها به نفع من است و زندگی و‌خوشی آن به بهره‌گیری از این نعمت‌های خدادادی بستگی کامل دارد و بدون استفاده از این مواهب الهی ادامه‌زندگی امکان ندارد. ‌و اگر از شما سؤال شود چرا دستتان را روی اجاق گاز نمی‌سوزانید؟ چرا با چاقو انگشت‌تان را قطع نمی‌کنید؟‌چرا سرتان را محکم به دیوار نمی‌کوبید؟ چرا ضربه محکم به چشم‌تان نمی‌زنید؟ چرا خود را از بلندی به پایین‌پرت نمی‌کنید؟ چرا غذاهای فاسد را نمی‌خورید؟ و... فوراً پاسخ می‌دهید: عجب سوال‌هایی می‌کنید! چیزی که‌عیان است چه حاجت به بیان است؟ بسیار روشن است از همه مواردی که پرسش نمودید همه انسان‌های عاقل‌اجتناب می‌کنند، مگر دیوانه شدم تا سرم را به دیوار بکوبم، آدم دیوانه از این کارها می‌کند، اما آدم عاقل که دست به‌این کار نمی‌زند، زیرا همه این کارها ضرر به انسان دارد و انسان فهمیده به ضرر خود اقدام نمی‌کند. ‌وقتی شما این جواب‌ها را به ما دادید که جواب درستی هم هست، ما هم به شما عرض می‌کنیم: همان گونه اگر‌بخواهید زنده بمانید و از زندگی خود سود ببرید هم باید از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها استفاده کنید و هم از ‌چیزهایی که ضرر به جسم دارد و زندگی را با خطر جدی مواجه می‌کند باید اجتناب کنید، همین‌طور هم اگر‌بخواهید پس از مرگ، زندگی خوب و خوش داشته باشید و خود را از مار و عقرب نجات بدهید باید کارهایی که‌خداوند مهربان واجب کرده به جا بیاورید و کارهایی را که خداوند حرام نموده ترک کنید. واجبات مانند نماز، ‌روزه، و... شبیه غذا و آب برای روح است و محرمات مانند دروغ، غیبت و... مثل سم برای روح است. ‌عبادت هم‌چنین کارهای خلاف ما ضرری برای خداوند ندارد هر عبادتی را انجام بدهیم به نفع خود ما است و ‌هر گناهی را مرتکب شویم به ضرر خود ما است نماز در بین تمام عبادت‌ها به عنوان ستون دین و نقش کلیدی و ‌اساسی را دارد. انسان ممکن است گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما را مدتی تحمل کند، ولی نمی‌تواند بیش از‌ چند دقیقه از تنفس هوا خودداری کند، لذا هوای سالم از حیاتی‌ترین ضروریات زندگی انسان است. نماز هم ‌برای انسان چنین نقشی را دارد و خدایی که از همه نیازهای انسان آگاه است در هیچ شرایطی راضی نیست تا نماز ‌ترک شود و دستور می‌دهد حتی در حال بیماری هم باید نماز خوانده شود.1 نماز از چنان اهمیتی برخوردار ‌است که محور همه اعمال قرار گرفته است، یعنی اگر نماز قبول شود عبادت‌های دیگر هم قبول می‌شود، و اگر‌پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی‌شود.2 خوب فکر کنید که نماز میزان سنجش سایر عمل‌ها است حالا‌ اگر کسی نماز نخواند چه بهره‌ای از سعادت دارد؟ چه ذخیره‌ای برای خود تهیه دیده است؟ اهمیت قضیه آن‌وقت روشن می‌شود که انسان درست فکر کند در این که اگر جزای ترک کننده نماز فقط این بود که چیزی به آدم ‌نمی‌دادند و به بهشت نمی‌بردند باز خوب بود، ولی این طور نیست، نه تنها تارک نماز را به بهشت راه نمی‌دهند،‌ بلکه جایگاهش را در جهنم قرار میدهند، قرآن می‌فرماید: از جهنمیان سؤال می‌شود: چه چیز شما را به جهنم ‌وارد ساخت؟ جواب می‌دهند: مَا سَلَکَکم فیِ سَقَرَ قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّین؛ ما از نماز گزاران نبودیم.3 بدین خاطر است که رسول خدا(ص) فرمود: نماز‌ستون دین است و نماز کلید بهشت است.4 پس ای عزیز برای خوشبختی و سعادت خود حتماً نماز بخوان و ‌هرگز آن را ترک نکن. نماز ارتباط با خدای مهربان است و ترک آن قطع ارتباط با خدا است، آیا نمی‌خواهی با‌خدای مهربان که این هم نعمت‌های فراوان برای تو و دیگران داده است ارتباط برقرار کنی و برای خودت سعادت ‌کسب کنی. 1 . موسوی خمینی، روح الله، توضیح المسائل، بی جا، بی تا، مسئله 917. 2. همان، بعد از مسئله 727. 3 . مدّ‌ثر (74)، آیه 42-43. 4. قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، بی جا، بی تا، ص 80-81.

‌پرسش: 

چرا همیشه در نماز شک می کنم و دچار اشتباه می شوم؟

پاسخ: 

شک و اشتباه در نماز با رعایت نکاتی برطرف می‌شود: 1- کنترل قوه خیال: قبل از شروع نماز در طول روز با تمرین کردن،‌ تمرکز فکر پیدا کنید و از خود مواظبت نمایید و در موقع نماز خواندن تصمیم بگیرید که قوه خیال را کنترل کنید. حضرت امام خمینی می‌فرماید: طریقه عمده رام نمودن خیال،‌ عمل نمودن به خلاف است و آن چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید. و این در اول امر، کاری صعب (مشکل) به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج، حتماً رام می‌شود.1 در جای دیگر می‌فرماید: شما نباید متوقع باشید که در اول امر بتوانید در تمام نماز حفظ طایر خیال کنید ممکن است در ابتدای امر در یک دهم نماز یا کمتر از آن حبس خیال شده حضور قلب حاصل کند و کم کم انسان اگر در فکر باشد و خود را محتاج به آن ببیند نتیجه بیشتر حاصل کند.2 2- انتخاب مکان خلوت: امور خارجی مانند عکس، تلویزیون و سر و صدا و غیره زمینه حواس پرتی را فراهم می‌کند از این رو لازم است نمازگزار مکانی را انتخاب کند که هیچ چیز او را به خود جلب نکند. 3- پرهیز از تندخوانی:‌ از موجبات حواس پرتی،‌ تندخوانی و شتاب زدگی در انجام نماز است. با طمأنینه و آرامش نماز خواندن، می توان با وسواس و شک مبارزه کرد. 4- توجه به معانی اذکار نماز:‌ گاهی حواس پرتی به خاطر آن است که معانی نماز برای ما روشن نیست کسی که بداند به خدا چه می‌گوید از نمازش لذت خواهد برد و به چیز دیگر فکرش را متوجه نخواهد ساخت. 5- آمادگی برای نماز: برای انجام امر مهمی مانند نماز، آمادگی لازم است مثل وضو را با دقت انجام دادن،‌ رعایت نظافت، گفتن اذان و اقامه، پوشیدن لباس مناسب،‌ استعمال بوی خوش و آمادگی روحی و جسمی داشتن. کسی که بدون آمادگی وضو گرفته و وارد نماز می‌شود نمی تواند در نماز حضور قلب داشته باشد. 6- از خدا کمک خواستن: برای انجام صحیح نماز باید از خدا کمک بخواهیم و از شر شیطان و وسوسه های او به خدا پناه ببریم. 1. موسوی خمینی، روح الله، آداب الصلوه: آداب نماز، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1389ش. ص 44. 2 . همان.

پرسش: 

منشأ حضور قلب در نماز چیست؟ (گاهی اوقات موقع عبادت و خواندن ذکرها هیچ احساسی به من دست نمی‏دهد امّا گاهی احساس خوب و حضور قلبی پیدا می‏کنم، چرا این گونه می‏شوم؟ چه کنم که همیشه حضور قلب داشته باشم؟

پاسخ: 

حضور قلب در نماز عواملی دارد که به مهمترین آن‌ها اشاره می‌کنیم: 1ـ اهمیت دادن به نماز. کسانی که در نمازگزاردن متساهلاند و به اهمیت نماز توجهی ندارند، طبعا حضور قلب نخواهند داشت. برعکس کسانی که به نماز اهمیت میدهند و آن را سبک نمیشمارند و فرصت بیشتری را صرف نماز میکنند، حضور قلب بیشتری خواهند داشت. در خبری از نبی مکرم( است که میفرمایند: اعْبُدِ اللَّه کَانَّکَ تَراهُ، فَانْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَانَّهُ یَریک. 1 یعنی خداوند را طوری عبادت کن مانند زمانی که او را میبینی و اگر قادر به دیدن نیستی، همانا او تو را میبیند. همچنین کلامی است از امیرالمؤمنین( که میفرمایند: طُوبَی لِمَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ الْعِبَادَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ لَمْ یَشْغَلْ قَلْبَهُ بِمَا تَرَی عَیْنَاهُ وَ لَمْ یَنْسَ ذِکْرَ اللَّهِ بِمَاتَسْمَعُ أُذُنَاهُ وَ لَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِمَا أُعْطِیَ غَیْرُهُ خوشا به حال آن کس که خالص کند برای خدا عبادت و دعا را و مشغول نشود قلب او به آنچه که می‏بیند چشم او و نسیان نکند ذکر خدا را به آنچه که گوشش می‏شنود و محزون نشود به آنچه که به غیر او عطا شود. 2 باید دانست که منشأ حضور قلب در هر عملی و سبب توجه نفس به آن، این است که قلب آن عمل را با عظمت تلقی کند و از مهمات شمارد. البته در اینجا برای حضور قلب مراتبی است که کمترین مرتبة آن، توجه به حاضربودن در محضر ربوبیت است. تفصیل عوامل آن در کتابهایی مانند اسرارالصلاه میزاجوادآقا ملکی تبریزی، سرالصلاه معراج الساکین و صلاه العارفین امام خمینی و کتب دیگر وجود دارد. اما همین بس در اعانت بر حضور قلب که باید تفکر و تدبر کرد و حب دنیا و آرزوهای دنیوی را برای رسیدن به مرتبه کمال حضور قلب از دل خارج کرد و در این مسیر ریاضات شرعیه را متحمل شد. در مرتبة بعدی باید به اوقات صلاه مواظبت نمود و خدا را بر آن سپاس گذارد که توفیق عبادت او را در این اوقات از میان تمام اوقات توفیق ارزانی داشته است. همچنین از برای ارکان و اجزاء نماز اسراری است که علم به آنها در رسیدن به حضور قلب سودمند است. عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) می‌گوید: حضور قلب سببش همّت آدمی است، زیرا قلب تابع همّت بوده و اگر همّت نماز باشد،‌ قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود و اگر همتت در پی چیز دیگری بوده است،‌ قلبت هم غافل از نماز و نزد آن چیز خواهد بود، چون خداوند برای هیچ کس دو قلب قرار نداده است و برای احضار قلب در نماز جز این که همتت را متوجه نماز سازی، راه دیگری نیست. 3 2ـ احساس و درک عظمت و بزرگی خدا. درک عظمت و بزرگی هر کسی بستگی به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود،‌بزرگی و عظمت او بیشتر جلوه گر خواهد شد. اگر کسی به عظمت و بزرگی خدا پی برد، ‌طبعاً‌ خضوع و خشوع بیشتری در پرستش و عبادت خواهد داشت. عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(إِنِّی رَأَیْتُ‏ عَلِیَ‏ بْنَ الْحُسَیْنِ(- إِذَا قَامَ فِی الصَّلَاةِ غَشِیَ لَوْنَهُ لَوْنٌ آخَرُ- فَقَالَ لِی وَ اللَّهِ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ(- کَانَ یَعْرِفُ الَّذِی یَقُومُ بَیْنَ یَدَیْه‏ ابان بن تغلب می‌گوید: به امام صادق(گفتم: علی بن الحسین(را دیدم وقتی که به نماز میایستاد، رنگ به رنگ میشد. فرمود: آری او خدایی را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً میشناخت. 4 امیرالمؤمنین(در وصف عارفان و خداپرستان واقعی فرمود: عَظُمَ الخَالِقُ فِی أنفُسِهِم فَصَغُرَ مَا دُونَه فِی أعیُنِهِم؛ 5 آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناختهاند. بنابراین هرچه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه می‌کند. 3ـ جلوگیری از هرزگی قوه خیال: یکی از بزرگترین عوامل حواسپرتی در نماز،‌ هرزگی و پراکندگی قوه خیال است. اگر دقایقی قبل از نماز بهوسیلة ذکر خدا، مناجات، نمازهای مستحبی و تلاوت قرآن خود را آماده کنیم،‌ ذهن از پراکندگی و حضور کثرات به وحدت منعطف میشود،‌ در نتیجه فکر او به حواشی نماز متوجه نخواهد شد. 4ـ توجه به معانی الفاظ نماز و تفکر در افعال نماز مانند رکوع و سجود و این که نمازگزار بداند چه می‌گوید و چه می‌کند. 5ـ ترک گناه یکی از مهمترین عوامل توفیق در حضور قلب در نماز است. کسی که اهل معصیت و گناه باشد،‌ توفیق بازیابی به درگاه خدا نمییابد. 6ـ داشتن حالت خضوع و خشوع. 7ـ دوری از غذاهای شبه هناک و حرام. 1 محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، اسلامیه، ج74، ص74، کتابالروضه، مواعظالنبی، ح3، باب4؛ روح... خمینی، سر الصلوة معراج السالکین و صلوة العارفین‏، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام، 1377، ص8. 2 حرعاملی، وسائلالشیعه، قم، آلالبیت، 1409، ج1، ص59، کتابالطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 8، حدیث3؛ شیخ کلینی، کافی، تهران، اسلامیه، 1362، ج1، ص16. 3 عزیزی، علیاصغر، علل و درمان حواسپرتی در نماز، قم، بوستان کتاب، 1382، ص107. 4 علامه مجلسی، بحارالانوار،‌ تهران، اسلامیه، ج46، ص66، ح30. 5 امام علی بن ابی طالب علیه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم، ص 303 .

پرسش: 

شوهرم آدم خوبی است، ولی متأسفانه زیاد مقید به انجام امور دینی نیست. گاهی نماز می خواند و گاهی نماز نمی خواند، ولی با عقاید و اعمال مذهبی مخالف نیست. در این باره مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: 

سهل انگاری در انجام وظایف عبادی و از جمله نماز،‌ ریشه در تربیت خانوادگی دارد. بنابراین تسامح ایشان، نشانه عدم اعتقاد به نماز و بی مبالاتی به آن نیست. متأسفانه عادت نکردن به نماز در دوران کودکی و نوجوانی، چنین مشکلاتی را در دوران جوانی و بزرگسالی به وجود می آورد. در این شرایط،‌ با توجه به این که همسرتان فردی تحصیل کرده است، کتاب هایی را که دربارة نماز به نگارش درآمده است، در اختیار ایشان قرار دهید و در این باره با یکدیگر صحبت کنید و از راه اظهار محبت و دوستی،‌ انجام فریضة بزرگ الهی را از ایشان بخواهید. در وقت نماز او را به آرامی از خواب بیدار کنید و مدتی به این کار ادامه دهید و رضایت خود را از این عمل ابراز کنید و وی را مورد تشویق قرار دهید. قطعاً برخورد شما در او اثر خواهد گذاشت. معاشرت و رفت و آمد با افراد متدین و شرکت دسته جمعی در مراسم مذهبی در این جهت بسیار مؤثر است. کتاب های ذیل جهت مطالعه پیشنهاد می شود: 1- از ژرفای نماز، آیت الله خامنه ای، 2- سیری در اسرار نماز، عقیقی بخشایشی، 3- نماز تسلیم انسانی عصیان گر، جلال رفیع، 4- نماز یعنی رهبری،‌ سید ابوالفتح دعوتی، 5- یکصد و چهارده نکته دربارة نماز،‌ محسن قرائتی، 6- پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی، 7- اسرار عبادت، آیت الله جوادی آملی.

پرسش: 

به پیامبر اکرم(ص) گفته شد: فلانی نماز می‏خواند و خلاف هم می‏کند، پیامبر فرمود: "نماز او روزی نجاتش خواهد داد". فرمایش پیامبر چه معنایی دارد؟

پاسخ: 

به پیامبر(ص) گفته شد: جوانی است که پشت سر شما نماز می خواند ولی مرتکب فواحش می شود ، حضرت فرمود: "ان صلاته تنهاه؛ نمازش او را از این کار زشت باز می دارد". 1 معنای این روایت نزدیک به مضمون آیه "ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر" 2 است یعنی خاصیت نماز آن است که مانع از فساد و خلاف شود اگر با آداب وشرایط خوانده شود و معنای آیه و روایت این نیست که هر کسی نماز به جا آورد، قطعاً نمازش او را از همه منکرات بازمی‏دارد. کلیّت این جمله مردود است و واقعیت خلاف آن است، چرا که در روایتی از حضرت آمده است که اگرکسی نماز بخواند و نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد، با این کار به خدا نزدیک نمی‏شود، بلکه چه بسا از خدا دور شود. 3پس ممکن است کسی نماز بخواند، اما نمازش خاصیت بازدارندگی از گناه را نداشته باشد. تنها نماز مقبول و جامع شرایط صحت و کمال این خاصیت را دارد، گرچه نماز فاقد شرایط به صورت جزئی و تا حدودی، از خاصیت بازدارندگی بهره‏مند است، مثلاً کسی که نماز می‏خواند، یکی از شرایطش این است که از نجاسات بپرهیزد یا با لباسی که از مال غصبی تهیه شده، نماز خواندن صحیح نیست. تقید نمازگزار به پاکی و پاکیزگی بدن و مال و مراعات اموال دیگران و به دست آوردن مال حلال، نوعی خاصیت بازدارندگی از فحشا و منکر است. بنابراین معنای آیه و روایات تنها می‏تواند نماز مقبول الهی باشد. 1 . مجلسی، بحارالانوار، ج 79 ، ص198 ، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری. 2 . عنکبوت، آیه 45. 3 . مجلسی، بحارالانوار، ج 67 ، ص 293، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری.

پرسش: 

دختر 16ساله دبیرستانی هستم که نامزدم نماز نمی خواند و به دنبال کار هم نمی رود؛ بیکاری او، من و خانواده ام را بسیار نگران کرده است تا جایی که به فکر طلاق افتاده ام . لطفاً راهنماییم کنید.

پاسخ: 

ازدواج و پیوند مقدس زناشویی رشته است آسمانی و یکی از نعمت های بزرگ الهی می باشد. خداوندانسان را به گونه ای آفرید که بدون همسر ناقص است و تا همسر اختیار نکند، به کمال مطلوب نمی رسد. در این راستاهیچ چیز دیگر جای ازدواج و تشکیل خانواده را نمی گیرد. دین مقدس اسلام برای ازدواج و انتخاب همسر اهمیت ویژه ای قائل است و بر آن تأکید فراوان دارد. پیامبرگرامی اسلام (ص)می فرماید: "انسان مسلمان بعد از نعمت اسلام هیچ فایده ای نبرده است که بهتر از همسر مسلمان وشایسته باشد".1 در حدیث دیگر فرمود: "هیچ کانونی در اسلام بر پا نشده است که نزد خداوند محبوب تر و عزیز تر از کانون ازدواج باشد".2 هر پسر و دختری که به سن رشد و بلوغ می رسند، بزرگ ترین آرزویشان این است که ازدواج کنند و با تشکیل زندگی مشترک زناشویی به این خواسته دست یابند. این نعمت بزرگ نصیب شما هم شده است و با برطرف شدن مشکلِ بیکاری نامزدت ، نگرانی شما بر طرف خواهد شد. چنان که ازدواج محبوب خداوند است، طلاق نیز مبغوض خداوند می باشد. درست است که طلاق در اسلام جایزاست، اما جز در موارد ناچاری، کاری ناروا و ناشایسته است . امام صادق (ع)می فرماید:"هیچ حلالی نزد خداوند مبغوض تر از طلاق نیست و خداوند دشمن می دارد مردی را که از روی هوی و هوس همسر خود را طلاق می دهد.ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش خدا را می لرزاند".3 بنابراین به هیچ وجه صلاح نیست در فکر طلاق باشید. بلکه لازم است در عین ابراز علاقه و محبت و برخورد درست نسبت به نامزد خود، در مورد بی نمازی ومشکل بیکاری اقدام نمایی. عبادت عالی ترین کرنش در برابر خداوند است. در اهمیت عبادت و نقش آن در سعادت انسان همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران برای عبادت است. خداوند می فرماید: " وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)" 4 جن و انس را نیافریدیم ، جز برای این که عبادتم کنند". هدف آفرینش هستی و جن و انس ، عبادت خداوند است و کارنامه همه پیامبران و رسالت آنان دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است . قرآن مجید می فرماید:" وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّه؛5 ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: "خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید!". پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران عبادت خدا است . روشن است پروردگار عالم هیچ گونه نیازی به عبادت ما ندارد. و نتیجه و سود عبادت به ما بر می گردد و هم چنان که درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلم ندارد. در بین همهء عبادت ها نماز از اهمیت و ویژگی خاصی برخوردار است . نماز تنها عبادتی است که حتی در حال غرق شدن در دریا و جنگ ساقط نمی شود ، نماز برترین فریاد آزادگی انسان از سلطهء قدرتمندان و اعلام بندگی در آستان خداوند است . نماز مهم ترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر قبول می شود و اگر پذیرفته نشود، اعمال دیگر قبول نمی شود. امام حسین علیه السلام حتی ظهر عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن نماز را رها نکرد.افرادی به نمایندگی از طرف مردم شهر طائف به خدمت رسول خدا(ص)در شهر مدینه رسیدند و اعلام کردند با شرایطی حاضرند اسلام را بپذیرند. یکی از شرایط این بود که پیامبر آن ها را از خواندن نماز معاف بدارد. حضرت ضمن رد این شرط فرمود: "لاخیر فی دین لا صلاة فیه ؛6 دینی که در آن نماز نباشد، سود و خیری ندارد". یکی از یاران امام صادق (ع)به نام ابوبصیر می گوید: پس از شهادت امام جعفر صادق (ع)به حضور امّ حبیبه، همسر حضرت رفتم ، تا شهادت امام را تسلیت گویم . ام حبیبه گریست . من نیز گریه کردم، سپس گفت: ای ابا محمد (ابابصیر)! اگر هنگام وفات امام صادق (ع)بودی ، کار عجیبی را می دیدی حضرت یکباره چشم های خود راباز کرد و فرمود: هر کس را که با من قرابت و خویشی دارد، نزد من حاضر کنید، ما نیز به دستور او عمل کرده و همه راجمع کردیم. سپس حضرت نگاهی به آنان کرد و فرمود: شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک شمارند نمی رسد".7 خاتم الاءنبیا حضرت محمد(ص)در آخرین روزهای زندگی پر برکت خود، به نماز زیاد سفارش می کرد. روزی کعب احبار از خلیفهء دوم پرسید: پیامبر در موقع احتضار چه گفت ؟ خلیفه به امیرمؤمنان علی (ع)که در آن مجلس حاضر بود، اشاره کرد و گفت : از او بپرسید. حضرت فرمود: در حالی که سر پیامبر روی شانه من بود، می فرمود:الصلاة الصلاة؛ نماز نماز. در این موقع کعب احبار افزود که پیامبران گذشته نیز بر همین روش بودند.8 نماز وسیله نزدیک شدن انسان به خدا است و ترک آن قطع رابطه کردن با آفریدگار هستی است و در دنیا وآخرت عواقب تلخی دارد. در قیامت اهل بهشت از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را روانهء جهنم کرد؟ پاسخ می دهند: "لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّین"؛9 رسول گرامی اسلام (ص)فرمود: "کسی که نماز را سبک شمرد، خداوند برکت و خیر از عمر و مال او بر می دارد و پاداش کارهای او از بین می رود و دعاهایش مستجاب نمی شود و هنگام مرگ بااحساس گرسنگی و تشنگی و ذلت مخصوصی از دنیا می رود و در برزخ شکنجه و فشارمی چشد و در قیامت حساب سختی از او کشیده می شود.10 جالب این است که نماز علاوه بر این که مهم ترین عبادت الهی و سرلوحهء کتاب خوشبختی انسان است ، وسیله ءپیروزی بر مشکلات نیز می باشد. قرآن می فرماید:" وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة؛11 از صبر و نماز یاری جویید". توجه به نماز و راز و نیاز با پروردگار نیروی تازه ای در انسان ایجاد می کند و او را برای رویارویی بامشکلات نیرو می بخشد. امام صادق(ع) فرمود: "هنگامی که با غمی از غم های دنیا رو به رو شدید، وضو گرفته ، به مسجد برویدو نماز بخوانید و دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده است : "واستعینوا بالصبر و الصلاة". پس نماز توجه بنده به خدای خویش و تجدید عهد بندگی و اظهار تسلیم در برابر پروردگار عالم و وسیله ءدستیابی به حوائج و رهایی و نجات از گرفتاری ها و شدائد می باشد و از واجبات مهم الهی است . لذا به هیچ وجه و درهیچ وضعی ترک نماز جایز شمرده نشده است. خواهر گرامی ، می توانید با بازگو کردن این حرف ها برای نامزدتان او را به خواندن نماز دعوت و راغب کنید. بهتراست کتاب پرتوی از اسرار نماز اثر آقای قرائتی و کتاب نماز زیباترین الگوی پرستش نوشتهء آقای غلامعلی نعیم آبادی را بخرید و به ایشان هدیه کنید. کار و کوشش برای ادارهء زندگی و به دست آوردن روزی حلال و آبرومندانه از نظر اسلام بسیار مقدس شناخته شده است . در روایات اسلامی به تلاش و کوشش برای کسب روزی حلال فوق العاده اهمیت داده شده است . امام صادق (ع)می فرماید:"در تحصیل روزی تنبلی نکنید، زیرا پدرانِ ما در این راه می دویدند و آن را طلب می کردند".12 ودر حدیث دیگر می فرماید: الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل اللّه ؛13کسی که برای خانواده اش تلاش روزی می کند، مانند مجاهدان راه خدا است . کار و زحمت برای به حرکت درآوردن چرخ زندگی به قدری اهمیت دارد که پیشوایان دین دستور داده اند: مسلمانان صبح هر چه زودتر از خانه خارج شوند و به دنبال تلاش برای زندگی بروند.14 امامان معصوم : کارمی کردند و از دست رنج خویش استفاده می کردند. علی بن ابی حمزه گوید: روزی امام موسی بن جعفر(ع)را دیدم که در مزرعه اش کار می کرد و از سختی کار خیس عرق شده بود. عرض کردم : مگر کارگران کجایند که شما خود کارمی کنید؟ فرمود: آن کس که از من و از پدرم بهتر بود، به دست خویش در مزرعه اش کار می کرد. گفتم آن که بود؟فرمود: پیامبر(ص)و علی (ع)و نیز همه پدرانم کار می کردند و این روش پیامبران و اوصیای آنان و بندگان شایسته ءخدا است.15 هر انسان بهتر می داند که اگر بخواهد شخصیتش حفظ شود و پیش هر کس و ناکس تحقیر نشده و سر فرو نیاورد،باید کار کند و بیکار نماند. حتی اگر لازم شد، کارگری و عملگی نماید. علی (ع)این ابرمرد تاریخ گاهی اوقات درباغ های مدینه برای یهودیان کار می کرد و مزد می گرفتند و با آن زندگی می کرد و در مقابل کسانی که می گفتند این کارها ننگ است ، می فرمود: برای من سنگ کشی از قله های کوه گواراتر و آسان تر است از این که منّت دیگران را به دوش بکشم . به من می گویند: در کار و کسب ننگ هست ، و من می گویم : ننگ این است که انسان نداشته باشد و ازدیگران بخواهد.16 همان طور که اسلام برای کار ارزش فراوان قائل شده است ، به همین اندازه بیکاری را مردود و مطرود معرفی کرده است . پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: "ملعون ملعون من القی کلّه علی الناس ؛17 هر کس که بیکار شود و سنگینی اقتصادی خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون است و لعنت خدا شامل او است ". وقتی در حضور مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله دربارهء کسی سخن می گفتند، حضرت می پرسید کارش چیست ؟ اگر می گفتند کار ندارد، می فرمود: دیگر به چشم من ارزشی ندارد.18 انسان باید دنبال کار برود، زیرا علاوه بر این که به وسیلهء کار و تلاش ، زندگی انسان اداره می شود و انسان گردنش را در برابر دیگران کج نمی کند، اصولاً کار یک وظیفهء اجتماعی است و اجتماع حقی بر گردن انسان دارد ویک فرد هر چه مصرف کند، محصول کار دیگران است . لباسی که می پوشیم ، غذایی که می خوریم ، کفشی که به پا می کنیم ، خانه ای که در آن زندگی می کنیم و هر چه را که نظر کنیم ، می بینیم نتیجهء کار دیگران است . پس کسی که آزاد مرد است و طالب سعادت خود می باشد و عشق و علاقه به خانواده خویش دارد، کاری را که نیتجه اش مزد حلال باشد، افتخار خود می داند، گرچه این کار عملگی و کارگری باشد، و بیکاری را زیبندهء وجود خود نمی داند، بلکه ننگ و عار می داند. با پسری گفت پدر کای عزیزصبح شد از بستر راحت بخیز مهر رخ خویش عیان ساخته پرچم سعی و عمل افراخته قافله سالار حیات آمده وزافق راحت شب سرزده کوکبهء زندگی آماده شدحکم برای حرکت داده شد صبح پدیدار شد از کاینات در حرکت روی به راه قیات باز شده دکّه سوداگران گشته کشاورز به صحرا روان پیله ور از خانه به بازار شدخارکن اندر طلب خار شد کبک بی دانه خوامش گرفت بازی تغزیه پرّش گرفت جانور از لانه به کهسار شدبهر چرا گله پدیدار شد تار تَنَد بهر مگس عنکبوت مورچه اندر تک و دو بهر قوت غنچه سر از شاخه برون کرده است شاخته سوی نور شتابنده است زندگی ات نیست به جز جنبشی راحتی ات نیست مگر کوششی هر که بجنبید زجا، زنده است و آن که نجنبد، به یقین مرده است خیز که با قافله همره شوی ورنه درین مرحله گمره شوی آن که ازین قافله وامانده شدعاجز و بیچاره در درمنده شد وقت رحیل است ، چه خسبی چنین قافلهء جنبش گیتی ببین.19 خواهر گرامی! ، این مطالب را با صبر و حوصله و در وقت مناسب بانامزد خود در میان بگذارید که ان شاءالله مسئله بی نمازی و بی کاری وی حل شود. هر چه می توانی ، به نحو احس احساسات او را نسبت به کار و تلاش و اداره زندگی برانگیز و فعلاً در فکر طلاق نباش. 1. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت، 1409ق. ج 14، ص 23. 2. همان، ص 60. 3 . حسینی دشتی، سیدمصطفی، معارف و معاریف: دایره المعارف جامع اسلامی، آرایه، 1385ش. معاده طلاق 4 . ذاریات (51)، آیه 56. 5. نحل (16)، آیه 36. 6 . سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت: تجزیه و تحلیل کاملی از زندگانی پیامبر اکرم (ص)، قم: بوستان کتاب قم، 1389ش. ج 2، ص 799. 7 . قمی، عباس، منتهی الامال فی تواریخ النبی و الآل (ص)، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1389ش. ج 2، ص 156. 8 . سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت: تجزیه و تحلیل کاملی از زندگانی پیامبر اکرم (ص)، قم: بوستان کتاب قم، 1389ش، ج 2، ص 869. 9. مدثر (74)، آیه 43. 10 . قرائتی، محسن، پرتوی از اسرار نماز، تدوین: جواد محدثی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ‎????ش. ص 85. 11. بقره (2)، آیه 45. 12 . مکارم شیرازی ، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ‎????ش، ج 11، ص 318. 13. همان. 14. همان. 15. حسینی دشتی، سیدمصطفی، معارف و معاریف: دایره المعارف جامع اسلامی، آرایه، 1385ش. مادهء کار، با تلخیص. 16. مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران: صدرا، ‎????ش. ص 424. 17. همان، ص 411. 18. همان، ص 411. 19 . احمدی بیرجندی، احمد، شعر در زندگی، ص 98.

پرسش: 

مادرم نماز نمی‏خواند، ولی به مجالس روضه و ختم قرآن می‏رود. وسواس شدیدی دارد. اصلاً برای ما غذایی درست نمی‏کند و فحش و ناسزا می‏گوید. در اجتماع خوب است، ولی در منزل اخلاق بدی دارد.

پاسخ: 

از این که مادرتان به مجالس روضه خوانی و ختم قرآن اهمیت می‏دهد، ولی نماز نمی‏خواند، تعجب می‏کنیم اما این امر نشانگر آن است که مادرتان از روی طغیان نماز را ترک نکرده است، چه بسا به دلیل عدم شناخت کافی از وظیفه شرعی و عواقب ترک نماز و یا به دلیل مسائل خانوادگی و غیره، نسبت به ادای فریضه نماز اهمیت نمی‏دهد. وظیفه شما امر به معروف است، یعنی با زبانی نرم و انتخاب کلماتی زیبا و از راهی مطمئن و مؤثر ایشان را متوجه تکلیف خود نمایید. به او بگویید نماز ستون دین است و اولین چیزی است که از انسان در قیامت از آن سؤال می‏شود، نماز است؛ اگر نماز قبول نشود، اعمال دیگر پذیرفته نمی‏شود. سعی کنید از طریق علاقه مادران به روضه، جهت ترغیب به نماز کمک بگیرید، مثلاً ببینید انگیزه‏های او برای شرکت در روضه چیست. اگر علاقه به امام حسین و حضرت عباس(ع) و... است، با استفاده از این علاقه و با بیان این که آن ها کسی را دوست دارند که نماز بخواند و تکالیف خود را انجام دهد یا مثلاً شفاعت آن ها برای کسانی است که نماز می‏خوانند و... او را ترغیب به انجام واجبات نمایید. به مادرتان بگویید مگر مجالس روضه برای چیست؟ امام حسین(ع) برای چه کشته شد؟ مگر به غیر از اقامه نماز هدفی دیگر داشت؟ می‏توانید از طریق رفقا و دوستان یا از بستگانی که سخنشان در مادرتان تأثیر دارد و یا روحانی و مداحی که روضه را برگزار می‏کند، کمک بگیرید. در مورد اخلاق تند مادرتان باید بگوییم با توجه به این که سالیانی با این خلق و خوی بزرگ شده و چه بسا به صورت عادت درآمده است، نباید انتظار تغییر و تحول ناگهانی از ایشان داشته باشید. بهتر است خویشتن داری نشان دهید و فحش و ناسزای او را نادیده بگیرید. نیز کم کم و با حوصله زیاد، سعی در تغییر این رویه داشته باشید، اگر چه ممکن است تغییر چندانی در حال ایشان صورت نگیرد، اما تغییر اندک نیز مطلوب و پسندیده است. نیکی به مادر در هر شرایطی لازم و ضروری است، هر چند مقصر باشد، امام باقر(ع) می‏فرماید: "سه چیز است که خداوند متعال به هیچ کس اجازه ترک آن را نداده است: ادای امانت، وفای به عهد و نیکی به والدین، چه نیکوکار باشند و چه بدکار".1 مدتی که در منزل مادر هستید، صبر پیشه کنید و از پرخاش با وی اجتناب ورزید. طولی نمی‏کشد که با تشکیل خانواده، زندگی مورد دلخواه خود را خواهید داشت و از مشکلاتی که اکنون با آن دست به گریبان هستید، خلاصی خواهید یافت. 1. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق. ج 71، ص 56.

پرسش: 

چگونه کودک را به نماز تشویق کنیم؟

پاسخ: 

برای تشویق بچه ها به نماز راه هایی به نظر می رسد: 1- اهمیت دادن والدین به نماز در خانه. نماز را در اوّل وقت بخوانند. با وقار بخوانند، با لباس پاکیزه نماز را ادا کنند. و ... ؛ 2- وقتی بچه ها به سنی رسیدند که مزاحمت برای نمازگزاران فراهم نمی کنند، آنان را به مسجد ببرند. 3- آثار و فواید نماز برای کودکان بیان شود، مثل این که نماز محبت و دوستی خدا را برای انسان می‌آورد. نماز انسان را خوش بخت می کند. آرامش روح می دهد ، چون یاد خدا است و یاد خدا دل ها را آرام می کند. 4- افراد مؤمن و موفق نمازگزار برای بچه ها معرفی شوند مانند قاریان و حافظان قرآن. 5- بر آوردن خواسته های مورد علاقه بچه ها - مثلا‍ً گفته شود اگر نماز بخوانی فلان چیزی که دوست داری، برایت می خرم. 6- دوست شدن بچه ها با همسالان نماز خوان. 7- ضمن تأدیب و تربیت بچه ها در زمان خود ، لازم است که والدین با بچه هادوست شده و برخورد محبت آمیز با آنان داشته باشند ؛ به گونه ای که آن ها والدین و بزرگ تر های خانواده را خیرخواه خود بدانند تا وقتی به آن ها گفته شد نماز بخوانید، بپذیرید که به کار خوبی دعوت می شوند.

پرسش: 

با توجه به آیه ولایت1، چگونه امام علی (ع) در حال نماز انگشتر خود را به فقیر دادند در حالیکه در روایات آمده که امام علی (ع) در حال نماز تیز از پایش در آوردند ولی آنقدر حضور قلب داشت که متوجه آن نشد؟! آیا انجام این کار با حضور قلب در نماز منافات ندارد؟!

پاسخ: 

در پاسخ به این شبهه می توان گفت که: اولا: درباره روایاتی که دلالت بر خارج ساختن تیر از پای حضرت علی (ع) در حال نماز دارد باید بگوئیم که ما برای این حدیث، سند محکمی پیدا نکرده ایم و در منابعی هم که این روایت ذکر شده مرسل و فاقد سند بوده است. ثانیا: چنانکه مفسران متذکر شده اند2 شنیدن صدای سائل و به کمک او پرداختن توجه به خویشتن نیست، بلکه عین توجه به خدا است، حضرت علی (ع) در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا، و می‏دانیم بیگانگی از خلق خدا، بیگانگی از خدا است و به تعبیر روشن تر: پرداختن زکات در نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است. نه انجام یک عمل مباح در ضمن عبادت و باز به تعبیر دیگر آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است و اما توجه به آنچه در مسیر رضای خدا است، کاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاکید می کند. ذکر این نکته نیز لازم است که معنی غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بی اختیار احساس خود را از دست بدهد بلکه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست بر می‏گیرد. ثالثا: اگر صدقه دادن در حال نماز با حضور قلب و توجه به خدا در نماز منافات داشت دیگر معنا نداشت که خداوند متعال در شأن کسی که در حال رکوع صدقه داده یک آیه نازل کند و خبر از ولایت چنین شخصی بدهد. 1 . "إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون" (مائده (5) آیه 55) "سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا می‏دارند، و در حال رکوع، زکات می‏دهند". 2 . آیت الله مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة،چاپ اول، سال 1374، ج‏4، ص428.

پرسش: 

دختر هفده ساله و دوم دبیرستان هستم. در یک خانواده مذهبی زندگی می کنم اما مدتی است که در امر نماز سستی می کنم. احساس می کنم رغبتم به نماز کم شده و این مرا نگران کرده است. خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: 

خواهر گرامی! نماز حقیقتی است که انسان ساز است و وسیله رهایی انسان از هر قید و بند مادی است. نماز ما را از گناهان و آلودگی ها پاک می کند. نماز جواب دادن به غریزه پرستش آدمی است. نماز بهترین وسیله ارتباط مخلوق با خالق است. نماز نردبان صعود و معراج مؤمن است. نماز عمود خیمه دین و فلسفه خلقت است. نماز دژ محکمی است که انسان را از حملات شیطان دور نگه می دارد. نماز روش آدمیان پاک روی زمین در طول تاریخ انسان است. نماز وسیله ای برای زدودن صفات منفی و رذایل حیوانی است. نماز او اوصاف پارسایان است. نماز کارخانه انسان سازی است.1 نماز عامل مهمی در تزکیه روح و درون انسان است و اهمیّت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستی در آن به شمار می آید. انسان بر اساس فطرت خود، همواره به سوی چیزی که برایش اهمیت دارد، توجه و اهتمام می کند. اگر برای انسان ، امری مهم و ضروری جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقیقت نماز و این که نماز جزء نیاز ما است، جزءزندگی حیات ما است و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلّی می کند، باعث می شود انسان با شوق بیشتری به اقامه نماز بپردازد و از سستی در نماز و یا ترک آن خودداری نماید. اهمیت دادن به نماز یکی از موجبات حضور قلب است، زیرا قلب تابع همت انسان است. اگر همت بر نماز باشد، قلب در نماز حاضر خواهد بود و اگر همت انسان در پی چیز دیگری باشد، قلب از نماز غافل خواهد بود و نزد چیزدیگری خواهد رفت. کسی که نماز را سربار خود و صرفاً یک تکلیف طاقت فرسا بداند، به حقیقت آن پی نبرده و اهمتی به آن نمی دهد. در نتیجه از حضور قلب در محضر خداوند غافل می گردد. اگر بخواهیم در نماز حضور قلب پیدا کنیم، بایداهمیت عبادت را به قلب تفهیم و تلقین کنیم و این امر فقط با فهم اسرار و حقایق نماز میسور می شود. از دیگر موجبات سستی در نماز و عدم اهتمام به آن، عادت به عبادت است؛ به این معنا که انسان ، اصل نماز و افعال و اذکار آن را از روی عادت به جا آورد، به طوری که به حقیقت و روح نماز توجه نداشته باشد. عمل بر اثرعادت ، عبادت را از حالت آگاهانه خارج می نماید و تبدیل به یک عمل غیر آگاهانه می کند، به طوری که روح اعمال فراموش شده و تنها ظاهر اعمال هدف قرار می گیرد. مذموم بودن عادت به این معنا نیست که استمرار، مداومت و کثرت اعمال اشتباه است، بلکه ملاک ارزش، مقدارتوجه و آگاهی در عمل است . مردان الهی در عین کثرت عبادت و دعا، به مقدار توجه و آگاهی خود در اعمال می افزایند و از عبادت لذت بیشتری می برند. انسان وقتی عظمت خالق را شناخت و احساس نیاز کرد که باید پیوندی عمیق با خالق هستی برقرار کند،احساس پرستش معبود در وجود انسان ریشه می زند. سپس اگر پرستش و عبادت را از نیازهای اصلی خوداحساس کنیم ، محتاجانه و عاشقانه به طرف آن می رویم و همین موجب حضور قلب می گردد. انسان باید در همه حال خود را در محضر خداوند بداند و احساس حضور در محضر خداوند در تمام لحظات زندگی موجب حضور قلب در نماز می شود، چرا که کسب حضور قلب در نماز، یک دفعه ممکن نیست. نمازگزار اگر بخواهد نمازش کامل و با توجه باشد، باید در تمامی لحظاتِ زندگی ، خود را در محضرت حق تعالی ببیند و در همه جا و همه چیز جلوه خدا را ببیند. خواهر گرامی، به لطف الهی، شما توجه دارید که باید نماز با حقیقت و معنویت بر پا شود. از این رو سعی کنید درمرحله اول با همتی بلند، بر اقامه نماز مداومت و استمرار داشته باشید و در مرحله بعد نماز را به صورت عملی برپا دارید که در هر نمازی نسبت به نماز قبل شوق و انگیزه شما بیش تر شود و این حقیقت نماز است و هر قدر حلقه وصل انسان با معبودش مستحکم تر باشد، انسان به آرامش بیشتری می رسد و از اضطراب و نگرانی مصون می ماند. 1 . عزیزی تهرانی، علی اصغر، حضور قلب در نماز: علل و درمان حواسپرتی در نماز به ضمیمه علل ترک نماز و درمان آن، قم: بوستان کتاب قم، 1388ش. ص 120.

پرسش: 

وظیفه ما در مقابل نماز نخواندن افراد فامیل چیست؟

پاسخ: 

در مرحله نخست باید علت بی توجهی به نماز را بررسی کرد و بر اساس آن برنامه ریزی و کارهایی را اجرا نمود. چه بسا افراد فامیل به دلیل عدم شناخت از وظیفه خود نماز را ترک می‏کنند که در این صورت لازم است سطح آگاهی آن‏ها را بالا ببرید، مثلاً جلسات گفتگو تشکیل دهید و یا کتاب هایی را که درباره اهمیت نماز نوشته شده، در اختیارشان قرار دهید. در مواردی افراد تحصیل کرده‏ای هستند که چون از فلسفه و آثار نماز بی خبرند، برای آن اهمیتی قائل نمی‏شوند. از این رو لازم است مطالعه بعضی از کتاب‏ها مانند سرالصلاة از امام خمینی، اسرار عبادت از جوادی آملی و رساله لقاء اللَّه از آقامیرزا جواد ملکی تبریزی را توصیه نمایید. نکته مهم دیگر استفاده از روش الگویی است، یعنی به هنگام معاشرت با افراد فامیل، در اوّل وقت نماز خود را با توجه بخوانید. با آن‏ها برخورد کنید که نمودار یک انسان با فضیلت و اهل نماز باشد تا اثر عملی نماز را در زندگی فردی و اجتماعی شما تحسین نمایند. خواه ناخواه این کار در روحیه آن‏ها اثر خواهد گذاشت. اگر روش‏های فوق تأثیر نکرد، نوبت به اجرای نهی از منکر با حفظ مراتب آن می‏رسد. مراتب نهی از منکر عبارتند از: 1- انکار قلبی: مسلمان باید نفرت خود را از منکر نشان دهد و علاوه بر این که در دل از آن عمل بیزاری می‏جوید، نارضایتی خود را در رخسار و حرکات نشان دهد. امیر مؤمنان(ع) می‏فرماید: "رسول خدا(ص) به ما فرمان داد تا با معصیت کاران، با چهره هایی گرفته رو به رو شویم".1 البته این مرتبه نیز درجاتی دارد، مانند نگاه نکردن، خاموش ماندن، سر به زیر انداختن، روی گرداندن. 2- انکار زبانی: انکار قلبی نتیجه نداد، مرحله بعد پیش می‏آید و آن انکار زبانی است، یعنی با زبان نرم بخواهیم به نماز اهمیت قائل شوند و این مسئله را در مواقع مختلف که شرایط تأثیر گذاری فراهم است، به آن‏ها تذکر دهیم. 3- اقدام عملی: در موارد خاصی، لازم است اگر احتمال اثر می‏دهید، با بی اعتنایی یا کم کردن روابط و غیره، نارضایتی خود را ابراز دارید، ولی نباید به بهانه اجرای امر به معروف و نهی از منکر، حقوق دیگران را نادیده بگیرید، به ویژه نمی‏توان به انگیزه نهی از منکر از روابط با خویشان دست کشید. امام خمینی در پاسخ به سؤالات مختلف درباره قطع رحم از خویشان که مرتکب منکرندو حتی مرتد و کافر می‏باشند، می‏فرماید: "صله رحم مطلقاً واجب است".2 1 . حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت، 1409ق. ج 16، ص 143. 2 . موسوی خمینی، روح الله، استفتائات، ج 1، ص 487.

پرسش: 

اولین شخصی که در نماز ظهر روز عاشورا جلوی امام حسین(ع) ایستاد و به شهادت رسید، چه نام داشت؟

پاسخ: 

در برخی از متون آمده است: اولین شخصی که در روز عاشورا و هنگام نماز ظهر، جلوی امام حسین(ع) ایستاد و بدن خویش را سپر تیرهای بلا ساخت، سعید بن عبدالله حنفی بود، او تا پایان یافتن نماز مقاومت کرد و آن قدر تیر خورد، که بر زمین افتاد و جان باخت، در پیکر او غیر از زخم شمشیرها و نیزه‏ها، سیزده تیر یافتند.1 همچنین در برخی متون دیگر آمده است: امام حسین(ع) در ظهر عاشورا، به زُهیر بن قین بجلی و سعید بن عبدالله حنفی فرمود: "پیش روی من بایستید، تا نماز ظهر را به جا آورم. ایشان برحسب فرمان امام(ع)، پیش روی امام ایستادند و خود را هدف تیر گردانیدند، پس امام(ع) با نیمی از اصحاب خود، نماز خوف و نیمی دیگر در حال راندن دشمن بودند".2 به نظر می رسد، این دو نفر (زُهیر بن قین بجلی و سعید به عبدالله حنفی) مقابل امام ایستادند، تا امام نماز بخواند ولی تنها سعید بن عبدالله در آنجا شهید شد، چرا که زمان شهادت زهیر را بعد از نماز ذکر کرده اند.3 1. مجلسی، بحار الأنوار، تهران، اسلامیه، چ دوم، 1363ش، ج45، ص21؛ سید ابن طاوس، ‏اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، جهان، چ اول، 1348ش،‏ ص111. (نرم افزار سیره معصومان) 2. ابن نما حلی، ‏مثیر الأحزان،‏ قم، ‏مدرسه امام مهدی، چ سوم، ‏‏1406ق، ص65؛ سید ابن طاوس، ‏پیشین،‏ ص110-111؛ قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، قم، دلیل، چ اول، 1379ش، ج2، ص844. (نرم افزار سیره معصومان) 3. شیخ محمد بن طاهر سماوی، ‏إبصار العین فی أنصار الحسین، قم،‏ دانشگاه شهید محلاتی، چ اول، 1419ق، ‏ص167-168. (نرم افزار سیره معصومان)

پرسش: 

آیا خواندن نماز صبح در اول وقت می‌ تواند بهترین راه نجات وسواس باشد؟

پاسخ: 

خواندن نماز های پنج گانه در اول وقت مورد سفارش و تأکید اسلام و معصومان (ع) می‌‌ باشد و بر آن فوائد بی شماری مترتب است. قرآن می‌ فرماید: "إِنَّ الصَّلَوةَ کاَنَتْ عَلیَ الْمُؤْمِنِینَ کِتَبًا مَّوْقُوتًا؛ نماز، وظیفه ثابت و معیّنی برای مؤمنان است".1 امام صادق (ع) فرمود: " رسول خدا فرمود: همیشه شیطان از فرزند آدم می‌ ترسد تا وقتی که نماز پنج گانة خویش را در وقت ادا کند".2 امام باقر (ع) فرمود: " هر مؤمنی مواظب نماز پنج گانه اش باشد و آن را در وقتش به جای آورد، از غافلان نیست".3 وسوسه مشغولیت ذهنی است و معصوم (ع) می‌ فرمایید به جا آوردن نماز در اوّل وقت غفلت را می‌‌زداید. امید است که شخص وسواس با استعانت و مدد از نماز، خصوصاً در اول وقت بتواند از وسوسه های شیطان در امان باشد. 1. نساء (4) آیه 103. 2. احسانبخش رشتی، صادق، آثار الصادقین، گیلان: ستاد برگزاری نمازجمعه گیلان، روابط عمومی، ‎???? ش. ج 11، ص 114. 3. همان.

پرسش: 

امیرمومنان علیه السلام چگونه هر شب هزار رکعت نماز می خواندند؟

پاسخ: 

اولا ؛ آنچه در تاریخ در مورد حضرت علی، امام سجاد و برخی دیگر از ائمه(ع) نقل شده، آن نیست که هر شب هزار رکعت نماز می‏خواندند ؛ بلکه در مواقعی و در برخی از شب‏ها چنین عبادت می‏کردند، و دربرخی نقلها هم گفته شده که ایشان درهر شبانه روز هزار رکعت به جا می آوردند.1 این مطلب از نظر امکان، مشکلی ندارد و علامه امینی (ره) در برابر انکار برخی، یک شب هزار رکعت نماز به جا آوردند تا امکان این مسئله را اثبات کنند. نکته دیگر آن که، می‏توان نماز مستحبی را بسیار ساده به جا آورد . بدون خواندن سوره و تنها با یک ذکر (مثلا سبحان الله)، رکوع و سجود آن را انجام داد و در پایان به یک سلام اکتفا نمود. در این صورت دو رکعت، حدود 1 دقیقه طول می‏کشد. در این صورت با احتساب چند ثانیه برای استراحت، بیش از 10 ساعت وقت لازم نیست. علاوه بر آن که ممکن است موضوع هزار رکعت، مبالغه راویان باشد ؛ چون می‏دیدند که حضرت در تمام شب مشغول نماز بود ، می‏گفتند: حضرت هزار رکعت نماز خواند. این گونه گفتار، در عرف هم رایج است. همچنین در تاریخ درمورد اشخاص دیگری نیز نقل شده که گاهی در یک شب،یا دریک روز ویا دریک شبانه روز هزار رکعت نماز به جا آورده اند.2 اگر کاری برای یک فرد ممکن نبود، دلیل آن نیست که برای دیگری نیز ممکن نباشد. 1 . امالی شیخ صدوق، ترجمه: کمره ای282؛ خصال، ترجمه کمره ای294:2؛ ترجمه: رسولی محلاتی،ارشاد،اسلامیه،معاصر، بی تا ، 143:2؛گنجینه روایات. 2 . کشف الغمه، ترجمه وشرح زواره ای، موضوع : تاریخ و فضائل معصومین (ع) ، قرن دهم، انتشارات اسلامیه،48:1؛ گنجینه روایات؛ آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسی، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چ اول، 1374ش. ،ترجمه797:2؛نورالسیره؛ شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ترجمه آقا نجفی، موضوع : گوناگون، وفات معاصر ، انتشارات علمیه اسلامیه ،427:2؛ گنجینه روایات.

پرسش: 

باتوجه به آیه 153 سوره بقره1، چگونه می توان با توجه به صبر و نماز بر مشکلات چیره شد؟

پاسخ: 

در مورد صبر و شکیبایی به وسیله نماز چند آیه به طور صریح در قرآن بیان شده ا ست، از جمله آیه 45 و153 سوره بقره . کلمه استعانت در آیه به معنای طلب کمک است واین در وقتی صورت می گیرد که نیروی انسان به تنهایی نمی تواند کار مهم و یا حادثه پیش آمده را بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد .اینکه فرموده : از صبر و نماز برای مهمات و حوادث خود کمک بگیرید، برای این است که یاور و کمک کاری جز خدا نیست که به انسان قوت و نیرو ببخشد ،چون فرمود : " ان القوة لله جمیعا " در کارهای مهم یاور انسان صبر و مقاومت وخویشتن داری است ، به اینکه استقامت به خرج داده، ارتباط خود را با خدا وصل نموده، ازصمیم دل متوجه او شود وبه سوی او روی آورد واین همان صبر و نماز است. این دو بهترین وسیله برای پیروزی است.چون صبر هر بلا ویا حادثه عظیمی را کوچک وناچیز می کند .نماز که اقبال به خدا است ،روح ایمان را زنده می سازد ،و به انسان می فهماند : به جایی تکیه دارد که انهدام پذیر نیست وبه سببی دست زده که پاره شدنی نیست2 انسان به واسطه نماز به خداوند نزدیک شده و هر که به قدرت لایزال الهی نزدیک شود‌، استقامت او در مقابل مشکلات نیز افزون تر می شود‌، پس انسان با نماز می تواند قوت قلب یافته و بر سختی ها و مشکلات فائق شود. در برخی تفسیرها نیز صبر به معنای روزه دانسته شده است. اما می توان آن را تنها مصداق صبر یا یکی از مصادیق صبر دانست. 1 . یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِِین‏ .2 علامه طباطبایی ، المیزان ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه‏ی مدرسین حوزه علمیه مکان ، سال چاپ: 1374 ش .ج1،ص228.

پرسش: 

چه کار کنیم تا جوانان از آغاز بلوغ ، نماز بخوانند بدون این که پدر و مادر توصیه ای داشته باشند؟

پاسخ: 

آسان ترین راه برای انجام عبادات در دوره‌ بلوغ، ایجاد عادت در دوران کودکی است. انجام تکالیف دینی و از جمله نماز را نباید تا زمان بلوغ به تأخیر انداخت، بلکه باید انس و عادت لازم را در آن‌ها به وجود آورد تا در زمان بلوغ مشکلی از این نظر به وجود نیاید. خانواده هایی که از فرصت دوران کودکی برای این منظور استفاده نمی کنند در دوران بلوغ و نوجوانی معمولاً با مشکلات جدی روبرو می‌شوند. این استدلال که اجازه دهیم تا طفل پس از رسیدن به دوره بلوغ، خود مسیر خویش را انتخاب کند به هیچ وجه صحیح نیست. بر این اساس اسلام بر عبادات تمرینی کودکان تأکید دارد تا از این طریق مقدمات تربیت دینی فراهم گردد. نکته دیگر جدی گرفتن واجبات دینی و توجه خاص به نماز است اگر والدین حساسیت خود را نسبت به نماز در عمل نشان دهند خواه ناخواه این برخورد در فرزندان تأثیر خواهد داشت. نکته سوم آن است که واداشتن فرزندان به انجام نماز نباید با خشونت و سخت گیری و تندی همراه باشد که این امر،‌ ستیزه جویی و لجاجت را به دنبال دارد. در مسائل دینی باید روش هایی در پیش گرفت که در دل نوجوانان راه پیدا کنند و مورد محبت و دلبستگی آن‌ها واقع شوند برای این منظور باید به جای سخت گیری های نامعقول بیشتر از شیوه های تشویقی بهره جست. مطلب آخر آن است که جوان از جوان بهتر و زودتر می پذیرد. تفاوت دو نسل چه بسا مانع برقراری ارتباط والدین با فرزندانشان می‌شود از این رو برای انتقال مفاهیم اخلاقی و یا تشویق به نماز و غیره بهتر است از دوستان نماز خوان و با نفوذ ایشان استفاده کنید.

پرسش: 

در عبادت خودپسندم ! مثلاً دوست ندارم کسی مثل من نماز بخواند, روزه بگیرد و دم از ولی فقیه بزند! هر وقتی برای نماز شب و صبح بیدار می شوم , میل ندارم کس دیگری بیدار شود. در دل به بعضی بدگمان شده و فحاشی می کنم , به عنوان نمونه اگر کسی نماز شب و صبح را زودتر

پاسخ: 

برادر گرامی ! همین اندازه که توجّه دارید بعضی صفات نکوهیده و ناپسند در شما وجود دارد و آثارش را لمس کرده و در صدد علاج آن هستید, بسیار جای امیدواری است . از این بابت خدا را شکر کنید و خیلی نگران نباشید. [آن کس که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکّب ابدالدهر بماند و آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند] امیدواریم دچار حسد نشده باشید, بلکه حالتی برای شما پیش آمده که اگر مقاومت و ایستادگی کنید, زود بر طرف می شود. حسد یعنی ناراحت شدن از نعمتهایی که خداوند نصیب دیگران کرده و آرزوی زوال آنها و حتّی تلاش و کوشش در این راه نماید" ! نشانی های حسود: 1- انتقاد شدید و بدگویی . وی همیشه خُرده گیری هایی می کند که از مقداری که شایسته است , بیشتر است . بدگویی مختلف است : الف ) در حضور, متملّق و چاپلوس و در پشت سر بدگوی و مفتری است . ب ) به قدری بی شرم و حیا است که در حضور بدگویی کرده و سخنان ناهنجار می گوید. عجب این جا است که همین شخص رفتار خود را پسندیده می شمارد و صراحت لهجه اش می نامد. 2- خودداری از ستودن افراد با فضیلت . اگر هم مجبور شود کسی را بستاند, کم می گذارد. امیرالمؤمنین (ع)می فرماید:"ستودن بیش از شایستگی , تملق است و کم تر از شایستگی , ناتوانی در سخن یا حسداست "1. 3- شماتت در مثبت ; یعنی وقتی حادثه ناگواری برای دیگران پیش می آید, خوشحال می شود. خداوند این حالت را درباره حسودان اهل کتاب نسبت به مسلمانان بیان می کند، امام صادق (ع)به سفیان ثوری فرمود: "پدرم مرا از رفاقت به سه کس نهی کرده است : ألف ) با کسی که بر نعمتی رشک برد; ب ) با کسی که در مصیبت دیگری شادمان شود; ج ) با کسی که سخن چینی کند"2. 4- ناراحتی از خوشی دیگران . بیش تر اوقاتش صرف غصه خوردن ; به سبب موفقیت و خوشی دیگران است . 5- سخن چینی ; از این که میان مردم آتش افروزی کند و آنان را به جان هم بیندازد, لذت می برد. 6- پذیرش و قبول بدگویی درباره دیگران , اما تعریف و تمجید از آنان را دیر می پذیرد. در حضورش اگر از کسی تعریف شود, باور نمی کند و ناراحت می شود, ولی اگر مذمتش کرده و بدیش را بگویند,زودباور می کند. 7- شدت انتقام ; شدیداً انتقام می گیرد و عفو و گذشت ندارد وانصاف و شفقت در او وجود ندارد. 8- کج خلق و تندخو است . به تعبیر دیگر: بسیار عصبانی است و اضطراب درونی اش نمی گذارد آسایش روحی برایش پیدا شود. ریشه های اساسی و بنیادی حسد: 1- عُجْب و خودپرستی ; خودپسند کسی است که همه کارهای خود را می پسندد و نقصی در آن نمی بیند. 2- تکبر و بزرگ فروشی . 3- بخل ; بخیل کسی است که از کمک و انفاق مال خویش به دیگران خودداری می کند. 4- حرص و طمع ; حریص می خواهد همه چیز از آن او باشد و غریزه اش آرام گرفتنی نیست و مدام فزونی میابد .وقتی نتوانست غریزه افزایش طلبی را تسکین دهد, با دارندگان نعمت به ستیز بر می خیزد و نسبت به آن ها حسدمی ورزد. گفتنی است عواملی در رشد ونمو حسد مؤثرند که باید تلاش کرد در دام آن ها گرفتار نشد: 1- ظلم و ستم ; ظلم , آتش کینه ستمدیده و مظلوم را نسبت به ظالم و ستمگر روشن می سازد, ستمدیده منتظر روز انتقام است . او از پیشرفت ها و موفقیت های ظالم افسرده شده و نسبت به او حسد می ورزد و خواهان زوال نعمتش می باشد. 2- عدم موفقیت در کار مورد نظر; می بیند خودش موفق نشده , در عوض رفیق , یا همسایه اش به مقصد رسیده است . از این جهت , عوض این که به عوامل عدم موفقیت خود بپردازد, نسبت به رفیق حسادت می ورزد. 3- محیط کوچک مثل خانه و مدرسه و کارخانه ; در محیط کوچک منافع محدود است و خواهان زیاد. تزاحم بقادر چنان محیطی به شدت بر سر چیزهای بی ارزش است . گفته اند: مثل محیط کوچک , مثل جام آبی است که تشنه لب های زیادی گِردش باشند و هر کدام می خواهد جام آب را تصاحب کند. روشن است که جنگ و ستیز رخ می دهد. مَثَل محیط بزرگ , مثل لب تشنگانی است که در کنار رودخانه ای قرار دارند که اگر هر کدام هزاران جام بنوشند,کسی توجّه ندارد. از این کسانی که در فکر پاکیزه کردن خود هستند, معمولاً از محیط کوچک گریخته و به محیط بزرگ تری روی می آورند, از قبیل میرزای قمی که از یکی از شهرهای کوچک شمال , کوچ کرده و وارد شهر مقدس قم می شود و آوازه پیدا می کند. 4- ضعف ایمان ; حضرت امام صادق (ع)فرمود:"المؤمن یغبط و لا یحسد3، آدم مؤمن و متدین غبطه دارد, ولی حسادت نمی کند". زیان های حسد: زیان هایی که در اثر حسد پیدا می شود, بر سه گونه است : الف ) زیان های شخص حسود 1- منفور شدن ; حسود در جایی که زیست کند, پلیدی خود را بروز می دهد و مردم را از خود بیزار می کند. 2- ناراحتی همیشگی ; همیشه اندوهناک و غمگین است و ساعت خوشی برایش نیست . رسول خدا (ص) فرمود:"أقل الناس لذّةً الحسود"4. 3- بیماری و عدم تندرستی ; ناراحتی , خواب و خوارک را کم می کند. به همین خاطر بدنش ضعیف شده و تاب مقاومت در مقابل بیماری را از دست می دهد. حضرت امیرالمؤمنین (ع)فرمود: "صحّة الجسد من قلة الحسد; سلامتی جسم از کمی حسد است"5. 4- خطای در تشخیص ; ناتوانی جسمانی و بیماری روحی در فکر و اندیشه تأثیر می کند و نمی گذارد نیک و بد وصحت و سقم را تشخیص بدهد. 5- سبب نابودی اعمال نیک می شود; همان گونه که حسنات , سیئات را از بین می برد, سیئات هم حسنات رانابود می کند. 6- کوتاهی عمر. ب ) زیان های اجتماعی حسد: 1- جلوگیری از ترقی ; افراد لایق و شایسته , مورد حسادت قرار می گیرند و نمی توانند استعدادهای خود راشکوفا کرده و جامعه را به بالندگی برسانند. 2- انحطاط جامعه مترقی ; حسد جامعه مترقی را در پرتگاه سقوط و زوال قرار می دهد. 3- از بین بردن روح تعاون و همکاری میان مردم . 4- اختلال امنیت ; وقتی به خاطر حسادت , اعتماد از بین برود و سوء ظن حاکم گردد, کم کم هرج و مرج پیش آمده و نا امنی پیدا می شود. ضرر دینی اش این است که : گرفتار عذاب الهی شده و گاهی به قضای الهی خشمگین شده واعتراض می کند. در نتیجه به اصل توحید و ایمان او لطمه می خورد. وانگهی حسد سبب می شود کینه برادر مؤمن را در دل گرفته و در نهایت ترک دوستی و قطع صله رحم نماید که گناهی بسیار بزرگ است . به علاوه به خاطر حسادت از زوال نعمت برادر دینی خود خوشحال می شودکه از این حیث با شیطان شریک می شود, چون او هم از مؤمن دل خوشی ندارد. مهم تر از همه از زمره پیامبران واولیاءاللّه خارج می گردد, چون آن ها از نعمتی که به مؤمن برسد, بسیار خرسند و مسرور می شدند. راه علاج حسد: علمای اخلاق برای علاج صفت بسیار زشت و نکوهیده حسد, دو راه را پیشنهاد می کنند: علمی و عملی . راه علمی اش این است که بداند دنیا ثبات ندارد و عاریت سرابی بیش نیست و حسود و محسود, هر دو رفتنی هستند. بداند حسد موجب تباهی دین و دنیایش می شود و به محسود مطلقاً ضرری نمی رسد و همهء ضررها متوجه حسود است . اما راه عملی : 1- عمل بر خلاف مقتضای حسد, مثلاً اگر حسادت وسوسه می کند نسبت به دیگران تکبر کنی , تواضع کنی 6. اگر غیبت و بدگویی او را طالب هستی , در مجالس عمومی تعریفش کن . اگر میل نداری کسی زودتر از شما برای نماز صبح و شب بیدار شود, سعی کنید او را بیدار کنید و دیرتر از او شروع به نماز کنید. اگر تمایل نداری بهترین غذاها را بخورد, تلاش کنید بهترینش را به او بدهید و خود بدتر را بخورید! 2- اصالة الصحة; یکی از دستورهای درمانی حسد, این است که کار هر کسی را حمل بر صحت کنند, مگر درجایی که یقین کند قصد صحت و حقیقت را نداشته است . 3- تقویت کردن ایمان ; به وسیله حرارت میکرب ها را می کشند. بیماری حسد را نیز می تواند به وسیله حرارت ایمان از بین برد. 4- دعا کردن ; از خداوند, با اخلاص بخواهد او را از این بیماری مهلک و خطرناک نجات دهد. در روایات آمده است : پس از هر نماز واجب دعا مستجاب می شود. بین الطلوعین و بعد از نماز صبح , از بهترین اوقات دعا است .امیرالمؤمنین (ع)فرمود:"کسی که صد آیه از قرآن بخواند, سپس هفت مرتبه بگوید: یا اللّه و سپس دعا کند, ان شاءالله دعایش مستجاب می شود" . 5- تلقین به نفس , مثلاً بگوید: من آن طوری که فکر می کنم نیستم و بهترم . چیزی نیست و ان شاء الله مرتفع می شود و این اندازه گناه محسوب نمی شود و خداوند مجازاتش نمی کند. خداوند در قرآن می فرماید: "حسد وقتی گناه محسوب می شود که ترتیب اثر داده شود". امیدواریم از این صفت رذیله رهایی یابید. توصیه می شود به مشاور روانشناس هم مراجعه کنید و مشکل را با وی در میان بگذارید. در ضمن مطالعه کتاب "حسد" اثر سید رضا صدر چاپ انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، در این زمینه بسیار مفید است. 1 . امام علی بن ابی طالب علیه السلام، نهج البلاغه‏انتشارات دار الهجره قم، ص 536، قصار 347 . 2 . علامه مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری, ج 69، ص 261 3 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة،مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام قم، 1409 هجری قمری, ج 15 ، ص 366 4. علامه مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجری قمری, ج 74، ص 113 . 5 . امام علی بن ابی طالب علیه السلام، نهج البلاغه،انتشارات دار الهجره ق,ص 514، قصار 256. 6 .ملا احمد نراقی, معراج السعادة, انتشارات دهقان،تهران،1377،ص 355.

پرسش: 

چگونه دانش آموزان را به نماز جماعت و جمعه دعوت کنیم؟

پاسخ: 

نماز جمعه و جماعت ، عبادت بزرگ دسته جمعی هستند و اثر عمومی عبادت را که تلطیف روح وجان و شستن دل از آلودگی های گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب می باشد، در بردارند و ثواب های فوق العاده ای بر جمعه و جماعت است. دین مقدس اسلام به سه اجتماع بزرگ اهمیت می دهد: 1- اجتماع روزانه که در نماز جماعت حاصل می شود. 2- اجتماع هفتگی که در مراسم با شکوه نماز جمعه است. 3- اجتماع سالانه که در مراسم بسیار با عظمت حج است که در کنار خانه خدا هر سال یک بار انجام می گیرد. شما می توانید با ایجاد ارتباط با دانش آموزان و بیان ثواب و آثار و برکات نماز جمعه و جماعت که عبارتند از نیل به ثواب عظیم؛ دیدار مسلمانان و برادران دینی با همدیگر؛ آگاهی پیدا کردن از معارف اسلامی و رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی؛ ایجاد همبستگی و انسجام هرچه بیشتر در میان صفوف مسلمانان که دشمنان را به وحشت انداخته و پشت آن ها را می لرزاند؛ تجدید روح دینی و نشاط معنوی برای توده مسلمانان؛ جلب همکاری برای حل مشکلات عمومی و... آنان را به حضور در صفوف نماز جمعه و جماعت دعوت نموده و راغب کنید.

پرسش: 

اگر به جای عبادت‌های خاصی مثل نماز شب، دعا و زیارت، به مطالعة کتاب‌های درسی پرداخته شود ثواب ندارد؟

پاسخ: 

هر علمی که در عالم هست، خواه فقه و اصول و تفسیر و کلام و سایر علوم نظری و حوزوی یا علوم تجربی، همگی از علوم دینی محسوب می‌شوند، زیرا یا مستقیماً به احکام بر می‌گردد و یا به موضوعات احکام. بنابر این یاد گرفتن آن با هدف برطرف کردن نیازهای مردم مسلمان و کشورهای اسلامی از بیگانگان، اگر با قصد قربت همراه باشد، عبادت است1. انسان با توجه به ابعاد وجودی‌اش و تمایلات ذاتی و فطری که دارد، از نیازهای متفاوت و متنوعی برخوردار است و برطرف کردن نیازها به شیوه مطلوب، نیازمند اقدامات متفاوت و متنوع است. نمی‌توان با انجام دادن مکرر یکی از عبادات مثلاً نماز یا قرائت قرآن، از سایر عبادات همانند دعا، صله رحم، خدمت به بندگان خدا و تحصیل علم و غیر آن سرباز زد. بنابراین مطالعه به قصد قربت و با نیت برطرف کردن نیازهای مسلمانان اگر چه عبادت است، ولی نمی‌تواند جایگزین سایر عبادات گردد. اگر انسان بخواهد نماز شب بخواند، می‌تواند طوری برنامه‌ریزی کند که به درسش لطمه‌ای نزند، به شرط آن که شب‌ها مقداری زودتر بخوابد و شام را سبک‌تر بخورد،نگاه کردن به برنامه های تلویزیون بدون تنظیم وقت معینی برای آن کار پسندیده ای نیست زیرا باعث اتلاف وقت می شود و به طور کلی نگاه کردن به بسیاری از برنامه‌های آن ضرورت ندارد. به این صورت اگر نیم ساعت مانده به اذان صبح بلند شوید، ‌هم به نماز شب می‌رسید، هم به نماز اوّل وقت و هم به درس روز لطمه‌ای وارد نمی‌شود. گاهی که وقت کمتری دارید و حجم درسی زیاد است، نماز شب را سبک‌تر بخوانید و از برخی مستحبات آن صرف‌نظر نمایید. 1 . جوادی آملی، پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویان، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، با تلخیص، دفتر بیستم، ص 108 ـ 107.

پرسش: 

فرزندمان را در هنگام نماز صبح با چه روشی بیدار کنیم؟

پاسخ: 

گرایش کودک به پذیرش ارزش ها و یا دستورهای دینی تنها در سایه احساس شخصیت و ارزشمندی خویش تحقق می یابد. بنابراین کودکان نقش تعیین کننده ای دارند و والدین و معلمان در موقعیت های مناسب تنها زمینه ساز و هدایتگرند. متأسفانه گاهی اوقات والدین و مربیان می کوشند مسائل دینی را در فرصتی کوتاه از طریق گفتاری مستقیم و با پند و اندرز و تذکرات مکرر، به کودکان منتقل و یا تحمیل کنند، در حالی که کودکان خود باید ارزش ها را دارا شوند، دلایل آن را بپذیرند و با میل آن را در صحنة عمل به کار گیرند، نه این که قواعد را به آن ها دیکته کرده و به اجبار بقبولانیم. امام علی(ع) می فرماید: "فإنّ القلب إذا اکره عمی؛ اگر دل به کاری مجبور گردد، کور می شود".1 از این رو چه بسا فرزندان در خانه پدر و مادر که سلطه و اقتدار را ملاحظه می کنند، نماز می خوانند، ولی با تغییر موقعیت، آن را ترک می کنند، چون ارزش های دینی برای آنان درونی نشده است. والدین باید در تعامل گروهی با احترام دو سویه، به تبادل اطلاعات و احساسات بپردازند و فضای دوستی را فراهم نموده و به آن ها فرصت و اجازه بحث و استدلال و سؤال کردن دهند. هیچ ارزش و اعتقاد و اصولی را قبل از آن که زمینة لازم عاطفی و روانی آن برای کودک فراهم آید و یا خود به آن متمایل شده باشند، نباید به وی تحمیل کرد.2 امام خمینی(ره) با اینکه نسبت به انجام تکالیف شرعی فرزندانش بسیار مقید بودند، اما از ایجاد تلخی در جان کودک پرهیز داشتند. یکی از فرزندان امام می گوید: "زمانی همسری از روی عادت خانوادگی، صبح ها دخترم را از خواب شیرین بیدار می کردند که نماز بخواند. امام که در جریان قرار گرفتند، پیغام فرستادند که شیرینی اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن و چقدر این حرف به جا بود و تأثیر عمیقی بر روحیة دخترم گذاشت، به طوری که بعد از آن خودش سفارش می کرد که برای نماز صبح حتماً بیدارش کنیم".3 یکی دیگر از فرزندان می گوید: "یک بار از آقا سؤال کردم که: آیا اجازه دارم فرزندم را برای نماز صبح بیدار کنم، فرمودند: خواب را بر بچه تلخ نکن".4 روش الگویی نکتة دیگر استفاده از روش الگویی است. فرزندان بیش از آن که به گفتار والدین بیندیشند، به عملشان می نگرند. پدر و مادر اگر به نماز اوّل وقت با رعایت آداب آن توجه نمایند، عملاً انجام تکالیف مذهبی را به فرزندان آموزش داده اند. این روش به مراتب از آموزش زبانی مؤثرتر است. امام صادق(ع) می فرماید: ‌"با غیر زبانتان (عملتان) مردم را به نیکی ها دعوت کنید".5 تشویق نکتة آخر: استفاده از تشویق و ارزش گذاری است. البته تشویق به عنوان کمک انگیزه مطرح است، نه اصل انگیزه، یعنی باید فرزند بفهمد که عملش مورد توجه والدین است، ولی وابسته به تشویق نگردد که اگر تشویقی نبود، عمل ترک شود. بدیهی است که کودک هرچه بزرگ تر می شود، احساس نیاز او به تشویق کم تر می شود، ولی در اوایل لازم است اگر فرزند پسر است، برای او سجاده و تسبیح و کالای مورد علاقه او را تهیه کرد اما اگر دختر است، چادر نماز با سجاد و غیره به عنوان جایزه تهیه گردد. در این جهت می توان از مربیان مدرسه کمک گرفت. 1 . موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. قصار 184. 2 . فرهادیان، رضا، آن چه درباره کودکان و نوجوانان باید بدانیم، تهران، منادی تربیت، 1381ش. ص 93 ـ 87، با تلخیص. 3 . مجموعه مقالات، کنگرة بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی، ص 391. 4 . همان. 5 . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق. ج 67، ص 303.

پرسش: 

تقریباً دو سال است که نماز خواندن برایم مشکل شده است. کنجکاو شده‏ام هر چیزی که از انجام آن نهی به عمل آمد، انجام دهم و در هر چیزی شک کنم. در نماز زیاد شک می‏کنم و بعضی اوقات نماز من یک ساعت طول می کشد. از طرف دیگر نمی توانم نگاهم را کنترل کنم و به نامحرم

پاسخ: 

خواهر گرامی! یکی از مسایل مهم که مورد ابتلای نسل جوان است، وسواس و شک و تردید است، که از عدم قدرت روحی و عدم اعتماد به نفس ناشی می شود. این حالت اغلب حاکی از کشمکش درونی و گاهی مربوط به فکر است و آدمی تحت تأثیر آن دو نیرو سرگردان است. او در فکر و عمل سرگردان است و در سن هیجده سالگی معمولاً این حالت به نقطه اوج می رسد.1 خوشبختانه در همین ایام با تدبیر صحیح و توجه به ذات اقدس خداوند سبحان می توان این حالت منفی را از بین برد و معنویت را درون جان شکوفا کرد و از شک و تردید، به باور و یقین رسید. تقویت معنویت درونی و راز و نیاز با خدا، خمیر مایه جان را الهی می کند و زنگارها و تردیدها را از بین می برد و انسان دل به خدا می سپارد و به تدریج ایمان و معنویت در دل رسوخ می کند و محبّت غیر خدا از دل خارج می شود. در کنار راز و نیاز و پیوند معنوی با خالق هستی بخش، باید سعی کرد قدرت اراده و قدرت روحی در انسان تقویت شود. ایمان به خداوند و اتکال به او برای ایجاد اعتدال در خواهش‏های نفسانی، دریچه اطمینانی است. بر اثر ایمان به خدا، چهره زندگی کمال می یابد، زیرا وقتی انسان معتقد گردید که با تمام شدن این زندگی، همه چیز پایان نمی پذیرد، در روانش آرامش خاصی پدید می آید و در سراسر زندگی، به سوی اعتدال گام بر می دارد. ایمان نه تنها ناراحتی و تشویش را از قلب می زداید، بلکه می تواند از هجوم اضطراب به دل، جلوگیری کند.2 شک و تردید در مرحله نوجوانی و جوانی زمینه ساز ایمان و باور صحیح است. شما باید سعی کنید تقوای الهی را پیشه کنید. با عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال، به تدریج اضطراب‏ها و تردیدها را از خود دور کنید. سعی کنید جان و دل پاک خویش را آلوده به گناه نسازید که عاقبت گناه چیزی جز سقوط و فلاکت نیست. اگر شک و تردید مهار نشود و در بستر حقیقت و یقین آرام نگیرد، تبدیل به هوی و هوس می شود. اگر خدای ناکرده هوی و هوس بر کس مسلّط شد، دیگر حق را نمی بیند و آن را زیر پا می گذارد و در مسیر سقوط قرار می گیرد. وسوسه و شک روح را می کوبد؛ نشاط را از بین می برد؛ استراحت را سلب می کند و قساوت قلب می آورد و باعث می شود انسان از عبادت و معنویات لذّت نبرد. خواهر گرامی! سعی کنید همیشه با یاد خدا زندگی کنید که یاد خدا به انسان آرامش می بخشد: " أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ".3 گوهر ایمان را باور کنید و تقوای الهی را پیشه کنید، چون نه تنها باید حافظ خویش باشید، بلکه سقوط یا موفقیت شما تأثیر مستقیم روی خواهر و برادر کوچک‏تر شما خواهد داشت. رمز موفقیت و رسیدن به آرامش روحی، دل سپردن به خدا و محکم کردن اتصال معنوی است. 1. قائمی، علی ‌، شناخت‌ هدایت‌ و تربیت‌ نوجوانان‌ و جوانان‌، تهران: طلوع‌ آزادی، بی تا، ص 117 و 118. 2. موسوی لاری، سید مجتبی، رسالت اخلاق در تکامل انسان، بی جا، بی تا، ص 170 و 171. 3 . رعد (13)، آیه 13.

پرسش: 

چه کسی وقت نماز ظهر را در روز عاشورا به امام حسین(ع) یادآوری کرد؟

پاسخ: 

روز عاشورا که یاران امام(ع) به تدریج شهید شدند، ابوثمامه صائدی هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت: می بینم، که دشمنان به تو نزدیک شده اند. به خدا قسم! کشته نخواهی شد، مگر آنکه من پیش از تو کشته شوم. دوست دارم، خدایم را در حالی دیدار کنم، که این نماز را که وقتش نزدیک شده بخوانم. امام نگاهی به بالا افکند و فرمود: نماز را به یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. آری اینک اول وقت نماز است. مهلتی از سپاه دشمن خواستند. آنگاه ابوثمامه و جمعی دیگر با امام حسین(ع) نماز جماعت خواندند. ابوثمامه جزء آخرین سه یار امام بود، که تا عصر عاشورا زنده ماند.1 1. دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1374ش، ج 5، ص 288؛ جواد محدثی‏، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف‏، چ دوم، 1417ق، ص 37. (نرم افزار سیره معصومان)

پرسش: 

چه کاری کنیم که از وسواس در وضو و نماز نجات یابیم؟

پاسخ: 

وسواسی بیماری خطرناک روانی است که اگر شخص وسواس جلوی آن را نگیرد، زندگی را بر او و بر همراهان و کسانی که با او زندگی می کنند، تلخ می کند و بالاخره منتهی به افسردگی های شدید و دوری از مردم و رنج فراوان می شود. نیز باعث می گردد که فرد از عبادات لذّت نبرد، بلکه از زندگی لذت نمی برد و همواره با تلخکامی همراه است. پیشوایان اسلامی به وسوسه از این دیدگاه می نگرند که این حالت بازده حدیث نفس و آرزوها و تخیّلات می باشد و سرانجام فرد وسواس را در خط گمراهی و سرگشتگی منحرف می کند. آن گاه که آدمی با غفلت ناشی از وسوسه مأنوس شد و بدان معتاد گردید، وسوسه به صورت طبیعت ثانوی در می آید. روانشناسی اسلامی وسوسه را با راه هایی درمان و تعدیل می کنند. اساس و ریشه وسوسه‌ "ضعف در تصمیم گیری و اراده" و "عدم قدرت روحی" است. افراد وسواسی از تردید و شک ناراحت کننده ای رنج می برند و نمی توانند کاری را با اطمینان خاطر انجام دهند. غالباً افراد وسواسی در خانواده های آشفته زندگی می‌کنند، سپس با سختگیری های والدین درباره شست و شو و مراقبت های افراطی در آب کشیدن بدن، به وجود می آیند. گاهی منشأ‌ آن ضعف بدن است و گاهی احساس ضعف در روان که روح را ناتوان ساخته است. وسواس در همه سنین ممکن است پدید آید، ولی در مرحله بلوغ و جوانی و گاهی در سنین پیری جنبة شدیدتری پیدا می‌کند. اگر کسی به زیان های وسواسی پی ببرد،‌ باید تصمیم جدی داشته باشد جلوی آن را بگیرد. این بیماری که به تدریج توسعه می یابد، همه برنامه های زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد. قدرت و توان را از او سلب می کند، روح انسان را معذّب و مضطرب نگه می دارد و زندگی را بر انسان تلخ می گرداند. درمان وسواس: وسواسی باید به نکات زیر توجه ویژه مبذول دارد: 1ـ تا آنجا که امکان دارد از پدید آمدن وسواسی به حالت مزمن جلوگیری کند. 2ـ از بیکاری و فراغت داشتن باید جلوگیری کند و مثلاً کسی او را وادارد زود وضو بگیرد، زود غسل کند و زود دستش را آب بکشد. 3ـ از تنهایی پرهیز کند و به مسافرت های دسته جمعی برود و با افرادی که وسواس نیستند، بیشتر مأنوس باشد. از افراد وسواس به شدت پرهیز کند. نیز مانند بقیة مردم وضو بگیرد و نماز بخواند؛ به همان راحتی که مردم وضو می گیرند و نماز می‌خوانند. 4ـ از خدا بخواهد ارادة قوی به او بدهد تا بتواند دست از وسواس بردارد.

پرسش: 

مدتی است پسر عموی بنده از من خواستگاری کرده است. در گفتگوهایی که انجام شد، با او شرط کردم که نماز بخواند. او قبول کرد، ولی به قولش عمل نکرد. او از هر لحاظ خوب است، ولی به نماز اهمیت نمی دهد و فقط در ماه رمضان روزه می گیرد و نماز می خواند؛ چگونه می توانم او را نماز خوان کنم؟

پاسخ: 

خواهر گرامی! منشأ سستی در نماز چند چیز می تواند باشد: 1- ضعف بنیه اعتقادی: در مواردی انسان به خدا ایمان ندارد تا بخواهد او را پرستش کند. این افراد مشکل زیربنایی دارند. به نظر می رسد پسر عموی شما که در ماه رمضان روزه می گیرد و نمازش را می خواند، این مشکل را ندارد. 2- عدم آشنایی با فلسفه نماز: بعضی چون با فلسفه نماز آشنایی ندارند، در انجام آن سستی می ورزند. وقتی به آن‏ها می گوییم چرا نماز نمی خوانی، می‏گوید: برای چه بخوانم؟ در این صورت لازم است به این افراد تفهیم شود که نماز، تنها یک عبادت ساده و معمولی نیست که جنبه الزامی و اجباری یا تعبّدی محض داشته باشد، بلکه وسیله مطمئنی برای سازندگی روح و تحصیل آرامش روان می باشد. نمار کارکردهای مختلفی دارد، مانند الف) کارکرد روحی و معنوی‏ ب) تقویت اراده‏ پ) آرام بخشی نماز ت) کارکرد بازدارندگی‏ ه) کارکرد تربیتی اجتماعی‏ ج) کارکرد سیاسی. در این راستا اگر نامزد شما اهل مطالعه است، کتاب هایی را که درباره فلسفه نماز و اسرار آن به نگارش درآمده است، در اختیار ایشان قرار دهید، مانند: الف) پرتوی از اسرار نماز از آقای قرائتی‏ ب) سیری در اسرار نماز از آقای عقیقی بخشایشی‏ پ) نماز تسلیم انسانی عصیانگر از آقای جلال رفیع‏ ت) پرواز در ملکوت از امام خمینی. اگر اهل مطالعه نیست، خودتان کتاب‏های فوق را مطالعه نموده و خلاصه آن را با ایشان در میان بگذارید. 3- تنبلی: یکی دیگر از عوامل بی رغبتی به نماز، تنبلی و بی حالی است که این عامل شایع‏تر است. متأسفانه افرادی با این که به خدا اعتقاد دارند و فلسفه نماز را می دانند، صرفاً به دلیل کسل بودن، نماز را ترک می کنند که چه بسا عدم مراقبت در ایام نوجوانی از سوی والدین و تبدیل نشدن نماز به عادت باعث شده است در دوران جوانی انجام نماز برای آن‏ها سنگین و دشوار به نظر آید. در این صورت باید مدّتی آن‏ها را به انجام نماز ترغیب نمود و برای این کار وقت گذاشت. 4- عدم آشنایی با عواقب ترک نماز: بعضی به تصوّر این که نماز را اگر یک روز بخواند و یک روز نخواند، مشکلی ندارد، به سرانجام این کار آگاهی ندارند. اگر نامزد شما بر این باور نادرست است، لازم است آیات و روایات معصومین را که در این باره وارد شده بیان نمایید. در این جا فقط به یک روایت معروف که جامعیّت دارد اشاره می کنیم: حضرت رسول(ص) می فرماید: "هر کس نماز را سبک بشمارد (ترک نماز در بعضی از روزها و شب‏ها از مصادیق سبک شمردن نماز است) دچار پانزده بلا می شود: شش بلا در دنیا، سه بلا در هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا در هنگامی که از قبر بیرون می آید. آن چه در دنیا به آن دچار می شود: 1- خداوند برکت را از عمر او بر می دارد. 2- خداوند برکت را از روزی اش بر می دارد. 3- چهره خوبان از او گرفته می شود. 4- کار نیک وی پاداش نخواهد داشت. 5- دعایش به اجابت نمی رسد. 6- از دعای خوبان بهره‏ای نخواهد برد. آن چه در هنگام مرگ به آن دچار می شود: 1- با ذلت و خواری می میرد. 2- گرسنه از دنیا می رود. 3- تشنه می میرد. آن چه در قبر گریبانش را می گیرد: 1- خداوند ملکی را در قبر وی می گمارد تا او را شکنجه دهد. 2- قبر بر وی تنگ خواهد گرفت. 3- درون قبر وی تاریک خواهد بود. آن چه در قیامت هنگام برخاستن از قبر به آن دچار می شود: 1- خداوند فرشته‏ای بر او می گمارد تا وی را با صورت بر زمین بکشد. 2- با وی محاسبه سختی خواهد داشت. 3- هرگز خداوند به وی نظر رحمت نمی افکند".1 با توجه به اعتمادی که به نامزدتان دارید و او را از نظر اخلاقی تأیید می کنید، نباید به جدایی بیندیشید، ولی بی اعتنایی درباره مهم‏ترین موضوع که ستون دین است، روا نیست. در فرصتی که در پیش دارید، بر شرط خود اصرار بورزید و با اظهار محبّت، در دل و روح ایشان نفوذ کنید. به تجربه ثابت شده است که زن اگر از راه محبّت وارد شود، بهتر می تواند حال شوهرش را تغییر دهد. به او بگویید همه کار تو خوب است، جز ترک نماز و من از این جهت نگران خودت می باشم. تو را دوست دارم و به همین جهت نمی توانم نسبت به تو بی اعتنا باشم. می خواهم به خاطر خدا و محبّتی که به من داری، به این خواسته‏ام عمل کنی. اگر در حضور شما نماز خواند، او را تشویق کنید و یا هدایایی را انتخاب نمایید و به او بدهید. به او بفهمان که با خواندن نماز، چیزی را از دست نمی دهد، اما با ترک آن از بسیاری چیزها محروم می ماند که کم‏ترین آن لطف و رحمت خدا است. چطور در مقابل کار کوچک انسان‏های دیگر خود را قدردان و سپاسگزار آن‏ها می بینی، در حالی که در مقابل این همه نعمت‏های خداوند، چند دقیقه‏ای را به سپاس و تشکر از خدا سپری نمی کنی؟! کتاب‏های سودمند را به او هدیه بدهید و از خاطرات خوب خود از نماز برای او تعریف کنید. در صورت امکان با هم به مسجد و نماز جماعت بروید تا خاطره خوبی از نماز در ذهن او نقش ببندد. اگر به خانه ایشان رفتید و یا او به خانه شما آمد، نماز را در اوّل وقت با هم بخوانید. اگر امکان دارد زمینه رفاقت افراد نماز خوان را با ایشان فراهم نمایید. در مورد عدم پایبندی همسرتان به تعهّد خود باید بگوییم این موضوع مهمّی است که در اسلام از جایگاه رفیعی برخوردار است. امام علی(ع) وفای به عهد را از نشانه‏های مردم متدیّن می داند.2 شاید همسرتان به اهمیّت وفای به عهد پی نبرده و چه بسا به راحتی از آن گذشته است. در این صورت لازم است به او گوشزد کنید که عدم وفای به عهد موجب سلب اعتماد و سست شدن روابط انسانی می شود، اگر چه مسئله نماز جدا است و باید برای او درونی و قلبی شده و خود به سوی نماز آید. البته با یک بار امتحان کردن نمی توان درباره شخصیتی قضاوت کرد. باید به او فرصت دهید و حسّاسیّت خود را نشان دهید. با توجه به این که نوشته‏اید همسرتان از نظر اخلاقی مشکلی ندارد، امیدواریم با تذکر به جا و دلسوزانه شما این ضعف اخلاقی بر طرف گردد. 1 . مستدرک الوسائل، محدث نوری، قم: مؤسسه آل البیت، 1408ق. ج 1، ص 172 و 171. 2 . قمی، شیخ عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم والاثار، تهران: فراهانی ـ کتابخانه سنانی، ‎????ش. ج 2، ص 675.

پرسش: 

چرا جوانان و نوجوانان امروزی دیگر میلی به نماز خواندن ندارند؟

پاسخ: 

این مسئله را نمی توان مربوط به تمام جوانان دانست. در ضمن این مسئله اختصاص به جوانان امروزی یا دیروزی ندارد ، معمولا تعبد و انجام واجبات در سنین بزرگ سالی بیشتر از سنین جوانی صورت می گیرد، اگر چه به نظر ما اعتقاد و تعبد جوانان به دین و احکام آن بیشتراز گذشته شده است و بسیاری از جوانان در مدارس و دانشگاه ها نمازرا بجا می آورند. دین گرایی و تعبّد و تقیّد به انجام واجبات و ترک معاصی و محرّمات، ریشه در سرشت و فطرت انسان دارد. فاصله گرفتن از عقیده و عملی که مقتضای فطرت است و با سرشت و طبیعت شان هماهنگ باشد، معلول عواملی است. عواملی که باعث انحراف از فطرت و ترک واجبات و از جمله نماز می‌گردد، زمینه‌های گوناگونی دارد که به برخی اشاره می‌شود: 1ـ زمینه‌های فرهنگی و تربیتی؛ 2ـ زمینه‌های خانوادگی؛ 3ـ زمینه‌های اجتماعی؛ 4ـ علل روانی؛ 5ـ زمنیه‌های اقتصادی؛ 6ـ عوامل سیاسی و... که به اختصار به آن پرداخته می‌شود: اوّل ـ‌عوامل فرهنگی و تربیتی 1ـ جهل: عدم شناخت و معرفت صحیح از دین و حق تعالی، هدف آفرینش و نوامیس خلقت، و جهل به تکلیف و آثار گناه و نافرمانی خدا زمینه‌ساز انحراف و ترک واجبات می‌گردد. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: "لا یَجْتَرِئُ عَلَی اللّه إلاّ جاهلٌ شَقِیٌّ؛1 گستاخی و جرأت بر نافرمانی خدا را جز جاهل و شقی روا نمی‌دارد". در کلام دیگری فرمود: "لا یُرَی الجاهِلُ إلاّ مُفرطِاً أوْ مُفَرِّطاً؛2جاهل و نادان راه افراط و زیاده روی را می‌پیماید، یا راه تفریط (کاستی و تنبلی) را" که هر دو حالت خروج از حد اعتدال و باعث ترک تکلیف است. بعضی از افراد ناآگاهانه فکر می‌کنند دل که پاک باشد، کافی است و تقید و پایبندی به واجبات و احکام شریعت لازم نیست! 2ـ آمیختگی حق و باطل و التقاط و تحریف یکی از عوامل فرهنگی زمینه‌سازی کژی‌ها و ترک واجبات آمیخته ساختن حق و باطل و التقاط و تحریف قانون الهی است. علی (ع) می‌فرماید: "اگر باطل کاملاً از حق جدا می‌شد، بر جویندگان حقیقت، پوشیده و مستور نمی‌ماند و اگر حق از باطل خالص و جدا می‌شد، زبان دشمنان قطع می‌گردید، ولی قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می‌گیرند و به هم می‌آمیزند، اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می‌شود".3 3ـ گفته‌ها و نوشته‌های گمراه کننده (شبهه ‌آفرینی دشمنان اسلام) امروزه صداها و تصویرهای گمراه کننده و فساد انگیزی (به صورت نوارهای کاست، ویدئو، پیش از ده هزار سایت انترنیتی،4 همچنین کتب و مجلات و روزنامه‌ها و سایر نوشته‌هایی که رسالت‌شان شبهه‌آفرینی و تردید افکنی و زیر سئوال بردن احکام و عقاید دینی است، زمینه را برای سستی و ضعف بنیه فرهنگی و تربیتی فراهم می‌سازد، در نیتجه باعث پیدایش انحرافات و ترک واجبات می‌گردند.در ضمن با گسترش فساد فرهنگی و تحریک غرایز و گسترش مفاسد جنسی ، سعی در سستی ایمان و باورهای اعتقادی مسلمانان و به خصوص جوانان دارند. 4ـ تقلید کورکورانه (تقلید جاهل از جاهل یا عالم از جاهل). تقلید کورکورانه، زمینه ساز عدم استقلال فکری و باعث وابستگی ذلت‌بار به دیگران می‌شود، به دنبال آن بدپرستی و هرزه‌گرایی و زندگی پوچ و طفیلی پیش می‌آید و بالاخره شاهد ترک بسیاری از واجبات و انجام مفاسد و جنایات می‌گردیم.5 5ـ ترک امر به معروف و نهی از منکر و کتمان هرگونه ارزش‌های اخلاقی از جمله عوامل فرهنگی هستند که زمینه‌ساز پیدایش گناه و ترک واجبات می‌باشد، امام باقر(ع) می‌فرماید: "امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که به واسطه آن واجبات دیگر اقامه می‌شود".6 6ـ ورود تفکّرات انحرافی در جامعه اسلامی: بعضی از مبانی نظری حاکم بر فرهنگ غرب مانند تفکر لیبرالیسم، پلورالیسم و نسبیت گرایی، تسامح و تساهل در انجام واجبات و آداب دینی را در پی داشته است. دوم ـ‌زمینه‌های خانوادگی گوهر پاک ببایدکه شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گِلی لؤلؤ و مرجان نشود آیین اسلام که یک آیین جامع و سازنده است، برای این که زمینه‌های خانوادگی بر اساس درست پی‌ریزی شود، در نتیجه ثمرات آن سالم باشد، دستورهایی داده است که اگر به طور دقیق رعایت شود، قطعاً نتایج درخشانی خواهد داشت. این دستورها عبارتند از: 1ـ توجه به قانون وراثت؛ 2ـ دقت در ازدواج و انتخاب همسر؛ 3ـ توجه به اصول و روش‌های تربیتی فرزندان و عادت دادن آنها به تکالیف از پیش از بلوغ؛ 4ـ حساسیت در غذای حلال و حرام. بی‌توجهی به هر یک از این اصول و دستورها زمینه را برای سیاهی قلب و تیرگی درون و گرایش به ترک واجبات و انجام گناه فراهم می‌سازد. سوم ـ‌ مسایل و زمینه‌های اجتماعی در راستای زمینه‌های اجتماعی گناه وترک واجبات می‌توان امور زیر را مورد بررسی قرار داد: 1ـ محیط فاسد و جوزدگی؛ 2ـ رهبران گمراه؛ 3ـ همنشینان و دوستان منحرف؛ 4ـ محرومیت‌ها و وازدگی‌های اجتماعی. همان گونه که غدّه فاسد و چرکین، آسایش را از تمام اعضای بدن می‌گیرد، و مکان ریختن زباله‌ها باعث پیدایش و رشد میکرب می‌شود، محیط اجتماعی آلوده (اعم از مدرسه، اداره، شهر، روستا و...) زمینه را برای انحراف و ترک واجبات فراهم می‌سازد. شکی نیست که تفکر و عملکرد زمامداران در مردم مؤثر است. امام علی(ع) می‌فرماید: "الناس بِأُمرائهم اشبهُ منهم بآبائهم؛7 مردم به زمامداران‌شان شبیه‌ترند تا به پدرانشان". چهارم ـ‌ زمینه‌های روانی یکی از زمینه‌های گناه، زمینه‌های روانی است. انسان بر اثر فشارها و رنج‌ها یا بر اثر اعتقادات ناصحیح، دارای عقده و یا حالت و روحیه‌ی بدی می‌شود، که زمینه‌ساز ترک واجبات و انجام گناهان مختلف خواهد گردید. سخت‌گیری نابجا، فشارهای ناصحیح، تن دادن به ذلّت و خواری و... انسان را عقده‌ای بار می‌آورد. عقده‌های درونی زمنیه مساعد برای پذیرش گناهان و ترک واجبات را فراهم می‌سازد. پنجم ـ‌ زمینه‌های اقتصادی امور اقتصادی به دو شکل زمینه‌ساز گناه و ترک واجبات می‌گردد: 1ـ انباشت ثروت و سرمایه. 2ـ فقر و تهیدستی. توضیح: قرآن کریم می‌فرماید: کلاََّ إِنَّ الْانسَانَ لَیَطْغَی أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنی‏؛ مسلماً انسان راه طغیان و نافرمانی خدا را در پیش می‌گیرد، آن هنگام که خود را بی‌نیاز می‌بیند".8 ثروت وسرمایه به تنهایی علت برای ترک واجبات و فعل حرام نیست، بلکه فرهنگ و ذهنیت صاحب ثروت و طرز تلقی وی است که زمینه را برای اطاعت یا عصیان فراهم می‌سازد. 1 . موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. نامه 53. 2 . موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. حکمت 67. 3. موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. خطبه 5. 4 . حاجتی، میراحمدرضا، عصر امام خمینی قدس سره، قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، ‎????ش. ص 379. 5. جهت آگاهی بیشتر به تفسیر یا ترجمه آیات 170 بقره و 170 اعراف و 62 و 87 هود مراجعه شود. 6. کلینی رازی، ابی جعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ‎????ق. ج 5، ص 56. 7. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق. ج 17، ص 129، به نقل از قرائتی، محسن، گناه‌شناسی، بی جا، بی تا، ص 156. 8 . علق (96)، آیه 6 و 7.

پرسش: 

به طور کلی پس از نماز (چه جماعت و چه فرادی) چه ذکری بهتر است به ترتیب اولویت گفته شود، مانند تسبیحات یا صلوات؟

پاسخ: 

مستحب است انسان بعد از نماز مقداری مشغول تعقیب یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن باشد و لازم نیست به عربی باشد. از تعقیب‌هایی که خیلی سفارش شده، تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که ثواب بسیار دارد1. امام باقر(ع) فرمود: "در میان دعاها و ستایش‌ها بهتر از تسبیحات حضرت زهراسلام الله علیها نیست و اگر بود، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه تعلیم می‌داد2". از احادیث و عبارات علما فهمیده می‌شود که بهترین ذکر پس از فارغ شدن از نمازهای واجب ذکر تسبیحات حضرت زهرا(س) است. و بعد از آن تعقیبات مخصوصه هر یک از نمازها که در مفاتیح الجنان مذکور است،واگر تفصیل بیشتر بخواهید میتوانید به کتاب"مفتاح الفلاح" اثر عارف نامی علامه محمد عاملی معروف به شیخ بهائی مراجعه کنید که در این باب،به حق اثری کم نظیر است. 1 . توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 630، مسئله 1122. 2 . وسائل الشیعه، ج 4، ص 1024نرم افزار جامع الاحادیث نور2،مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.

پرسش: 

با افرادی که کاهل به نماز و یا تارک الصلاة هستند، آیا می‌توان رفت و آمد کرد؟

پاسخ: 

رفت و آمد با کسانی که نماز نمی‌خوانند، اشکال شرعی ندارد. البته اگر ترک رابطه باعث آگاهی و اصلاح ایشان می‌شود، از باب نهی از منکر لازم است اما اگر ترک رابطه اثر خوبی ندارد، می‌توانید به رابطه خود ادامه دهید، ولی امر به معروف زبانی کنید. در ضمن باید مراقبت کرد که تحت تأثیر رفتارهای غیر شرعی آنها قرار نگرفت.

پرسش: 

در مورد نمازهای 5گانه هربار که در تلاوت قرآن مجید به آیات بر می خوردم آنها را در 5 وقت حس می کردم، اما به خودم می گفتم حتما در تفسیر معصوم (ع) بیان شده و من نمی فهمم؟! خصوصا نماز عصر که با عقل هم جور در نمی آید که زوال ظهر بگوییم: 4 رکعت نماز عصر بجا می آ

پاسخ: 

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما ؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛ اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسئله این است که آیا جمع بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء در حالت عادی جایز می باشد یا نه؟ فقهای اهل تسنّن غالباً- جز عدّه کمی- انجام نماز را در پنج وقت واجب می‌شمرند، (تنها جمع میان نماز ظهر و عصر روز عرفه در عرفات، و مغرب و عشای شب عید قربان را در مشعر الحرام جایز می‌دانند، و بسیاری از آنان، در سفر یا در مواقع بارانی که آمد و رفت به مسجد برای نماز جماعت مشکل است نیز، جمع میان دو نماز را جایز شمرده‌اند). اما فقهای شیعه در عین تأکید بر افضلیّت نماز در پنج وقت و جدا از هم، مسأله ترخیص و اجازه در انجام نمازها در سه وقت را طبق روایات معتبر یک عطیّه الهی برای تسهیل در امر نماز و توسعه بر مردم محسوب می کنند، و آن را هم آهنگ با روح اسلام که "شریعت سمحة سهلة" است، می‌دانند. و تجربه نشان داده که تأکید بر نماز در پنج وقت، گاه سبب می‏شود که اصل نماز به فراموشی سپرده شود و گروهی از مردم نماز را ترک کنند. از سوی دیگر اگر امر دائرشود بین اینکه نماز فُرادا در پنج وقت خوانده شود یا نماز جماعت در سه وقت، از آن جا که فضیلت نماز جماعت بیشتر است، جمع بین نمازها برای درک فضیلت بالاتر یعنی درک نماز جماعت صورت می‌گیرد. اگر عملا نماز جماعت در پنج وقت شکل نمی‌گیرد، به سبب این است که با توجه به مشغله‌های گوناگونی که افراد دارند ممکن است نتوانند در پنج وقت در نماز جماعت حاضر شوند. بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا جمع می‌شود تا مؤمنین به درک فضیلت جماعت نائل شوند. البته نکته ای که قابل ذکر است این است که در قرآن مجید در دو آیه هنگامی که سخن از اوقات نماز به میان می‏آید، فقط سه وقت برای نمازهای شبانه روز ذکر شده است. یکی از این آیات، آیه 114سوره هود است که خداوند متعال می فرماید: "وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ" "در دو طرف روز و بخشی از شب نماز را بر پای دار ..." تعبیر " طرفی النهار" اشاره به نماز صبح است که در آغاز روز انجام می‏شود و نماز ظهر و عصر است که وقت آنها تا غروب ادامه دارد. استمرار وقت نماز ظهر و عصر تا غروب آفتاب به روشنی از این آیه استفاده می‏شود. امّا " زلفاً من اللیل" با توجّه به این که" زلف"- به گفته " مختار الصحاح" و راغب در کتاب مفردات- جمع "زلفة" است که به معنای بخش هایی از اوایل شب می‏باشد، آن هم اشاره به وقت نماز مغرب و عشاست. بنابراین اگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز را معمولا در پنج وقت انجام می‏داده است ،حتماً جنبه وقت فضیلت داشته که همه ما به آن معتقدیم. آیه دوّم، آیه 78 سوره إسراء است که خدا می فرماید: "أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلی‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً" "نماز را از آغاز زوال ظهر تا تاریکی شب بر پا دار، همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را ..." " دلوک" به معنای متمایل شدن است و در این‏جا اشاره به تمایل آفتاب از خط نصف النهار یعنی زوال ظهر است. "غسق اللیل" به معنای تاریکی شب است که بعضی آن را به اوایل شب تفسیر کرده‏اند . بعضی به نصف شب، زیرا همان گونه که "راغب" در " مفردات" گفته "غسق" به معنای شدّت تاریکی شب می‏باشد که همان نیمه شب است. بنابراین دلوک شمس اشاره به آغاز وقت نماز و ظهر و غسق اللیل اشاره به پایان وقت نماز مغرب و عشاست . قرآن فجر نیز اشاره به نماز صبح است. در این دو آیه تنها سه وقت برای نمازهای یومیّه بیان شده، نه پنج وقت و این که شیعه معمولًا نمازهای ظهر و عصر و نیز نمازهای مغرب و عشاء را با هم می‏خواند، بر اساس مفهوم کلی این آیات و تصریح ائمه معصومین (ع) بر جواز آن است. طبق برخی از روایات، خود پیامبر خدا (ص) هم گاهی در سفر و حضر و حتی گاهی بدون داشتن عذری نمازهای خود را به صورت جمع می‏خواند، به عنوان نمونه دو روایت ذکر می شود: روایت اول: "عن ابی جعفر (ع) قال: صَلَّی رَسُولُ اللَّهِ (ص) بِالنَّاسِ الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ حِینَ زَالَتِ الشَّمْسُ فِی جَمَاعَةٍ مِنْ غَیْرِ عِلَّة"1 امام باقر (ع) فرمود: پیامبر خدا وقت زوال آفتاب نماز ظهر و عصر را با مردم با جماعت خواند و این در حالی بود که هیچ عذری نداشت. روایت دوم: " عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ وَقْتِ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ فَقَالَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ جَمِیعاً إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ ثُمَّ أَنْتَ فِی وَقْتٍ مِنْهُمَا جَمِیعاً حَتَّی تَغِیبَ الشَّمْسُ "2 عبید بن زراره می‏گوید: از امام صادق (ع) راجع به وقت ظهر و عصر پرسیدم، فرمود: هنگامی که آفتاب زوال کرد، وقت ظهر و عصر با هم داخل شده است، جز این که این (ظهر) پیش از این (عصر) است، آن گاه تو وقت را برای هر دو داری تا زمانی که خورشید غروب کند" بنابراین اینکه شیعیان قائل به جواز جمع بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء هستند بدلیل مفهوم کلی برخی از آیات و تصریح خود معصومین (ع) و سنت خود پیامبر (ص) است و جواز جمع بین این نمازها به معنای نفی افضل بودن بجا آوردن نماز در 5 وقت نیست.3 1 . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، 1409 هـ.ق، ج 4، ص222. 2 . همان، ص 126. 3 . برای مطالعه تفصیلی این مسئله مراجعه شود به کتاب "شیعه پاسخ می‌گوید" تألیف "آیت الله مکارم شیرازی"، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام‌، 1428 ه‍ ق‌، از ص 157‌ تا ص 173.

پرسش: 

هنگام انجام عبادت و نماز مورد تمسخر دیگران و دوستانم قرار می گیرم، لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: 

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم حرف از خدا زدن و در راه خدا بودن، دردسرهای بسیار بیشتر از این به همراه دارد. آنچه شما بیان کرده اید، تنها مورد بسیار ناچیزی از آنها است. مگر اولیای الهی و بزرگان دین نبودند که سختی و مشکلات و طعنه و زخم زبان های بسیار سنگین را به جان خریدند، اما از راه خدا و جلب رضای او و دوستی خداوند دست نکشیدند؟ پیامبران و اولیای الهی نیز همواره با این گونه برخوردها مواجه بوده اند. امام صادق(ع) به "علقمه" که از تهمت زدن مردم ناراحت شده بود فرمود: "مردم را نمی توان راضی نگه داشت و جلو زبان آنان را نمی توان گرفت. شما انتظاری دارید که برای پیامبران خدا نیز انجام نشده است. مگر یوسف را متهم نکردندکه قصد زنا داشته است؟ مگر مردم نگفتند: بیماری ایوب کیفر گناهانش می باشد؟ مگر به موسی اتهام دیگری نبستند؟ مگر تمام پیامبران را جادوگر و دنیا دوست نخواندند؟ مگر نگفتند: مریم از راه نامشروع باردار شده است؟ مگر محمد(ص) را شاعر و مجنون نخواندند؟".1 خداوند در مورد انسان های مؤمن می فرماید: " وَ مَا نَقَمُواْ مِنهُْمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحَْمِید؛ و هیچ عیبی در آن ها نیافتند جز آنکه به خداوند ایمان داشتند".2 قرآن کریم نترسیدن و توجه نکردن به انتقاداتِ بی جا را از صفات نیک کسانی می شمارد که در راه خدا تلاش و مجاهدت می کنند.( یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتیِ اللَّهُ بِقَوْمٍ یحُِبهُُّمْ وَ یحُِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلیَ الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلیَ الْکَافِرِینَ یجَُاهِدُونَ فیِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یخََافُونَ لَوْمَةَ لَائمٍ ذَالِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‏رساند خداوند جمعیّتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند آنها در راه خدا جهاد می‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‏دهد و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.)3 یکی از روانشناسان می گوید: "اگر می خواهید از تمسخر و انتقاد بی جا، نگران نشوید، به خاطر داشته باشید که انتقاد بی جا و ظالمانه، خود یک نوع تعریف و تحسین در لباس مبدّل است. فراموش نکنید کسی به سگ مرده لگد نمی زند".4 در واقع چنین کسانی چون توانایی و قابلیت و همت و تلاش رسیدن به کمالات را ندارند، سعی می نمایند دیگران را تحقیر کنند. اینها چیزی می گویند که هیچ گاه یقین به آن ندارند، بلکه حتی می فهمند که خوب و بد چیست، اما می خواهند خود را فریب دهند. آن چه مهم است، گام نهادن در مسیر سعادت و عمل به وظیفه و کسب رضایت پروردگار است. اگر ما انجام عبادت و نماز را به عنوان یک ارزش تلقی کردیم، باید با قاطعیت از آن دفاع کنیم و تحت تأثیر حرف دیگران قرار نگیریم. راه مقابله با قضاوت های سطحی دیگران، بی توجهی و بی اعتنایی به حرکات زشت و جاهلانه است. قرآن مجید یکی از اوصاف پارسایان را بی اعتنایی توأم با بزرگواری می داند و می فرماید: " وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلیَ الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَهِلُونَ قَالُواْ سَلَامًا؛ بندگان خاص خدا کسانی هستند که وقتی جاهلان آنان را خطاب می کنند و به سخنان زشت می پردازند، در پاسخ سلام می گویند".5 این سلام ناشی از ضعف و درماندگی نیست، بلکه وداع گفتن با سخنان بی منطق آنان و حفظ کرامت و بزرگواری خویش است. امام علی(ع) می فرماید: " با نادیده گرفتن چیزهای کوچک، خود را بزرگ کنید و بر قدر و منزلتتان بیفزایید".6 با این روش دیگر انسان احساس حقارت نمی کند، بلکه در دیگران تأثیر می گذارد. موضوعی که نوشته اید، مخصوص این زمان نیست. همیشه افرادی بوده اند که اهل حق را با زبان اذیت کرده اند. قبل از انقلاب، افراد مذهبی از این مسئله رنج می بردند. پس از انقلاب نیز در زمان جنگ عده ای کنار گود نشسته و رزمندگان را ملامت می کردند، ولی کسی که به درستی و حقیقت کار خود اطمینان دارد، از کوره در نمی رود و هزینة باورهای خود را می پردازد که یکی از آن ها شنیدن سخنان ناروا است. گفتار و کردار دیگران نباید مبنای تصمیم گیری ما باشد. اعتماد به نفس و استقلال فکر می تواند از نگرانی ها پیشگیری نماید. امام کاظم(ع) بر این امر تأکید کرد و خطاب به هشام فرمود: "اگر گردویی داشته باشی و دیگران به تو گویند: چه گوهری داری، وقتی خودت می دانی آن چه در دستت است گردو است، نباید این سخن در تو اثر داشته باشد. اگر گوهری در دست داشته باشی و به تو بگویند: این گردوها را از کجا آورده ای، نباید ترتیب اثر دهی. این سخن نباید به تو آسیب رساند، در حالی که می دانی گوهر در اختیار داری".7 خداوند در قرآن می فرماید: " یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلیَ اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، مراقب خویشتن باشید. (و مطمئن باشید) اگر هدایت یافته باشید، گمراهان هیچ آسیبی به شما وارد نخواهند کرد".8 حافظ نیز زیبا می سراید. تو با خدای خویش انداز کار دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند پیشوایان دین به ما آموخته اند که پیرو جوّ و متأثر از افکار عمومی نباشیم و بر پایه خِرَد ورزی و مصلحت اندیشی گام برداریم و از قضاوت و نگاه تمسخرآمیز و تحقیر آمیز دیگران، ترسی به خود راه ندهیم که خداوند با نیکوکاران است. چه بسیار افرادی که به جهت ضعف ایمان و اعتقاد به خدا و نداشتن اعتماد به نفس با همین قضاوت و نگاه و سخنان تمسخرآمیز و تحقیر آمیز دیگران از جاده صداقت و پاکی به در آمدند و عاقبت به جایی کشیده شده اند که جز تاریکی و ظلمت و بی کسی و پوچی نتیجه ای به بار نیاوردند. 1. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم والاثار، تهران: فراهانی ـ کتابخانه سنانی، ‎????ش. ج 2، ص 511، ماده لسن. 2 . بروج (85)، آیه 8. 3 . مائده (5)، آیة 54. 4 . کارنگی، دیل، آیین زندگی، ترجمه: پروین قائمی و ریحانه جعفری، پیمان، 1385ش. ص 201. 5 . فرقان (25)، آیة 63. 6 . حرانی، ابومحمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبه، تحف العقول عن آل‌الرسول، ترجمه و تصحیح: علی اکبر غفاری، تهران: کتابفروشی اسلامیة، ‎????ق.ص 224. 7 . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق ، ج 1، ص 136. 8 . مائده (5)، آیه 105.

پرسش: 

از اوایل دوران بلوغ دچار خواهش‏های نفسانی شده‏ام. آیا در این حالت، نماز قبول می‏شود؟

پاسخ: 

این که در ابتدای جوانی و اوایل بلوغ به فکر معنویت و اصلاح خود هستید، بسیار با ارزش و مایه امید است، زیرا هواپرستی و ارتکاب معاصی در واقع یک بیماری است و مرضی که درد داشته باشد، صاحبش را مجبور به چاره جویی و مداوا می‏کند، ولی بیماری که درد نداشته باشد، هنگامی بیماری او بروز می‏کند که قابل علاج نباشد، مانند سرطان ( سرطان بیماریست که در ابتدای پیدایش درد ندارد و معلوم نمی‏شود و وقتی خود را نمایان کرد، ار از کار گذشته است.) مرض‏های روحی هم این طور است. کسی که مرتکب گناه شد، اگر به زشتی کار خود پی برد و دانست با کارش خدا را به غضب آورده و عاقبت زشتی برای خود تهیه کرده است، به فکر توبه و چاره‏جویی می‏افتد و با بازگشت به درگاه الهی، خود را نجات می‏دهد، ولی فردی که در گناه غوطه ور شد و اصلاً احساس ناراحتی و عذاب وجدان نکرد، به فکر اصلاح خود نمی‏افتد و در لجن زار تیره بختی فرو می‏غلطد ایام جوانی، وقت رسیدن به عالی‏ترین منازل زندگی است. در دیدگاه جوان مناظر زیبا و چشم اندازهای مطبوع و دل پسند بسیار است و روح جوانان لبریز از آمال و آرزو و سرشار از عشق و امید است. دوران جوانی، دوران درخشندگی و فروغ زندگی و سرور و شادمانی است. دوران قوت و قدرت، نشاط و امید، کار و کوشش و شور و هیجان است. قدرت و نیروی جوانی است که بر مشکلات زندگی فائق می‏آید و راه‏های سخت و ناهموار را به آسانی می‏پیماید. اولیای گرامی اسلام جوانی را یکی از نعمت‏های پر ارج الهی و از سرمایه‏های بزرگ سعادت در زندگی بشر شناخته‏اند، و این موضوع را با عبارت‏های مختلف به مسلمانان خاطر نشان نموده‏اند. امام علی(ع) فرمود: "دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی‏شناسند مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد؛ یکی جوانی و دیگری سلامتی و عافیت". در این حدیث علی(ع) نعمت جوانی را در ردیف بزرگ‏ترین نعمت‏های الهی یعنی صحت و سلامت آورده، و به اندازه‏ای آن را مجهول‏القدر دانسته است که می‏فرماید تنها در موقع از دست دادن جوانی می‏توان به ارزش آن پی برد. به پیری خاک بازی گاه طفلان می‏کنم بر سر که شاید شنوم ز ان خاک بوی نوجوانی را پیامبر اسلام(ص) فرمود: "در قیامت هیچ بنده‏ای قدم از قدم بر نمی‏دارد مگر این که به چند پرسش پاسخ دهد؛ یکی از آن‏ها جوانی است که سؤال می‏شود جوانیت را چگونه و در چه راه تمام کرده‏ای". گرچه دوران جوانی قسمتی از مجموع عمر آدمی است، ولی این بخش از عمر آن قدر ارزنده و ممتاز است که درباره آن پرسش می‏شود که چگونه آن را صرف کرده است. شناختن ارزش واقعی جوانی و توجه به زشت و زیبای آن شرط اساسی سعادت جوانان است. دوران جوانی یکی از فرصت‏های گران بها و طلایی است. استعدادهایی که در جسم و جان جوان نهفته است، و وضع مساعدی که برای ترقی و تکامل در نهان جوان وجود دارد، اگر به درستی مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرند، می‏توانند پایه اساسی خوشبختی جوان برای تمام دوران عمر باشد. جوان عاقل و فرصت شناس از تجربه‏های گذشتگان درس گرفته و به بهترین وجه از نعمت جوانی بهره برده و آینده خویش را درخشان می‏کند. جوانا بدان قدر روز جوانی‏ مده نقد عمر از کف رایگانی‏ جوان باید بداند با کوچک‏ترین غفلت از زمان و موقعیت جوانی، فرصت پر ارزشی از دست می‏رود، که قابل برگشت نمی‏باشد و با افسوس چیزی دستگیر انسان نمی‏شود. امام علی(ع) فرمود: "فرصت مانند ابراز افق زندگی می‏گذرد مواقعی را که فرصت‏های خیر پیش می‏آید، غنیمت بشمارید و از آن‏ها استفاده کنید". جوانی موهبتی است که خداوند برای همه جوانان ارزانی داشته است. عده‏ای از این نعمت پر ارزش به خوبی استفاده می‏کنند و وقت خود را در راه کسب علم و دانش استوار نمودن پایه اقتصاد کشور و عمران و آبادی مملکت و ایجاد مزارع سرسبز و خرم و حفظ استقلال و امنیت کشور و سایر فعالیت‏های پر ارج صرف می‏کنند و برای خود، خانواده و کشورشان افتخار می‏آفرینند. برخی جوانی خود را در مسیر عیاشی، تنبلی، اعتیاد، آمد و شد با افراد ناباب، ولگردی و راه‏های انحرافی دیگر قرار داده و برای خود بدبختی و حسرت و تباه شدن را فراهم می‏نمایند. و این از چیزهایی است که ممکن است جوان را از راه فضیلت و شرف انسانی دور کرده و خطر بزرگی را سر راهش سبز نماید.

پرسش: 

اگر انسان بگوید اهل نماز اول وقت هستم، اهل دروغ نیستم، نشانه خودپسندی است؟

پاسخ: 

خودستایی و خودنمایی و خود را مدح نمودن و در صدد این بودن که به وسیله نسبت اعمال نیک به خود در دل‌های مردم جا کند، از خصلت های بس ناپسند و صفات مهلکه است و انسان باید جداً از آن خودداری نماید، مگر این که در بعضی مواقع ضرورت اقتضا کند که آدمی به ناچار از خود چیزی بگوید،ویا بین اشخاصی که این مسائل برای آنان عادی است و باعث مدح دیگران نمی شود و یا در جائی که برای امر به معروف و نهی از منکر گفته شود و گوینده حقیقتا قصد خود نمائی نداشته باشد.

پرسش: 

غیبت چه کسانی جایز است , آیا غیبت کسی که نماز نمی خواند جایز است ؟

پاسخ: 

به طور کلّی , جواز غیبت در صورتی است که مصلحت مهمی در کار باشد, مصلحتی مهم تر ازحفظ آبروی انسان های هم کیش و مؤمن که علما حدود ده مورد ذکر کرده اند و ما به چند مورد اشاره می کنیم : 1- غیبت کسی که گناهی را آشکارا و بدون شرم انجام می دهد و باکی ندارد که دیگران بفهمند; البته در این جا گفته اند که فقط می شود آن گناهی را که علنی می کند نقل کرده و نسبت به دیگر گناهان که علنی انجام نمی دهد, نمی شود آن را نقل کرد; 2- اگر انسانی به دیگری بدی کند مظلوم می تواند بدی و ظلمی را که در حقش شده در مقام تظلّم نقل کند تابتواند آن را از خود دفع کند; 3- مشاور در مقام مشورت می تواند مطالبی را که در آینده به ضرر و زیان مشورت کننده است نقل کند, مثلاًبگوید شخصی که می خواهید با او معامله کنید, معتاد یا ورشکسته است ; 4- غیبت کردن به قصد نهی از منکر, یعنی بداند که اگر غیبت او را بکند, دست از آن گناه بر می دارد و راه دیگری جز غیبت نداشته باشد; 5- غیبت کسانی که می خواهند دیگران را گمراه کنند, مثلاً موضوعی را که در دین نیست , تبلیغ و به عنوان احکام اسلام بیان کنند1. غیبت مواردی که ذکر شد با توجه به جزئیات آن اشکال ندارد. برای اطلاع بیش تر از جزئیات و دیگر موارد جواز غیبت , به کتاب گناهان کبیره مراجعه فرمایید. ـ نتیجه این که اگر کسی علناً تارک الصلوة است , نقل آن اشکال ندارد, ولی اگر دیگران نمی دانند و اونمی خواهد همه بفهمند, نقل آن اشکال دارد.

پرسش: 

آیاتی که در نماز غفیله قرائت می شود در کدام سوره ها قرار دارد؟

پاسخ: 

در رکعت اول ، بعد از حمد آیه 87 سوره أنبیاء1 قرائت می شود و در رکعت دوم بعد از حمد آیه 59 سوره أنعام2 قرائت می گردد. 1. " وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ" " و ذا النون [یونس‏] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می‏پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: " (خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!" 2. " وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ" " کلیدهای غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسی آنها را نمی‏داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‏داند هیچ برگی (از درختی) نمی‏افتد، مگر اینکه از آن آگاه است و نه هیچ دانه‏ای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار [در کتاب علم خدا] ثبت است."

پرسش: 

مادرم وسواس شدید دارد، مدتی نماز می‌خواند، بعد آن را ترک می‌کند، حرف مرا قبول ندارد. زود عصبانی می‌شود. وظیفه من چیست؟

پاسخ: 

احساس مسئولیت شما در قبال مادرتان و احساس نگرانی از سلامت ایشان قابل تقدیر و تحسین است. اما باید به این نکته توجه داشته باشید که وظیفه شما بیش از تذکر نیست. غصه خوردن و نگران بودن، مشکلی را حل نمی‌کند. این که مادرتان، حرف شما را قبول نمی‌کند،‌ طبیعی است، چون همه وسواسی‌ها، کار خود را درست می‌پندارد. و از طرفی، به دلیل اختلاف سنی بین شما و ایشان و ایمان به کار خود، از پذیرش سخنان‌تان خودداری می‌وزرد. باید از او توقع زیادی نداشته باشید. با توجه به این که از آثار منفی وسواس آگاهی دارید، چگونه فکر می‌کنید که شما نیز به آن مبتلا می‌شوید؟ شاید دارید به خود تلقین می‌کنید! سعی کنید فکر وسواسی بودن خود را از ذهن دور کنید. لازم است که مادرتان به روان‌پزشک مراجعه کند، اگر فکر می‌کنید سخن شخصی خاص در او تأثیر می‌گذارد، از او بخواهید که این مطالب را به مادرتان بگوید. می دانید که درمان وسواس به تدریج باید حاصل شود. مهم آغاز درمان و پی‌بردن به بیماری و انگیزه برای تغییر وضع است. برای فهماندن این موضوع می‌توانید از بزرگترهای فامیل کمک بگیرید. اگر به هر دلیلی موفق نشدید ایشان را قانع کنید، دیگر احساس گناه معنا ندارد، چون کسی باید احساس گناه کند که به مسئولیت شرعی خود عمل نکرده باشد. کسی که وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را انجام داده باشد، دیگر ناراحتی ندارد. ما نیز قول می‌دهیم که تا هر زمان بخواهید در کنارتان باشیم و شما را کمک نماییم. برای این که به آرامش برسید، به خود بگویید که از دست م کاری دیگر بر نمی‌آید و پیش خداوند وظیفه‌ای دیگر ندارم. خداوند به پیامبرش می‌فرماید: " مَا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَی، ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی و به مشقت اندازی. وظیفه تو تنها رساندن پیام است. نباید به خاطر ایمان نیاوردن مشرکان، افسوس بخوری".1 1. طه(20)، آیه2.

پرسش: 

علت بی توجهی جوانان به قرآن و نماز چیست؟

پاسخ: 

دین گرایی و تعبّد و تقیّد به انجام واجبات و ترک معاصی و محرّمات، ریشه در سرشت و فطرت انسان دارد. فاصله گرفتن از عقیده و عملی که مقتضای فطرت است و با سرشت و طبیعتشان هماهنگ باشد، بدون زمینه‌سازی میسر نیست. زمینه ترک واجبات: عواملی که باعث انحراف از فطرت و ترک واجبات می‌گردد، زمینه‌های گوناگونی دارد که به برخی اشاره می‌شود: 1ـ زمینه‌های فرهنگی و تربیتی؛ 2ـ زمینه‌های خانوادگی؛ 3ـ زمینه‌های اجتماعی؛ 4ـ علل روانی؛ 5ـ زمنیه‌های اقتصادی؛ 6ـ عوامل سیاسی و... که به اختصار به آن پرداخته می‌شود: اوّل ـ‌عوامل فرهنگی و تربیتی؛ 1ـ جهل: عدم شناخت و معرفت صحیح از دین و حق تعالی، هدف آفرینش و نوامیس خلقت، و جهل به تکلیف و آثار گناه و نافرمانی خدا زمینه‌ساز انحراف و ترک واجبات می‌گردد. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: "لا یَجْتَرِئُ عَلَی اللّه إلاّ جاهلٌ شَقِیٌّ؛1 گستاخی و جرأت بر نافرمانی خدا را جز جاهل و شقی روا نمی‌دارد". در کلام دیگری فرمود: "لا یُرَی الجاهِلُ إلاّ مُفرطِاً أوْ مُفَرِّطاً؛2 جاهل و نادان راه افراط و زیاده روی را می‌پیماید، یا راه تفریط (کاستی و تنبلی) را" که هر دو حالت خروج از حد اعتدال و باعث ترک تکلیف است. بعضی از افراد ناآگاهانه فکر می‌کنند دل که پاک باشد، کافی است و تقید و پایبندی به واجبات و احکام شریعت لازم نیست! 2ـ آمیختگی حق و باطل و التقاط و تحریف: یکی از عوامل فرهنگی زمینه‌سازی کژی‌ها و ترک واجبات آمیخته ساختن حق و باطل و التقاط و تحریف قانون الهی است. علی (ع) می‌فرماید: "اگر باطل کاملاً از حق جدا می‌شد، بر جویندگان حقیقت، پوشیده و مستور نمی‌ماند و اگر حق از باطل خالص و جدا می‌شد، زبان دشمنان قطع می‌گردید، ولی قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می‌گیرند و به هم می‌آمیزند، اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می‌شود".3 3ـ گفته‌ها و نوشته‌های گمراه کننده (شبه‌آفرینی دشمنان اسلام): امروزه صداها و تصویرهای گمراه کننده و فساد انگیزی (به صورت نوارهای کاست، ویدئو، رادیو، تلویزیون و پیش از ده هزار سایت انترنیتی4 هم‌چنین کتب و مجلات و روزنامه‌ها و سایر نوشته‌هایی که رسالت‌شان شبهه‌آفرینی و تردید افکنی و زیر سئوال بردن احکام و عقاید دینی است، زمینه را برای سستی و ضعف بنیه فرهنگی و تربیتی فراهم می‌سازد، در نتیجه باعث پیدایش انحرافات و ترک واجبات می‌گردند. 4ـ تقلید کورکورانه (تقلید جاهل از جاهل یا عالم از جاهل): تقلید کورکورانه، زمینه ساز عدم استقلال فکری و باعث وابستگی ذلت‌بار به دیگران می‌شود، به دنبال آن بدپرستی و هرزه‌گرایی و زندگی پوچ و طفیلی پیش می‌آید و بالاخره شاهد ترک بسیاری از واجبات و انجام مفاسد و جنایات می‌گردیم.5 5ـ ترک امر به معروف و نهی از منکر و کتمان هرگونه ارزش‌های اخلاقی از جمله عوامل فرهنگی هستند که زمینه‌ساز پیدایش گناه و ترک واجبات می‌باشد، امام باقر(ع) می‌فرماید: "امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که به واسطه آن واجبات دیگر اقامه می‌شود".6 6ـ ورود تفکّرات انحرافی در جامعه اسلامی: بعضی از مبانی نظری حاکم بر فرهنگ غرب مانند تفکر لیبرالیسم، پلورالیسم و نسبیت گرایی، تسامح و تساهل در انجام واجبات و آداب دینی را در پی داشته است. دوم ـ‌زمینه‌های خانوادگی؛ آیین اسلام که یک آیین جامع و سازنده است، برای این که زمینه‌های خانوادگی بر اساس درست پی‌ریزی شود، در نتیجه ثمرات آن سالم باشد، دستورهایی داده است که اگر به طور دقیق رعایت شود، قطعاً نتایج درخشانی خواهد داشت. این دستورها عبارتند از: 1ـ توجه به قانون وراثت؛ 2ـ دقت در ازدواج و انتخاب همسر؛ 3ـ توجه به اصول و روش‌های تربیتی فرزندان و عادت دادن آنها به تکالیف از پیش از بلوغ؛ 4ـ حساسیت در غذای حلال و حرام. بی‌توجهی به هر یک از این اصول و دستورها زمینه را برای سیاهی قلب و تیرگی درون و گرایش به ترک واجبات و انجام گناه فراهم می‌سازد. سوم ـ‌ مسایل و زمینه‌های اجتماعی؛ در راستای زمینه‌های اجتماعی گناه وترک واجبات می‌توان امور زیر را مورد بررسی قرار داد: 1ـ محیط فاسد و جوزدگی؛ 2ـ رهبران گمراه؛ 3ـ همنشینان و دوستان منحرف؛ 4ـ محرومیت‌ها و وازدگی‌های اجتماعی. همان گونه که غدّه فاسد و چرکین، آسایش را از تمام اعضای بدن می‌گیرد، و مکان ریختن زباله‌ها باعث پیدایش و رشد میکروب می‌شود، محیط اجتماعی آلوده (اعم از مدرسه، اداره، شهر، روستا و...) زمینه را برای انحراف و ترک واجبات فراهم می‌سازد. شکی نیست که تفکر و عملکرد زمامداران در مردم مؤثر است. امام علی(ع) می‌فرماید: "الناس بِأُمرائهم اشبهُ منهم بآبائهم؛7 مردم به زمامداران‌شان شبیه‌ترند تا به پدرانشان". چهارم ـ‌ زمینه‌های روانی؛ یکی از زمینه‌های گناه، زمینه‌های روانی است. انسان بر اثر فشارها و رنج‌ها یا بر اثر اعتقادات ناصحیح، دارای عقده و یا حالت و روحیه‌ی بدی می‌شود، که زمینه‌ساز ترک واجبات و انجام گناهان مختلف خواهد گردید. سخت‌گیری نابجا، فشارهای ناصحیح، تن دادن به ذلّت و خواری و... انسان را عقده‌ای بار می‌آورد. عقده‌های درونی زمنیه مساعد برای پذیرش گناهان و ترک واجبات را فراهم می‌سازد. پنجم ـ‌ زمینه‌های اقتصادی امور اقتصادی به دو شکل زمینه‌ساز گناه و ترک واجبات می‌گردد: 1ـ انباشت ثروت و سرمایه؛ 2ـ فقر و تهیدستی. توضیح: قرآن کریم می‌فرماید: کلاََّ إِنَّ الْانسَانَ لَیَطْغَی أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنی‏؛ مسلماً انسان راه طغیان و نافرمانی خدا را در پیش می‌گیرد، آن هنگام که خود را بی‌نیاز می‌بیند"8 ثروت وسرمایه به تنهایی علت برای ترک واجبات و فعل حرام نیست، بلکه فرهنگ و ذهنیت صاحب ثروت و طرز تلقی وی است که زمینه را برای اطاعت یا عصیان فراهم می‌سازد. 1. موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. نامه 53. 2 . موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. حکمت 67. 3 . موسوی(سید رضی)، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید علی نقی فیض الاسلام، تهران: جاویدان، بی تا. خطبه 5. 4 . حاجتی، میراحمدرضا، عصر امام خمینی قدس سره، قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، ‎????ش.ص 379. 5 . جهت آگاهی بیشتر به تفسیر یا ترجمه آیات 170 بقره و 170 اعراف و 62 و 87 هود مراجعه شود. 6 . کلینی رازی، ابی جعفر محمدبن یعقوب بن اسحاق، اصول کافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ‎????ق. ج 5، ص 56. 7 . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق. ج 17، ص 129، به نقل از قرائتی، محسن، گناه‌شناسی، بی جا، بی تا، ص 156. 8 . علق (96) آیه 6 و 7.

پرسش: 

چرا ما باید دائما در نماز کلمه توحید خداوند را (لا اله الاالله) را بارها تکرار کنیم؟

پاسخ:

دعوت به توحید در رأس اهداف همه انبیا و نبی مکرم اسلام است. قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) را مظهر یک موحد کامل معرفی کرده و می فرماید: «ان صلاتی ونسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین؛[35] همه شئون زندگی من برای پروردگار جهانیان است.» از این رو آن حضرت می فرمود: «ما قلت و لا قال احد قبلی قط کلمه افضل من لا اله الا الله[36] نه من کلمه ای بالاتر از لا اله الا الله گفته ام، نه هیچ گوینده ای قبل از من چنین گفته است».

پرسش: 

اگر خانواده اعتقادات کم رنگی داشته باشند. به طور مثال از انجام واجباتی چون نماز خودداری کنند، چگونه باید با این خانواده برخورد کند؟ با توجه به این که امر به معروف و نهی از منکر تأثیری در آنها ندارد.

پاسخ: 

اگر در محیط خانواده به عمد موازین شرعی و اسلامی رعایت نمی شود و امر به معروف و نهی ازمنکر تأثیری در آنها نمی گذارد، برعهده شما تکلیفی نخواهد بود. البته در بسیاری از مواقع نصیحت زبانی اثرعکس دارد، یعنی به جای تأثیرگذاری مثبت ، فرد را جری تر خواهد کرد. در این حالت نشان دادن اخلاق و رفتار اسلامی در عمل و مواظبت از لغزش های باطنی و خصوصاً ظاهری تأثیری دو چندان خواهد داشت ، یعنی شخص به گونه ای رفتار و کردار داشته باشد که الگوی یک مسلمان خوب باشد تا دیگران را تحت تأثیر قراردهد، مثلاً از خیرخواهی برای خانواده و احترام کوتاهی نکند هیچ گاه دروغ یا کار ناپسند دیگر انجام ندهد. امام صادق (ع) فرمود:"مردم را با غیر زبانتان (به کار خوب ) دعوت کنید و باید ببیند از شما تقوا وراست گویی و کوشش و جهد را".1 اگر شخص خودش اهل عمل باشد و لااقل به چیزهایی که می گوید یا اعتقاد دارد، عمل کند، نیازی به نصیحت کردن و یا نگرانی از عمل نکردن اشخاص به امور دینی ندارد. عمل بهترین الگو است. 1 . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، 1404ق. ج 67، ص 39 .

پرسش: 

شخص پیری در خانواده ما هست که هیچ گاه نماز نخوانده و نمی خواند و به حرف ها وپندهای دیگران گوش نمی دهد. آیا من درباره او وظیفه ای دارم؟

پاسخ: 

امر به معروف و نهی از منکر واجب است، منتهی چند شرط دارد. یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر گذاری است. اگر شما می دانید حرف و نصیحت شما تأثیری در هدایت ایشان ندارد، واجب نیست او را نصیحت کنید. اما نصیحت کردن به ایشان و تأکید بر این که توبه و استغفار کند،خوب است. شاید کلام شما مؤثر واقع شود و خداوند او را موفق به توبه و استغفار نماید و عاقبت به خیر شود.انشاءالله.

پرسش: 

معاشرت با دوستانی که مذهبی نیستند و به نماز اهمیت نمی‌دهند و اهل نوار، موسیقی، پاسور و قمار هستند اما در معاشرت آدم‌های خوبی هستند چگونه است؟

پاسخ: 

انسان خواه ناخواه، آگاهانه یا ناآگاهانه، تأثیرپذیر است. اگر چه انسان صاحب اراده و اختیار است و سرانجام او است که در مورد چگونه ساختن سرنوشت خوب یا بد خویش تصمیم می‌گیرد، ولی قطعاً عواملی در "تصمیم‌سازی" وی تأثیر گذار است. یکی از مهم‌ترین عوامل، دوست و افرادی است که انسان با آنها ارتباط و رفت و آمد دارد. بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی انسان از طریق دوستانش شکل می‌گیرد. این حقیقت بسیار روشن است و علم، تجربه و مشاهدات حسّی آن را به اثبات رسانده است. قرآن کریم در مورد نقش تأثیرگذاری همنشین بد در سرنوشت انسان می‌گوید: در قیامت عد‌ه‌ای که دوستان بد باعث انحراف آنان شدند، از شدت ناراحتی و حسرت و پشیمانی، دست خویش را گاز می‌گیرند و می‌گویند: " یا وَیْلَتی‏ لَیْتَنی‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا؛ ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم! ".1 میزان تأثیرگذاری همنشین به قدری زیاد است که در برخی روایات آمده است: "دربارة کسی قضاوت و داوری نکنید تا به دوستانش نظر بیفکنید، چرا که انسان به وسیلة دوستان و یاران شناخته می‌شود".2 بنابراین در انتخاب دوستان و ادامه دادن دوستی با افراد غیر متدین باید حساس باشید. علاوه بر این گاهی انتخاب دوستان ناباب باعث می‌شود که انسان در نظر مردم در معرض اتهام قرار گیرد. در روایات آمده که از مواضع اتهام پرهیز نمایید. حال اگر اطمینان دارید که ارتباط و رفت و آمد با این افراد می‌تواند آثار مثبت داشته باشد و خودتان از آن تأثیر منفی نمی‌پذیرید، رابطه با آنان را ترک نکنید و آنها را ارشاد نمایید اما اگر قطع رابطه کارساز است و موجب تنبیه آنها می‌شود و یا می‌ترسید اینگونه ارتباطات تأثیرات منفی در رفتار شما داشته باشد، لازم است رابطه خود را قطع نمایید. 1 . فرقان(25)، آیه28. 2 . قمی، شیخ عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم والاثار، تهران: فراهانی ـ کتابخانه سنانی، ‎????ش. ج 2، ص 27، مادة صدق.

 

سید محمد عبداللهی
از دست و زبان که برآید-کزعهده شکرش به درآید-بنده همان به که زتقصیر خویش-عذر به درگاه خدای آورد-ور نه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد. ******************************* مطالب صفحات ویژه را دریابید.این مطالب برای پژوهشگران و علاقه مندان به معارف عمیق نماز ایجاد شده است.
آخرین یادداشت ها:
سایت های مفید:
امکانات جانبی مفید :