خر فهم،فهم خرانه

خر فهم،فهم خرانه

استاد علامه جناب آقای محمد تقی جعفری(ره) ضمن بیان داستانی از مثنوی معنوی جلال الدین محمد بلخی در شرح نهج البلاغه ضمن تفسیر خطبه 108 می گوید:"ما باید با این غفلت ضد حیات معقول مبارزه کنیم که‏«دیو را که دیده بودیم و نابکارى ‏او را مشاهده کرده بودیم،بار دیگر دیو را ببینیم ولى آنرا نشناسیم‏»."مولوى داستانى‏ لطیف در دفتر پنجم از مثنوى آورده است که بقول خود او :

بشنوید اى دوستان این داستان

خود حقیقت نقد حال ما است آن

گازرى بود و مر او را یک خرى

پشت ریش اشکم تهى تن لاغرى

 در میان سنگلاخى بى‏گیاه

روز تا شب بینوا و بى‏پناه

 بهر خوردن غیر آب آنجا نبود

 روز و شب خر بد در آن کور و کبود

آن حوالى نیستان و بیشه بود

 شیرى آنجا بود و صیدش پیشه بود

 شیر را با پیل نر جنگى فتاد

 خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد

 مدتى واماند زآن ضعف از شکار

 بینوا ماندند دد از چاشت‏خوار

 زانکه باقى خوار شیر ایشان بدند

 شیر چون رنجور شد تنگ آمدند

شیر یک روباه را فرمود رو

مرخرى را بهر من صیاد شو

گر خرى یابى بگرد مرغزار

رو فسونش خوان فریبانش بیار

 یا خرى یا گاو بهر من بجو

زان فسونهایى که میدانى بگو

 چون بیابم قوتى از لحم خر

پس بگیرم بعد از آن صیدى دگر

 اندکى من میخورم باقى شما

من سبب باشم شما را در نوا

 از فسون و از سخنهاى خوشش

 نرم گردان زودتر اینجا کشش

روباه راه مى‏افتد و همان خر گازر را پیدا مى‏کند و براى آن خر نصیحت گویى آغازمى‏کند-چرا باین بدبختى و تیره روزى‏ها تن داده‏اى؟برخیز برویم و تلاش و تکاپوکنیم و روزى حلال بدست‏بیاوریم.خر به توکل تکیه مى‏کند و میگوید:برو دنبال کار خود

جمله را رزاق روزى میدهد

 قسمت هر یک به پیشش مى‏نهد

 رزق آید پیش هر که صبر جست

 رنج و کوششها ز بى‏صبرى تست

آنگاه روباه شروع مى‏کند و در فضیلت کار و کوشش داد سخن میدهد،بار دیگرخر جواب روباه را میدهد.بدین ترتیب گفتگو میان خر که توکل را ترجیح میدهدو روباه که کار و تلاش را لازم میداند ادامه پیدا مى‏کند تا بالاخره روباه با مکر پردازیهاو زبان بازیهایش خر را قانع میکند و میگوید:

 

صبر در صحراى خشک و سنگلاخ

 احمقى باشد جهان حق فراخ

 نقل کن زینجا بسوى مرغزار

مى‏چر آنجا سبزه گرد جویبار

مرغزارى سبز مانند جنان

 سبزه رسته اندر آنجا تا میان

 خرم آن حیوان که او آنجا رود

 کاشتر اندر سبزه ناپیدا بود

 هر طرف در وى یکى چشمه روان

اندران حیوان مرفه در امان

  روباه گفت و گفت و بالاخره خر بینوا را حرکت داد-

چونکه روباهش بسوى مرج برد

 تا کند شیرش به جمله خرد و مرد

دور بود از شیر و آن شیر از نبرد

تا بنزدیک آمدن صبرى نکرد

گنبدى کرد از بلندى شیر هول

 خود نبودش قوة و امکان حول

 خر زدورش دید و برگشت و گریخت

تا به پاى کوه تازان نعل ریخت

 گفت روبه شیر را کاى شاه ما

چون نکردى صبر در وقت وغا

تا بنزدیک تو آید آن غوى

 پس به اندک حمله‏اى غالب شوى

 مکر شیطانست تعجیل و شتاب

 لطف رحمانست صبر و احتساب

 دور بود و حمله‏اى دید و گریخت

ضعف تو ظاهر شد و آب تو ریخت

گفت من پنداشتم برجاست زور

خود بدم از ضعف خود نادان و کور

...

گر توانى بار دیگر از خرد

 باز آوردن مر او را مسترد

 منت‏بسیار دارم از تو من

جهد کن باشد بیاریش بفن

گر خدا روزى کند آن خر مرا

 بعد از آن بس صیدها بخشم ترا

گفت آرى،گر خدا یارى دهد

بر دل او از عمى مهرى نهد

 پس فراموشش شود هولى که دید

 از خرى او نباشد این،بعید

لیک چون آرم مر او را تو متاز

تا ببادش ندهى از تعجیل باز

 گفت آرى تجربه کردم که من

سخت رنجورم مخلخل گشته تن

 تا به نزدیکم نیاید خر تمام

 من نجنبم خفته باشم بر قوام

رفت رو به گفت اى شه همتى

تا بپوشد عقل او را غفلتى

 توبه‏ها کرده است‏خر با کردگار

کاو نگردد غره هر نابکار

 توبه او را به فن برهم زنیم

 ما عدو عقل و عهد روشنیم


روباه براى فریفتن خر و آوردن او بطرف شیر براه مى‏افتد-

 

پس بیامد زود رو به نزد خر

گفت‏خر از چون تو یارى الحذر

 ناجوانمردا،چه کردم من ترا؟!

که به پیش اژدها بردى مرا

 ناجوانمردا،چه کردم با تو من

که مرا با شیر کردى پنجه زن!

موجب کین تو با جانم چه بود

غیر خبث گوهر تو اى عنود

....

پس از بیانات بسیار مفید و رسا در اثبات اینکه اضرار و گزندگى در نهاد بعضى ازموجوداتست، و آن روباه با طینت‏خبیث که دارد خر را فریب داده و به نزد شیر برده‏که او را بدرد و طعمه خود بسازد.روباه براى تبرئه خود،دهان به تاویل حادثه‏و دروغهایى که گفته و خر را بنزد شیر برده بود،باز میکند-

گفت‏خر روهین ز پیشم اى عدو

تا نبینم روى تو اى زشت رو

آن خدایى که ترا بدبخت کرد

 روى زشتت را کریه و سخت کرد

با کدامین روى مى‏آیى بمن

 اینچنین سغرى ندارد کرگدن

 رفته‏اى در خون و جانم آشکار

که ترا من رهبرم در مرغزار!

تا بدیدم روى عزرائیل را

باز آوردى فن و تسویل را

 

دقت فرمائید که خر اعتراف مى‏کند که با تکیه به دروغ ها و فریبکاری هاى روباه تادیدگاه شیر رفته و با دیدن او از وحشت‏شدید فرار را بر قرار ترجیح داده است.

اکنون میگوید:من گول حرفهاى ترا نمی خورم،من دیگر دغل کارى‏هاى ترا فهمیده ‏ام-

گرچه من ننگ خرانم یا خرم

جان ورم جان دارم این را کى خرم

 آنچه من دیدم ز هول بى‏امان

طفل دیدى پیر گشتى در زمان

 بیدل و جان از نهیب آن شکوه

سرنگون خود را در افکندم ز کوه

بسته شد پایم در آن دم از نهیب

چون بدیدم آن عذاب بى‏حجیب

 عهد کردم با خدا کاى ذو المنن

 برگشا زین بستگى تو پاى من

پس از این دیگر،فریب دروغ‏هاى ترا اى نابکار نخواهم خورد-

تا ننوشم وسوسه کس بعد از این

 عهد کردم نذر کردم اى معین

حق گشاده کرد آن دم پاى من

 زان دعا و زارى و هیهاى من

خدا بمن لطف و عنایت فرمود-

ورنه اندر من رسیدى شیر نر

 چون بدى در زیر پنجه شیر،خر

اى نابکار خبیث،

باز بفرستادت آن شیر عرین

سوى من از مکر اى بئس القرین

 حق ذات پاک الله الصمد

 که بود به مار بد از یار بد

روباه این بار از راه مغالطه بازى بر آمد و

گفت روبه صاف ما را درد نیست

 لیک تخییلات و همى خرد نیست

 اینهمه و هم تو است اى ساده دل

 ورنه با تو نه غشى دارم نه غل

 از خیال زشت‏خود منگر بمن

بر محبان از چه دارى سوء ظن

 ظن نیکو بر بر اخوان صفا

 گر چه آید ظاهر از ایشان جفا

آن خیال و وهم بد چون شد پدید

صد هزاران یار را از هم برید

مشفقى گر کرد جور و امتحان

عقل مى‏باید که نبود بد گمان

 خاصه من بدرگ نبودم زشت قسم

آنچه دیدى بد نبد بود آن طلسم

اشتباه میکنى اى خر عزیز،جانور هر قدر هم که خر باشد باید این مقدار بفهمد که‏توهمات و تخیلات و طلسم کارى و جادوگریها هم در زندگى وارد میدان میشوندو حقیقت را باطل و باطل را حقیقت نمایش مى‏دهند.ببین اى خر ارجمند،یقین باید بدانى که-

 

عالم وهم و خیال و طبع و بیم

هست ره رو را یکى سد عظیم

 غرق گشته عقلهاى چون جبال

 در بحار وهم و گرداب خیال

از اینها بگذریم،فرض کن من نیت‏بد داشتم،باید تو که دوست‏با وفاى من هستى،عفو کنى و از من در گذرى

ور بدى آن بد سگالش قدر را

 عفو فرمایند از یاران خطا

در مقابل این همه دروغ و مغالطه و سفسطه بازیهاى روباه-

خر بسى کوشید و او را دفع گفت

 لیک جوع الکلب با خر بود جفت

 غالب آمد حرص و صبرش شد ضعیف

بس گلوها را برد عشق رغیف

زان رسولى کش حقایق داد دست

کاد فقران یکون کفر آمده است

 گشته بود آن خر مجاعت را اسیر

گفت اگر مکر است‏یکره مرده گیر

 زین عذاب جوع بارى وارهم

 گر حیات اینست من مرده به ام

 گر خر اول توبه و سوگند خورد

عاقبت هم از خرى خبطى بکرد

 حرص کور و احمق و نادان کند

 مرگ را بر احمقان آسان کند

 هست آسان مرگ بر جان خران

 که ندارند آب جان جاودان

از همین جا نکته اساسى تحت تاثیر قرار گرفتن از دروغ‏ها و دغل‏ها و حقه بازیهاروشن میشود که عبارت است از حرص و طمع که آدمى را احمق و نادان میسازدو مرگ نابهنگام را نتیجه میدهد.بالاخره فریبکاریها و دروغ‏هاى روباه-

برد خر را روبهک تا پیش شیر

 پاره پاره کردش آن شیر دلیر

شیر گوشت‏خر را خورد و-

تشنه شد از کوشش آن سلطان دد

 رفت‏ سوى چشمه تا آبى خورد

روبهک خورد آن جگر و بند و دلش

 آن زمان چون فرصتى شد حاصلش

شیر چون واگشت از چشمه بخور

 جست دل از خر نه دل بد نه جگر

گفت روبه را:جگر کو؟دل چه شد؟

 که نباشد جانور را زین دو بد

 گفت اگر بودى ورا دل با جگر

کى بدین جا آمدى بار دگر؟!

آن قیامت دیده و آن رستخیز

وان ز کوه افتادن از هول گریز

 گر جگر بودى ورا یا دل بدى

 بار دیگر کى بدینجا آمدى؟!

یعنى اگر واقعا آن خر فهم و عقل و دل داشت،پس از دیدن چنان منظره هولناک،چگونه بار دیگر خود را به دامان مرگ انداخت.آرى،بدینسان حرص و آز موجب‏از بین رفتن درک و عقل و عاقبت اندیشى میگردد.

 

پ.ن:متاسفانه فهم خرانه از موضوعات بسیاری امروزه در ساحت های اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و در زندگی فردی و اجتماعی ما دیده می شود.

مرج یعنی چراگاه ،مرتع،مرغزار

گازر یعنی لباس شوی



تاريخ : دوشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٥ | ۸:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد عبداللهی | دیدگاه شما ()

واکنش‌ها به نماز مسلمانان

واکنش‌ها به نماز مسلمانان

مرکز تخصصی نماز (qunoot.ir) سلسله جلسات گفتار پژوهی با حضور اساتید و کارشناسان با هدف دستیابی به راهکارهای کاربردی ترویج نماز را برگزار می‌کند. در پنجمین جلسه از این گفتار پژوهی، مهمان مرکز، حجت‌الاسلام محسن ربانی بود. وی نماینده سابق سازمان تبیلغات و رایزن فرهنگی سابق ایران در آرژانتین و در حال حاضر مسئول مؤسسه فرهنگی و هنری اندیشه شرق است.

Image result for ‫نماز خواندن در کشورهای غربی‬‎

اکثریت مردم جهان دین دارند و به نحوی عبادتی برای ارتباط با خدای خودشان دارند و به نوعی نماز دارند ولی نماز اسلام ما نماز کاملی است و قابلیت معرفی به سایر ادیان را دارد. مثلاً در نماز مسیحیت گفته می‌شود ای خدایی که در آسمان‌ها هستی در حالی که خدا در همه جا هست و این اشکالات در نماز مسلمانان نیست. من اعتقاد دارم که هر کس در هر کجای دنیا نماز را اقامه کند باعث جذب به اسلام و نماز می‌شود. جریان ترک جلسه خبرنگاران توسط امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو به خاطر نماز اول وقت نشان از اهمیت نماز در هر حالتی دارد و نشان از کاربرد نماز در هر جایگاهی است.

متأسفانه برخی از مبلغین با ملاحظه کردن فضای خارج کشور نماز را به تأخیر می‌اندازند. شاید نماز در خارج کشور موجب جلب توجه شود ولی کسی منع نمی‌کند و چه بسا همین سؤالاتی که در مورد نماز برای آنها پیش می‌آید خودش روحبخش باشد و آن جامعه را کمک می‌کند به فهم این که آن جامعه به تقید ارتباط با خدا آشنا شود.

واکنش‌ها به نماز مسلمانان

شیطنت‌هایی در بحث معرفی نماز در هر فرهنگی امکان دارد وجود داشته باشد مثلاً در آمریکای لاتین عکسی در حال سجده می‌گیرند و القا می‌کنند که اینها دارند برای الله نماز می‌خوانند در حالی که خدا در زبان اسپانیولی «dios» است و با کاربرد کلمه نامانوس برای آنها، مخاطب به اشتباه می‌افتد ولی با این حال مشکلی برای معرفی نماز در سطح بین‌الملل و همه کشورهای جهانی ندارد و در رویارویی با نماز و عبادت واقعی تاثیر آنرا حس می‌کنند برای مثال، ما با آیت‌الله مصباح یزدی در شیلی بودیم و در یکی از دانشگاه‌های شیلی در حضور یکی از اساتید دانشگاه که شناخته شده و دارای رتبه بالایی بود برنامه داشتیم که وقت نماز شد، در گوشه‌ای از سالن جایی را آماده کردیم و و حدود سه نفر بودیم که نماز را به جماعت خواندیم. این استاد دانشگاه همانطور که ما نماز می‌خواندیم، تحت تأثیر قرار گرفت و آهسته آهسته هم‌جهت با ما رو به قبله شد و بعد از نماز به ما گفت که تحت تاثیر این اعمال شما و طمانینه و آرامش شما قرار گرفتم مخصوصا در هنگامی‌که دستاهایتان را بالا بردید و در حالت دعا بودید، منظورش قنوت نماز بود. برای ما بسیار پیش آمده که نماز را در یک دانشگاه و یا مرکز علمی خواندیم و بعد این سؤال پیش آمده که این نماز چیست و چه محتوایی در آن خوانده می‌شود و خود این شده نقطه شروع معرفی نماز و دین.

آنها می‌گفتند این همه مقاومت را نماز به شما یاد داده است

در مراکزی که می‌رفتیم، از لائیک گرفته تا مسیحی از این که این نماز را چه کسی به شما یاد داده است سؤال می‌کردند و ما توضیح می‌دادیم. از تازه مسلمانان هم آنجا که سؤال می‌کنیم شما از چه قسمت نماز برایتان زیباتر بود در معنا اول سوره حمد را می‌دانند. خود سوره حمد دارای معارف کاملی است و با نام خدا شروع می‌شود و بیان اول سوره، شکر خداوند متعال است بحث معاد و قیامت آورده شده است «مالک یوم الدین». بحث استعانت و کمک گرفتن از خداست که مسیحی‌ها هم در مورد حضرت ابراهیم دارند و با آن آشنا هستند که حضرت جز از خدا از کسی کمک نمی‌گرفته است «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ». درخواست هدایت به راه مستقیم که ما این جا نه شرقی و نه غربی را توضیح می‌دادیم و این معنا برای آنها خیلی جاذبه داشت و بعد غیر المغضوب علیهم که را ه ستمکارانی مانند فرعون است و یا فرعون های زمان ولاالضالین کسانی هستند که راه این جهال را می‌روند و این مفاهیم برای آنها جاذبه داشت وقتی برای آنها سؤال می‌شد و می‌آیند و می‌پرسند. و سپس سوره توحید که مخصوصا برای مسیحیت که باور به تثلیث دارند و در حرکات نماز، رکوع و سجده بود که وقتی می‌فهمیدند این خضوع در برابر خالق است و ما اجازه نداریم برای هیچ کس دیگر حتی امامان و پیامبران این کار را انجام دهیم می‌گفتند پس معلوم می‌شود این همه مقاومت را نماز به شما یاد داده است که فقط در مقابل خدا زانو بزنید.

ما شده که در یک کشور ده تا دوازده تا دانشگاه رفتیم و در بعضی جاها که وقت نماز شده و نماز خواندیم اگر هوای خوبی باشد در فضای باز در فضای سبز نماز می‌خوانیم ولی گاهی دوستانی که همراه ما بودند می‌گفتند چرا این جا نماز می‌خوانید واین باعث جدل و دعوا می‌شود، اما از همان دانشجویان و یا اساتیدی که متعجابه ما را نگاه می‌کردند نهایتا بعد حدود 20 دقیقه توضیح، می‌گفتند خوب حالا ما چطوری نماز بخوانیم؟

اگر شما خدا و نماز را نداشتید شما را نابود می‌کردند

برای لائیک‌ها هم ابتدا از بعد معنوی در کنار بعد مادی توضیح می‌دادیم چون آنها اصلا به معنویات اعتقاد ندارند و ما توضیح می‌دادیم که مثل وعده‌های غذایی ما هم در روز چند وعده برای روح و معنویتمان نماز می‌خوانیم تا روح و معنویت ما تقویت شود این توضیحات باعث می‌شد که سوالات آنها شروع می‌شد و تلفن می‌گرفتند و یا درخواست کتاب می‌کردند و همین هم باعث هدایتشان می‌شد.

یادم هست در کوبا بودیم در کنار خیابان همراه آیت‌الله مصباح با همین لباس روحانی ایستاده بودیم که یک جوانی به ما خیره شده بود که شاید نوع لباس ما برایش عجیب بود و وقتی من به سمتش رفتم و با این که اکثرا اهل کوبا کمونیست هستند به او گفتم شما مسلمانی و آن جوان اول تعجب کرد و بعد به من گفت شما کجا هستید و منظورش این بود که اگر ما سوالی داشته باشیم شما را کجا باید پیدا کنیم. نشان از ذهن پر سؤال این جوان داشت که باید گفت یک کار بزرگی انقلاب اسلامی‌ما کرده و مخصوصا برای لائیک‌ها سؤال ایجاد کرده این است که چرا یک انقلاب با نام خدا پیروز شده است و یا انقلابی که شهید واقعی دارند چراکه آنها فقط به شهید mártir می‌گویند و خودشان می‌گویند شهید برای ما معنای خاصی ندارد. هم چنین سؤال دارند که انقلاب اسلامی‌ ایران چطور در طول سی سال بهتر از آنها (کمونیست‌ها) در مقابل آمریکا ایستاده است وبا وجود محاصره اقتصادی باز هم در مسیر رشد و پیشرفت مادی و معنوی هم قرار دارد و آنها می‌گویند اگر شما خدا و نماز را نداشتید شما را نابود می‌کردند.

مشکلات تازه مسلمان‌ها

اولین کتابی که من بعد از رفتن به آرژانتین دنبالش بودم که چاپ بشود یک کتاب در مورد نماز بوده است به نام« la oracion» اولین کتاب برنامه تبلیغی حقیر در آرژانتین کتابی در مورد نماز بوده است چرا که هم غیرمسلمانان سؤالاتی در مورد نماز داشتند که باید جواب داده می‌شد و هم مسلمانان که نماز بلد نبودند مسلمانان آنجا از اسلام فقط دو مسئله یاد داشتند نخوردن شراب و گوشت خوک و روز عید فطر هم جشنی بگیرند. تازه مسلمانان مشکلات زیادی دارد اولینش با خانواده ش است مخصوصا آنهایی که خانواده مسیحی متعصب دارند و تازه مسلمانان را تحت فشار می‌گذارند و آنها را دیوانه خطاب می‌کنند یا به آنها می‌گویند که مسلمانها عقب افتاده‌اند و یا دین مسیح را رها کرده‌ای و به دین محمد پیوسته‌ای و در بعضی مواقع اینها را از خانه بیرون می‌کنند و گاه به درگیری و نزاع کشیده شده است و نماز هم برایشان خیلی سخت است زبان عربی آشنایی هم ندارند و ما برای اینکه وحشت نکنند اول می‌گوییم همانطور که نماز می‌خوانیم شما هم بخوانید و به مسلمانان قدیمی‌تر می‌سپاریم به آنها آهسته آهسته وضو و سایر اعمال را یاد بدهیم و بعد از دو سه ماه شروع می‌کنیم به گفتن احکام. در مورد پدر و مادرشان هم که می‌گویند برخورد تندی داشته اند، سفارش می‌کنیم که رفتارتان را با آنها عوض کنید و محبت کنید و در بسیاری از موارد بعد از مدتی پدر و مادر می‌گویند برو به مسجد چرا که از این که فرزندشان از مراکز فساد و قمار دوری می‌کند و رفتار مناسبی هم با آنها دارد و آنها از این تغییر رفتار در دراز مدت خوشحال می‌شوند و از رفت و آمد به مسجد و مسلمانان از اظهار رضایت می‌کنند.


نماز آثارش برای تازه مسلمانان

تازه مسلمانان اثر نماز را اینگونه می‌بینند که وقتی نماز را ترک می‌کنند می‌بینند دوباره رفتار ناشایست گذشته به سراغشان می‌آید. در بیان بعضی این ها به صراحت گفته می‌شود که نماز مرا از منجلاب نجات داده است و در مراحل بعدی سعی دارد تا خانواده و نزدیکان را هم مسلمان کند و گاهی می‌بینیم که بعد از مدتی یک خانواده مسلمان شده اند.

یکی از همین تازه مسلمانها که بعدا اسمش را حسین گذاشته بود کسی بود که در جمع جوانان نفوذ زیادی داشت و به دست همین جوان صد و تا صد و پنجاه نفر بدست ایشان شیعه شدند و یکی از کارهایی که ایشان بعد از نماز می‌کند این است که نماز که تمام می‌شود عکس رهبری را به سینه می‌زنند و به نوعی با رهبری بیعت می‌کنند. و بعضی از اینها آنقدر علاقه‌مند به اسلام می‌شوند که مدام در حال تبلیغ هستند و یا برای دیگر روحانیون زبان‌دان در دیگر دانشگاه‌ها و مراکز مختلف برنامه ریزی می‌کند و وقت میگیرد و تمام هم و غمشان اسلام است و اینها این قوت را از نماز می‌گیرند و چون نماز را می‌خواند و معتقد شده است همه چیز را برای اسلام می‌گذارد.

بعضی از تازه مسلمانان اسلامشان جنبه مالی داشته باشد و چون فقیر است و به فکر این که اگر اسلام بیاورد تغییری در وضعیت معیشتی خودش رخ می‌دهد مسلمان می‌شود مثلا برخوردی که بعضی وهابیون در تبلیغ اسلامشان می‌کنند و بعض از اینها هم جاسوس هستند و برای نفوذ در بین مسلمانان و در مساجد آنها برای کسب اطلاعات یا برای خرابکاری می‌آیند و از اینها داشتیم و گروهی برای تجربه می‌آیند که هدف ندارد. از این گروه هم افرادی هستند که هدایت شوند ولی صرف یک تجربه احساسی و نگاه سطحی به آن لزوما نگهدارنده نیست و دیگر انگیزه هایی که ممکن است تازه مسلمانان را به عقب برگرداند و یا منحرف کند ولی کسانی که با نگاه و تحلیلی درست وارد دین شده اند را خیلی کم داشته‌ایم که برگردند.

وقتی اینها با نماز درست اشنا می‌شوند وقتی اهل نماز می‌شوند و مخصوصا اهل نماز شب می‌شوند دغدغه هایشان زیاد می‌شود که چرا همسایه ام نماز نمی‌خواند پدرم و خانواده ام و حتی چرا کشورم نماز نمی‌خواند. اینها وقتی به قم می‌آیند و می‌توانند در برنامه‌های حرم و نماز آن شرکت کنند مثل این است که اقیانوس شنا می‌کنند و بسیار دوست دارند که در ایران بمانند و وقتی با خانواده‌هایشان برمی‌گردند فرزندان اینها از این‌ها می‌پرسند که ما کی برمی‌گردیم به ایران؟

از آنجا که «الصلاه معراج المومن» و «قربان کل تقی» است. اینها وقتی با نماز انس می‌گیرند دیگر تکان دادن و انحراف آنها کار مشکلی است و در یک از سفر های مکه که تازه مسلمانی همراه بود و من به او گفتم اگر می‌خواهی موفق شوی نماز بخوان و اگر می‌خواهی خیلی موفق شوی نماز اول وقت بخوان و اگر می‌خواهی در نهایت موفقیت باشی نماز شب بخوان که همان سفارش پیامبر به امیرالمؤمنین است و این سفارش را آیت‌الله قاضی به آیت‌الله طباطبایی کرده است که او گفت من نماز شب نمی‌توانم بخوانم ولی نمازهایم را مواظبت خواهم کرد و همین شخص در آرژانتین برای ما چندین طلبه فرستاد که الان ما در آنجا حدود ده مرکز اسلامی‌داریم در شهرهای مختلف. اگر کسی مسلمان بشود و با نماز ارتباط نداشته باشد منحرف می‌شود و یا بر می‌گردد و حتی خود مسلمان بی نماز هم طعمه شیطان است.


نماز و توریسم

در مورد توریسم هم باید بگویم اگر بتوانیم آنها را به مراکز دینی و مراسم دینی بریم ما را ببینند خودش کلی تاثیر گذار است. ما یک کشیش آورده بودیم حرم حضرت معصومه که آن شب هم جمعیت زیادی بود و این کشیش تحت تاثیر این فضا قرار گرفته بود اشک می‌ریخت و یکی از نمایندگان مجلس همراه ما بود و می‌گفت همین جا مسلمان شو و کار را تمام کن. بعدا ایشان برگشت و از فضای ارتباط با خدا و نماز برای دیگران بازگو کرده بود که اگر ارتباط باخدا را می‌خواهید بروید ایران و این خودش تبلیغ دین ماست. چقدر توریسم آمدند در محرم و به یزد و مشهد و قم جاهای دیگر رفتند و عکس و فیلم گرفتند. اینها وقتی برگردند این عکس و فیلم‌ها را منتشر می‌کنند و این اجتماعات ما معرفی می‌شود و خودش می‌شود تبلیغ.


نماز و انقلاب اسلامی


انقلاب اسلامی‌ معجزه قرن است و یکی از بزرگترین نعمت‌هایی که خدا نه تنها به ملت ایران بلکه به تمام به ملت‌های جهان داده است و متاسفانه قدر انقلاب را نمی‌دانیم. امروز مثل قبل از انقلاب نیست که مردم دنیا با مسائل دینی آشنا نباشند. مردم این زمان به لطف انقلاب اسلامی‌ آشنایی دارند.

اگر انقلاب نداشتیم آیا می‌توانستیم چندین میلیون را به عراق بفرستیم؟ می‌شد که کل ایران بشود مجلس عزاداری امام حسین(ع)؟! همه ابعاد انقلاب برای خود ما شناخته نیست. آیت‌الله جوادی آملی می‌گفتند پدر من روضه‌ای داشتند که شب‌ها مردم از چند خانه قبل از طریق پشت و بام می‌آمدند که کسی متوجه آن نشود. در مورد انقلاب باید گذشته کشور را دید تا متوجه خدمات انقلاب شد. ما در دنیا ابر قدرت معنوی هستیم و به لطف خدا در حال تبدیل شدن به ابر قدرت مادی هم هستیم. انقلاب اسلامی‌ دین را زنده کرد حتی مسیحیت و یهودیت را که حتی بعضی از کشیش‌ها به این تصریح کرده‌اند ورد مورد زنده کردن اسلام هم که دیگر کاملا روشن است. کسی در دنیا اسلام را نمی‌شناخت و این دین به عنوان دین عرب‌ها شناخته می‌شد. مسلمان‌ها را بیدار کرد قبل از آن نمی‌دانستند نماز چیست و قران و احکام چیست؟ شیعیان ما در بعضی نقاط دنیا از امامان معصوم تا امام حسین را بیشتر نمی‌شناختند.

بیداری مستضعفین هم از آثار انقلاب بود. چه شد که رژه‌گارودی مسلمان شد و این همه خدمات را انجام داد. سی هزار نفر فقط در انگلستان مسلمان شدند و چندین میلیون نفر در آفریقا مسلمان شدند و در آمریکا یک میلیون مسلمان بودند و حالا شش و یا هفت میلیون و بعضی از مسلمانان آمریکایی ادعا دارند تا سی ملیون هم مسلمان داریم. در بعضی کشورهای آمریکای لاتین یک نفر شیعه هم نداشتیم و الان تقریبا در همه کشور ها شیعه داریم و قران اولین کتابیست که در نمایشگاه‌های ما در منطقه آمریکای لاتین مردم به سراغش می‌آیند. مردم از کجا می‌دانستند که قرآن وجود دارد. در دانشگاه «کوبا» یک استاد تاریخ کمونیست وقتی با او صحبت می‌کردیم تنها درخواستش گرفتن یک قرآن به زبان اسپانیولی بود.

ستاد اقامه نماز

بهترین کاری که می‌شود در جمهوری اسلامی‌انجام داد همین ترویج نماز است و کاری بهتر از این هم نداریم. نماز هم می‌تواند فرد را بیمه کند و هم جامعه را و ما تجربه این کار را در مسجد توحید در آرژانتین داشتیم که خود نظم در اقامه نماز اثر برای مخاطبین دارد.

یک طرحی خود من مدتهاست در ذهنم بود که بنویسم در مورد مسجد به نام «بیمارستان معنوی» که تمام هم نشد که یکی از نکات آن این است که چطور بیمارستان‌ها همیشه باز هستند و پرسنل دارند و مسجد هم همین طور باید همیشه درب آن باز بوده و پذیرای نمازگزاران باشد.

ستاد اقامه نماز باید به حوزه علمیه و علما و مردم ما این را یاد آوری کند که هر جا موقع نماز شد همان اول وقت نماز خوانده شود. ارتباطات شما با صدا و سیما باید بیشتر شود و شما باید مطالب و احادیث نمازی را برای صدا و سیما بدهید تا در هر شبکه‌ای زیر نویس کنند و برای هر شبکه‌ای این کار را انجام دهید تا معارف نمازی در جامعه گسترش پیدا کند.

 



تاريخ : شنبه ٢٥ دی ۱۳٩٥ | ٧:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد عبداللهی | دیدگاه شما ()

دانلود نمونه سوالات آشنایی با قرآن 1 و جهان بینی توحیدی آزمون ضمن خدمت فرهنگیان

تاريخ : یکشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٥ | ۸:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد عبداللهی | دیدگاه شما ()

دانلود نمونه سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان استان قم- جهان بینی توحیدی

تاريخ : یکشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٥ | ۸:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد عبداللهی | دیدگاه شما ()

منابع آزمون دوره ضمن خدمت آثار و اندیشه های شهید مطهری فرهنگیان قم

 

"مرحوم آقای مطهری یک فرد بود ،جنبه های مختلف در او جمع شده بود و خدمتی که به نسل جوان و دیگران مرحوم مطهری کرده است،کم کسی کرده است. آثاری که از او هست،بی استثنا، همه آثارش خوب است.  و من کس دیگری را سراغ ندارم که بگویم بی استثنا آثارش خوب است. ایشان بی استثنا آثارش خوب است، انسان ساز است؛ برای کشور خدمت کرده در آن حال خفقان خدمت های بزرگ کرده است این مرد عالی قدر".امام خمینی (ره)

 

اداره کل آموزش و پرورش استان قم  مرحله دوم دوره آموزشی کوتاه مدت (نیمه حضوری)افکار و اندیشه های شهید مطهری را برای همکاران شاغل در متوسط اول و مقطع ابتدایی و همکارانی که در مرحله اول موفق به آزمون نشده اند،برگزار می کند.

منابع آزمون:

کتاب  جهان بینی اسلامی ؛جهان بینی توحیدی(2)

 آشنایی با قرآن (1)

 

زمان آزمون:

28 دی ماه تا 8 بهمن 95

 

مدت ساعت محاسبه شده:

 24ساعت برای هر دو کتاب

 

کد های دوره:

 99505672

99505671

نحوه ثبت نام:

با انتخاب مراکز آموزش نیروی انسانی نواحی و مناطق تعیین می شود.

 

منابع آزمون و نمونه ای از سوالات هر دو کتاب جهت آشنایی بیشتر و دسترسی آسان  در همین صفحه در اختیاردوستان ارجمند قرار داده می شود


آماده پذیرش پیشنهادات و پرسش های شما از طریق سامانه اطلاع رسانی این وبگاه به شماره 09218305249 هستیم.

 

دریافت محتوای کتاب آشنایی با قرآن 1

دریافت محتوای کتاب جهان بینی توحیدی 2



تاريخ : سه‌شنبه ٧ دی ۱۳٩٥ | ٧:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سید محمد عبداللهی | دیدگاه شما ()