شاخص های انتخاب درست!

انتظارها، امیدها، دغدغه‌ها و نگرانی‌های ما مردم، معمولاً با احزاب، جریان‌ها و نامزدهای انتخاباتی متفاوت است. چرا که آنان در هر حال برای تصاحب قدرت رقابت می‌کنند و حفظ ایمان و خلوص در چنین میدانی بسیار سخت است. لذا مقام معظم رهبری می‌فرمایند:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


«کسانى سر کار بیایند که مصداق: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا - محققاً کسانى که گفتند پروردگار ما خداست ‏سپس ایستادگى کردند... (الاحقف، 13)» باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند.»

پس شاخصه اول آن است که بگویند «رَبُّنَا اللَّهُ»؛ و این نکته بسیار مهمی است. چرا که بسیاری خداوند متعال را قبول دارند، اما در عمل دچار «ربّ»های دیگر هم می‌شوند. گمان می‌کنند که ربوبیت [صاحب اختیاری و تربیت امورشان] با زر، زور و تزویر است و یا احتمالاً با تکیه به قدرت‌های خارجی یا حتی گاهی لبخندی به دشمن! اینها همه اهل «أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ» هستند و اختیار امورشان را به ربّ‌النوع‌های گوناگون سپرده‌اند.

اما نکته مهم بعدی «ثُمَّ اسْتَقَامُوا» است، یعنی پس از آن که نزد خودشان، نزد عقل و ایمان‌شان و نزد اذهان عمومی اذعان داشتند که «رَبُّنَا اللَّهُ»، در این امر استقامت هم داشته باشند، چرا که قدرت و جذبه‌های آن بسیار فریبنده است و ممکن است خیلی زود، با دیدن چندتا رأی، دو تجمع در استقبال، چند کف و سوت، یا دستیابی به اریکه‌ی قدرت و ثروت، یا تهدیدها و نگرانی از کوتاهی مدت و ... متزلزل شده و به رب‌النوع‌های درونی و بیروی برگردند و به بندگی آنها بپردازند. لذا فرمود: «... اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند».

اما، چه نامزدها اهل ایمان و ربُّنا الله باشند و چه برخوردار از شرک‌های جلی و خفی، در هر حال برای کسب قدرت نیازمند آرای مردم هستند. لذا هر کدام برای معرفی خود و نشان دادن برتری‌ها و توانمندی‌های خود نسبت به رقبای‌شان، وارد عرصه رقابت‌های تبلیغاتی می‌شوند و بدیهی است که باید بر اهداف و امیدها و هم چنین نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و مشکلات ما مردم تکیه کنند تا مورد توجه قرار گیرند.

از این رو حرف و حدیث در این ایام بسیار می‌شود و وعده و وعید افزون‌تر. این فضا سبب می‌گردد که اذهان عمومی نیز در انتخاب فرد صالح‌تر مردد و دل نگران گردد و همین تردید ممکن است آنها را اسیر موج تبلیغی یا ضد تبلیغی و طعمه هوس‌ها و اهداف دیگران نماید.

اما الحمدلله، نه تنها راه بسته نیست، بلکه خداوند متعال به برکت اعتقاد و ایمان به اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله و پایبندی به فقه و روحیه جهادی، ما را به رهبری «ولایت فقیه» که وظیفه هدایت، رهنمود و روشنگری را بر عهده دارد و همه شرایط و موقعیت‌ها و هم چنین اهداف و تاکیتک‌های دوست و دشمن را رصد می‌کند، مفتخر نموده است. پس اگر در انتخاب عجله نکنیم و بی‌توجه به هیاهوهای تبلیغاتی و جنجال‌ها و هم چنین هواداری‌های نفسانی، برای انتخاب رئیس جمهور گام به گام پشت سر ولایت برویم، حتماً اصلح را بر می‌گزینیم.

ایشان مرحله به مرحله شاخص‌ها، راه‌کارهای گزینش اصلح و معیارها را بیان داشته و خواهند داشت. پس خوب است ما نیز همین‌طور گام به گام و مرحله به مرحله پیش رویم.

مرحله اول:

معیارها:

ایشان فرمودند: «باید معیارها را شناخت. من ان‌شاءاللّه در آینده مطالبى عرض خواهم کرد؛ اما اجمالاً معیار اصلى این است که کسانى سر کار بیایند که همّتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدف‌هاى انقلاب باشد. آنچه ما در این سال‌هاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدف‌هاى انقلاب بوده است؛ هر جائى که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهاى انقلاب اسلامى و هدف‌هاى اسلامى بوده است.‌«

پس تا اینجا دو معیار مشخص در اختیار داریم که عبارتند از: «همت بر حفظ عزت کشور» - «حرکت کشور در جهت اهداف انقلاب».

اینک بر ماست که ابتدا خود را متوجه و متذکر کنیم که در محضر خدا هستیم و مسئولیت سنگینی داریم و سپس تک به تک نامزدها را با این دو معیار بسنجیم. ممکن است در همین ابتدا عده‌ای حذف شوند و یا دست کم مشخص شود که کدام یک بیشتر از دیگران واجد این شرایط هستند.

ملاک‌های تشخیص:

مقام معظم رهبری هم چنین ملاک‌های روشنی برای تشخیص ارائه می‌دهند. ملاک‌هایی چون مؤمن، انقلابی، متلزم به قانون اساسی و ولایت فقیه بودن و نیز بصیرت، کم رنگ نکردن مرزها با دشمن و ... که بسیار طبیعی و بدیهی است، هر فردی از آحاد مردم باید دارای این ویژگی‌ها باشد، اما ما نیاز به ملاک‌هایی برای تشخیص فرد صالح‌تر هستیم.

معمولاً ما (مردم) شناخت و باور مستقیمی نداریم، لذا به دو ملاک‌ توجه بیشتری داریم که یکی «تأیید دیگران» است و دیگری «شعارهای خودشان». لذا ایشان به هر دو مورد اشاره کرده و ملاک‌های روشنی ارائه دادند:

الف – حجّت شرعی: « شوراى محترم نگهبان؛ خُب مردمانى پرهیزگار، متقى و آگاهند؛ طبق قانون تشخیصى می‌دهند و عده‌اى به عنوان افرادى که صالح‌اند، معرفى می‌شوند؛ من و شما باید نگاه کنیم ببینیم در بین این صالح‌ها کدام صالح‌ترند، کدام بیشتر به درد مردم می‌خورند، کدام بیشتر می‌توانند این بار سنگین را بر دوش بکشند و با امانتِ کامل این راه را ادامه دهند و پیش ببرند؛ این را باید من و شما نگاه کنیم، ببینیم، بشناسیم. از افرادى که ممکن است ما را هدایت کنند، راهنمائى کنند، کمک بخواهیم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانیم. اگر انسان بر طبق حجت شرعى کار کرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربیاید، باز سرفراز است، می‌گوید من تکلیفم را عمل کردم؛ اما اگر بر طبق حجت شرعى عمل نکنیم، بعد خطا از آب دربیاید، خودمان را ملامت خواهیم کرد؛ عذرى نداریم، حجتى نداریم.»

ب – شعارها: «شعارها را نگاه کنید، ببیند شعارهائى که تعیین می‌کنند، چه جور شعارهائى است؟ گاهى بعضى‌ها - البته اشتباه می‌کنند - براى جلب آراء، شعارهائى می‌دهند که این شعارها از حدود قدرت و اختیاراتشان بیرون است؛ اینها را مردم هوشمند ما می‌توانند بشناسند، مراقبت کنند، دقت کنند. آنچه که براى مردم لازم است، آنچه که فوریت بیشترى دارد، آنچه که با واقعیات و امکانات کشور سازگار است، آنچه که به افزایش قدرت درونى ملت مى‌انجامد، آنها را در شعارهایشان بگنجانند؛ این یکى از معیارها است.»

پس اگر بدون عجله، گام به گام پشت سر ولایت حرکت کنیم، به شاخصه‌ها معیارهایی دست خواهیم یافت که حتماً به صورت واحد به انتخاب اصلح می‌انجامد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شاخص انتخاب , انتخاب دوازدهم , رئیس جمهوری , انتخابات
[ دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ۸:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

پیامدهای یک انتخاب!

یک آیه و یا یک حدیث بیاورید که ثابت کند انتخابات امری اسلامیست و مورد تائید اسلام است؟


در پاسخ بفرمایید: شما یک آیه و یا یک حدیث بیاورید که انتخابات امری اسلامی نیست و مورد تأیید اسلام نمی‌باشد؟ و یا فرموده باشد: «شما حق انتخاب ندارید!»

وقتی گفته می‌شود که «یک آیه بیاورید»، معلوم می‌شود که گوینده، حتی یک بار هم از رو و با کمترین تأمل نیز قرآن را تلاوت ننموده است، وگرنه با ده‌ها آیه در این امر آشنا می‌شد. در هر حال دیر نشده است.

دقت فرمایید که:

**- "انتخاب"امری نیست که فقط مربوط به حوزه‌ی سیاست و حکومت باشد، بلکه از وجوه بارز تمایز "انسان" با سایر مخلوقات می‌باشد.

**-"انتخاب"امری نیست که هر از چند گاهی (سال، دو سال یا چهار سال یک بار) انجام گیرد، بلکه آدمی هر آن در حال انتخاب است. از انتخاب هدف، معبود، دین، کتاب و ولایت گرفته، تا انتخاب  جهت نگاه گرفته، رنگ لباس، انتخاب کلمه و جمله، انتخاب خوردنی و نوشیدنی ... .

اختیار و انتخاب:

اسلام متذکر می‌شود: در برخی امور اختیاری ندارید و جبر بر شما حاکم است، مثل امور تکوینی – اما در برخی از امور، اختیار با شماست و اختیار شما نیز فقط در"انتخاب"است.

آیا "اختیار انسان"، به جز"انتخاب"هایش، ظهور و بروزی دارد؟

انتخاب معبود، إله و ربّ:

اگر چه حقایق هستی، با انتخاب انسان [اگر چه همگی اجماع کنند] متغیر نمی‌گردد، الله جلّ جلاله، خدای واحد و اَحد هست، اما برای پرستش، وابستگی و بندگی، انتخاب "معبود، إله و ربّ"، به خودمان واگذار شده است؛ هر چند که انسان"معبود، إله و ربّ" کاذب و حتی مصنوع خود را برای بندگی انتخاب کند. مثل آنانی که طواغیت و فرعون‌های خارجی و یا هوای نفس خود، و یا حتی گوساله و مجسمه را إله می‌گیرند.

وقتی در آیات متعدد می‌فرماید که جز من را إله نگیرید، یعنی چه؟ یعنی انتخاب باشماست و شما انتخاب غلط نکنید:

« وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإیَّایَ فَارْهَبُونِ » (النّحل، 51)

ترجمه: و خداوند گفت: دو خداى معبود نگیرید، (مانند: خداى آفرینش و خداى تدبیر و تربیت امور) جز این نیست که او معبودى یگانه است، پس تنها از من بترسید.

انتخاب دین و راه:

دین حق یکیست، راه رشد نیز یکیست، اما راه‌های متفاوت و کج نیز وجود دارند. پس خداوند متعال، پس روشن کردن راه رشد از راه گمراهی، انسان در"انتخاب" هر کدام از آنها مخیر قرار داد:

« لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ » (البقره، 256)

ترجمه: در (اصول اعتقادات) دین اکراه نیست (زیرا اذعان و باورهاى باطنى اکراه‏پذیر نیست بلکه تابع دلیل و برهان است، و) بى‏تردید راه هدایت از گمراهى (به واسطه این قرآن) روشن شده است، پس هر که به طغیانگر (شیطان و پیروانش) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد حقّا که به دستگیره محکم چنگ زده که گسستن ندارد، و خداوند شنوا و داناست.

انتخاب محرم اسرار (دوست صمیمی):

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ » (آل‌عمران، 118)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از غیر خود براى خویش دوستِ محرم راز نگیرید، آنها از هیچ فسادى درباره شما کوتاهى نمى‏کنند، مشقت و رنج شما را دوست دارند، دشمنى از دهن‏هایشان (سخنانشان) پدیدار است، و آنچه سینه‏هایشان پنهان مى‏دارد بزرگتر است. ما براى شما نشانه‏ها (ى حال آنها) را روشن کردیم اگر مى‏اندیشید.

انتخاب سیاسی (حکومت = ولایت)

اگر چه آیات فوق نیز فقط جنبه شخصی ندارد، بلکه برای تمامی روابط و تعاملات می‌باشد، اما آیاتی نیز به صراحت به امر حکومت و ولایت تصریح دارد:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا مُّبِینًا» (النساء، 144)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، کافران را براى خود به جاى مؤمنان سرپرست و یاور و دوست مگیرید آیا مى‏خواهید براى خدا بر ضد خودتان حجتى روشن (بر نفاقتان) و سلطه (تکوینى بر عذابتان) قرار دهید؟

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ »

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، کسانى را که دین شما را به مسخره و بازى گرفته‏اند، چه از آنان که پیش از شما کتاب (آسمانى) به آنها داده شده و چه از کفّار، [سرپرستان، دوستان، یاوران] خود مگیرید، و از خدا پروا کنید اگر شما مؤمنید.

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْکُفْرَ عَلَى الإِیمَانِ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ » (التّوبة، 23)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پدران و برادران خود را- اگر کفر را بر ایمان برگزیدند [سرپرست،دوست و یاور] خود مگیرید، و هر کس از شما آنها را دوست و یاور گیرد آنها همان ستمکارانند (زیرا دوستى را در غیر محل خود مصرف نموده‏اند).

[تمامی آیاتی که اشاره به "اتخاذ"دارد و نهی از اتخاذ غلط می‌نماید (لاَ تَتَّخِذُواْ)، سخن از انتخاب‌های انسان دارد].

اسلام:

حال که مشخص شد، نیروی "اختیار و انتخاب"در خلقت انسان سرشته شده و جزو احکام نیست که سؤال شود «آیا در اسلام جایز هست یا خیر؟"، باید به چند نکته‌ی مهم توجه شود:

* – آن چه که خداوند متعال در قرآن و احادیث اهل عصمت علیهم السلام بر آن تأکید و تصریح دارند، اصل انتخاب نمی‌باشد، بلکه «انتخاب درست و حتی انتخاب اصلح» می‌باشد.

انتخاب و اثر:

آدمی در انتخاب آزاد و مختار می‌باشد، اما در آثار و تبعات انتخاب خود، هیچ اختیاری ندارد. به عنوان مثال:

* – در الوهیت و ربوبیت، انسان مختار است که إله و رب حقیقی را بندگی کند و یا هوای نفس خویش و دیگران و یا فراعنه و قدرت‌های استکباری و یا چوب و مجسمه را به عنوان إله خود برگزیند، اما هر کدام را که انتخاب کند، آثار و تبعات و نتایج خود را دارد. نمی‌تواند بگوید: "بنده طاغوت شدم تا به خدا نزدیک‌تر شوم و به فلاح برسم"!

* – در انتخاب همسر یا شغل، آزاد و مختار است، اما نمی‌تواند بگوید: «این همسر بی‌دین و لاابالی و بداخلاق را انتخاب کردم، تا مراتب کمال را با او طی کنم – یا این شغل حرام را انتخاب کردم تا لقمه حلال به دست آورم»

* – در انتخاب سیاسی (رژیم حکومتی، ولایت، رییس جمهور، نمایندگان مجلس و ...) مختار است، اما نمی‌تواند بگوید: «ضد ولایت – بی‌دین – متکبر – خودبین – منفعت طلب – ذلیل و نوکر اجانب را انتخاب کردم، تا سرنوشت کشور، ملت و خودم را به سوی استقلال، رشد و کمال تقریر کنم». به طور قطع نتیجه انتخاب امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام، با انتخاب معاویه، یزید و عمر سعد، بسیار متفاوت است.

دقت در تاکتیک دشمنان:

دقت کنید که دشمنان، برای بازداشتن مردم ما از احقاق حقوق خود در هر زمینه و موضوعی، با سازماندهی و برنامه‌ریزی کامل عمل می‌نماید. بنابر این، مردم را به چند گروه تقسیم کرده و برای هر کدام خوراک ضدتبلیغی مناسب را تهیه می‌کند. به ضد انقلاب و این نظام می‌گوید: «رأی نده تا تضعیف شوند.»، به قشر عادی متوسط و ضعیف فکری و دینی می‌گوید: «این همه رأی دادی چه شد؟»، و به مسلمان و مؤمن و انقلابی می‌گوید: «انتخاب، مغایر با اسلام، قرآن و حدیث می‌باشد!»



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخاب دوازدهم , ملاک انتخاب , قرآن و انتخاب , رئیس جمهوری
[ چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

تاثیر انتخابات در اقتصاد و امنیت

انتخابات در هر کشور و نظامی و از جمله جمهوری اسلامی ایران، دو جنبه دارد، یا بهتر بگوییم دو اصل یا دو محور دارد که عبارتند از «مشارکت مردم در انتخابات» و سپس «اقبال مردم نسبت به یک نامزد معین».

بدیهی است که جنبه، یا اصل و محور اول بر دومی اولویت دارد و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چنان چه فرض برای تداوم یک نظام سیاسی و حکومتی پایدرای آن است و فرض برای مدت مسئولت یک رییس جمهور یا نماینده مجلس، فقط چهار سال و یا در برخی از ممالک شش سال است.

الف - دامنه‌ی «امنیت و اقتصاد» بسیار وسیع است و می‌توان اذعان نمود که در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی شخص و جامعه گسترانیده شده و نقش‌آفرین است و هر دو نیز در سایه نوع حکومت و چگونگی اداره و اجرای آن توسط سه قوه‌ی مقننه، مجریه و قضاییه محقق می‌گردند. از این رو در کلیه‌ی کشورهای که نوعی از جمهوریت را به عنوان نظام حکومتی برگزیدند، ابتدا اصل انتخابات بسیار حایز اهمیت است و سپس این که چه شخصی یا چه حزبی رأی می‌آورد. لذا شاهدیم حتی در کشوری چون فرانسه، پس از چهار سال بحران‌های مالی، تورم، بی‌کاری و حتی ناامنی اجتماعی و امنیتی در دوره سارکوزی و به رغم تظاهرات‌های خشونت‌آمیز و اعلام تنفر عمومی از دولت سارکوزی و سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش و عملکردهایش، بیش از 84% از واجدین شرایط در انتخابات جدید شرکت می‌کنند.

در جمهوری اسلامی ایران که از سویی داعیه استقلال دارد و از سویی دیگر تا کمتر از نیم‌قرن پیش مستعمره بوده، لذا هنوز مورد طمع استعمارگرانش است، انتخابات از اهمیت ویژه‌تری برخوردار می‌باشد.

بدیهی است که اگر مردم (در هر کشوری) از اصل نظام و نوع حکومت ناراضی باشند، در انتخابات‌های تعیین کننده آن شرکت نمی‌کنند و میزان مشارکت مردم، اصل تعیین کننده‌ای در امنیت داخلی و خارجی و نیز اقتصاد آنها (که به هم پیوسته هستند) دارد. لذا شاهدید که دشمنان خارجی اصرار، ترفندها و توطئه‌های بسیاری برای عدم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری اسلامی ایران دارند. و البته باید اذعان داشت که هیچ کشوری نیز مانند جمهوری اسلامی ایران جرأت ندارد که اصل نظام سیاسی و حکومتی‌اش را سالی یک‌بار در تظاهرات سالروز انقلاب و استقرار نظامش در 22 بهمن را به آرای اذهان عمومی مردمش بگذارد و به رخ جهانیان بکشد و هم چنین مهم‌ترین مواضع سیاست خارجی‌اش را که نقش تعیین کننده‌ای در امنیت و سرنوشت کشور ملتش دارد و اصل بهانه برای دشمنی با اوست را در تظاهرات روز قدس به نمایش بگذارد و در طول عمر کوتاه 34 ساله‌اش بیش از 35 انتخابات برگزار نماید.

ب - اما حزب یا شخصی که انتخاب می‌شود نیز تأثیر مستقیمی در امنیت، اقتصاد و سایر شئون و بالتبع سرنوشت کشور و ملت دارد. چرا که طبق قانون اساسی – اصل 133، «پس از مقام رهبری، رئیس‌ جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوۀ مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‌شود، بر عهده دارد».

اجازه دهید کمی مصداقی‌تر بیان نماییم. نوع نگاه و مدیریت رییس قوه مجریه، که امکانات مادی و معنوی این کشور در اختیارش گذاشته می‌شود، نقش مستقیمی در تأمین و رشد امنیت و اقتصاد کشور دارد. به عنوان مثال در میان همین هشت نامزد ریاست جمهوری، بسیار فرق است بین نگاه‌ها، سیاست‌ها، گرایشات و نقطه نظرات افراد که در شعارهایشان تجلی می‌یابد. به عنوان مثال:

* - یکی می‌گوید: تمامی گفته‌ها و شعارهای تبلیغاتی نامزدها، علامت دادن به خارج و داخل کشور است و من در اینجا تأکید می‎کنم، مذاکره، مذاکره مذاکره؛

* - یا می‌گوید: من چهارتا نماینده می‌فرستم تا مذاکره کنند و مشکلات مرتفع گردد؛

* - یکی دیگری با نگاهی حزبی و نه حتی ملی، چه رسد به دینی، می‌گوید: تمامی مشکلات به خاطر حاکمیت یکپارچه اصولگراهاست و البته اینان نانشان در دعواست و در شرایط عادی نمی‌تواند خود و حزبشان را مطرح کند و یا به اهداف پنهان و آشکار خود برسند.

* - یا دیگری، سال‌هاست که بیت‌المال را منبع اقتصادی تبلیغات خود قرار داده است؛

* - یا کسی که خود را تکنوکرات می‌داند و عدالت را معلول توسعه و پیشرفت قلمداد می‌نماید؛

* - یا نامزدی که متکی بر سرمایه‌های مشتبه به حرامُ گردن‌کلفت‌های اقتصادی به میدان آمده است؛

* - یا آنان که به مردم دورغ می‌گوید و وعده‌هایی می‌دهند که یا عملی نیست و یا اصلاً در اختیار دولت و رییس جمهور نمی‌باشد.

* - و ... .

 

بدیهی است که همه این گرایشات، سیاست‌ها، دیدگاه‌های نظری، نحوه‌ی عملکرد و ...، در مقام اجرا، و آن هم پس از رسیدن به قدرت و در اختیار گرفتن تمامی امکانات و سرمایه‌های مادی و معنوی کشور، محقق می‌گردد و نقش مستقیمی در امینت و اقتصاد کشور دارد.

سایت شبهه ایکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخابات , اقتصاد , امنیت , رئیس جمهوری
[ دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

پیامد تصمیم شما!

Image result for ‫برگ رای ریاست جمهوری‬‎

 

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (الرّعد، 11)

در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى ‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند

پیامبر صلی الله علیه و آله‌:

عُمّالُکُمْ اَعْمالُکُمْ، کَما تَـکونونَ، یُوَلّى عَلَیْکُمْ؛

[شرح شهاب الاخبار، ص ۲۶۰] 

«کارگزاران شما [نتیجه] اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومت مى شود»

 

**************

مقام معظم رهبری:

برادران عزیز، خواهران عزیز، فرزندان عزیز من، جوانان! هرچه انتخاب کنید برای خودتان انتخاب کرده‌اید. انتخاب خوب شما به خود شما برمی‌گردد؛ اگر انتخاب با غفلت انجام بدهید که انتخاب بدی از آب دربیاید و از کار دربیاید، بدی‌اش به شما برمی‌گردد؛ خاصیّت کار این است. با اختیار و با اراده دارید یک اقدامی را انجام می‌دهید، سعی کنید کار را درست انجام بدهید.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخابات , انتخاب دوازدهم , رئیس جمهور , تغییر
[ شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

خر پرستان!

این یک حقیقت غیر قابل انکار است که اگر شکوفایى انسانیت انسان ها در هرگاهى از برهه ‏هاى تاریخ در گوشه‏ یى از عرصه زندگى آدمیان در عده‏اى از اشخاص‏ مشاهده نمی شد، دنیا بصورت ظلمتکده‏ اى بر می آمد که زندگى در آن ناگوارتر از آن‏ میشد که بتوان تصور نمود. این شخصیت ‏هاى به ثمر رسیده چه خدمت‏ بزرگى به‏ حیات انسان ها و استمرار آن انجام می دهند.و بهر حال،متاسفانه اکثریت زمان ها وصحنه ‏ها و عرصه‏ هاى زندگى بشرى با اختلافاتى در کمیت و کیفیت میدان تاخت وتاز شر و شرپرستان میباشد.علل و انگیزه‏ هاى این تیره روزی ها را در کوتاهى تعلیم وتربیت و ارشادهاى حقیقى و تباهى مبانى طبیعى و فرهنگى زندگى انسانها بایدجستجو کرد.با این تاریخى که ما در پشت‏ سر گذاشته‏ ایم و با رواج این گونه‏ سود پرستى‏ ها و لذت گرایى ‏ها و گسیختن هویت زندگى آدمیان از اصول ماوراى‏طبیعى که یگانه عامل تفسیر و توجیه حیات انسانها در این دنیا میباشد. همواره‏ شناسنامه انسان ها را به ترتیب زیر خواهیم نوشت :

این مردمان که بینى یک مشت زر پرستند

بیرون ز زرپرستان یک مشت‏خر پرستند

بیرون ز خر پرستان یک مشت‏شر پرستند

بیرون ز شر پرستان جمعى هنر پرستند

ما را به کیسه زر نیست اندر طویله خر نیست

بر سر هواى شر نیست‏سرمایه جز هنر نیست

سرمایه از کسادى پوسید و مندرس شد

در خریطه شد سنگ زر در خزینه مس شد

برهان نقیض مطلوب دعوى خلاف حس شد

ظاهر ز ما نهفته طاهر ز ما نجس شد

در کیسه زر ندارم تا اهل جاه باشم

در گله خر ندارم تا قبله‏ گاه باشم



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خرپرستی , تعلیم و تربیت , انسانیت , شرپرستی
[ دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۸:٤۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

ملاک فهم پذیرش عبادت از سوی خداوند!

چگونه بفهمیم که نماز، روزه و سایر عبادات ما برای خداست و مقبول است یا خیر؟

 

Image result for ‫نمازی در خلوت خویش‬‎

هر چند خداوند متعال علیم است و اسرار و نهان همه چیز نزد اوست و اوست که از خود ما به ما نزدیک‌تر است و بالاخره اوست که اعمال را قبول یا رد می‌نماید، اما چنین نیست که انسان خودش هیچ نداند و نفهمد و تا قیامت از قبولی اعمال خود بی‌خبر بماند. اگر به ناگاه در قیامت متوجه شود که اعمالش مقبول نبوده، چه خواهد کرد و چه می‌تواند بکند؟! خدا که انسان را در هاله‌ای از ابهام، شک و تردید نگه نمی‌دارد. لذا در دنیاست که باید بفهمد عملش قبول بود یا خیر؟ تا اگر دید شرایط قبول را ندارد، خودش و عملش را اصلاح نماید.

الف – ابتدا توجه شود که «شرط صحت» با «شرط قبول» متفاوت است. ممکن است کسی با رعایت تمامی احکام مربوطه، نماز بخواند یا روزه بگیرد. خُب نماز و روزه‌اش صحیح است، یعنی قضا ندارد، کفاره ندارد، اما این که قبول واقع شده باشد یا خیر؟ مسئله‌ای دیگری است.

ب – برای فهم قبولی اعمال، ملاک‌ها و مشخصه‌هایی بیان کرده‌اند که در رأس همه آنها «اخلاص» است. یعنی انسان ببیند برای چه و برای که نماز می‌خواند، برای چه و برای که روزه می‌گیرد و ...؟ آیا اطاعت احکام الهی و رعایت آنها نزد او یک رسم و رسوم ملّی است؟ آیا یک عادت است؟ آیا خدایی ناکرده محض ریاست؟ آیا اهداف دیگری به غیر از بندگی خدا دنبال می‌کند؟ مثلاً روزه می‌گیرد تا مدتی رژیم غذایی داشته باشد یا لاغر شود یا فشار خونش تنظیم گردد، یا برای خداست؟ بدیهی است که انسان خودش می‌فهمد که با چه هدفی و چرا کاری را انجام می‌دهد؟ و نزد خدا آن کاری قبول است که برای او باشد و انسان رو به رشد و خوشوقت و مرضی الله نیز کسی است که نه فقط نماز و روزه، بلکه همه کارهایش [از تحصیل گرفته تا شغل برای تأمین معاش، از نیکی به والدین گرفته تا جهاد، از ازدواج گرفته تا فعالیت‌های اجتماعی و ...]، همه‌اش برای خدا باشد و تسلیم او باشد. چنان چه به حضرت ابراهیم علیه‌السلام فرمود:

«قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ» (البقره، الأنعام، 162 و 163)

ترجمه: بگو در حقیقت نماز من و [سایر] عبادات من (حج، قربانی و ...) و زندگى من و مرگ من براى خدا پروردگار جهانیان است * [که‏] او را شریکى نیست، و بر این [کار] دستور یافته‏ام، و من نخستین مسلمانم.

ج – هم چنین برای عبادات مقبول «نتایج» یا بازتاب‌ها یا به تعبیری تأثیرهایی هم بیان شده است که انسان به وضوح آنها را می‌بیند و درک می‌کند، پس اگر آن تأثیرها را در خود ندید، معلوم است که هر چند عبادتش از شرایط صحت برخوردار بوده، اما شرایط قبول را نداشته یا کم داشته است.

به عنوان مثال: قرار است که روزه، مسلمان را با قرآن مأنوس نماید، او را بر هوای نفس و خواهش‌های حیوانی مسلط نماید، یاد تشنگی و گرسنگی روز قیامت را در او زنده نگهدارد، او را از گناهان اعضای بدن محفوظ بدارد و ...، حال باید ببنیم که روزه‌ی ما چنین تأثیری بر ما داشته است؟ در این ماه مبارک رمضان، ضمن گرسنگی و تشنگی، چقدر وقت و حوصله برای تلاوت قرآن کریم و تأمل و تدبر در آیاتش گذاشته‌ایم، چقدر به دنیا و آخرت خود فکر کرده‌ایم و ...؟

یا برای نماز آثار و خواصی بیان نمود، از جمله آن که «إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ»، یعنی نماز ناهی فحشا و منکر است. نماز بازدارنده از انحراف و گناه است و ...؛ پس باید ببینیم که آیا نماز ما چنین تأثیری داشته است؟ اگر کسی نماز صبح را خواند اما تا قبل از نماز ظهر دچار معصیت شد، هیزی کرد، دروغ گفت، غیبت کرد، رشوه گرفت، به والدین تندی کرد، بی‌انصافی کرد، به خانواده ظلم کرد و ...، معلوم می‌شود که نماز صبح او هر چند صحیح بوده، اما مقبول نبوده است؛ چرا که اثری نکرده است.

نماز معراج مؤمن است، نماز گفتگو و راز و نیاز با معبود و معشوق است، پس باید با شوق و ذوق اقامه شود، اما آیا ما شوقی هم داریم، یا فقط نماز می‌خوانیم؟

مؤمن نه تنها اقامه نماز می‌کند، بلکه از نمازش نیز محافظت می‌کند، تا با غفلت‌ها و گناهان، فاسد و بی‌فایده نشود «‌عَلَی صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ».

Image result for ‫نماز جماعت‬‎



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: قبولی نماز , آثار نماز , مدیریت اقامه نماز , حقیقت نماز نماز
[ چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

نامه استاد قرائتی به شما!

Image result for ‫قرائتی‬‎



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجلّ فرجهم
گرچه درباره نماز هزاران کتاب نوشته شده امّا درون مایه، شیوه‌ها، اصول، موانع، قلم و بیا‌ن‌ها متفاوت است.
این‌ جانب (با اینکه از نماز خود شرمنده هستم) کتاب های زیادی را برای سنین گوناگون نوشته ام.
1. آشنایی با نماز برای نوجوانان؛
2. راز نماز برای جوانان؛
3. پرتوی از اسرار نماز برای دانشجویان؛
4. تفسیر نماز برای معلمین و اساتید؛
5. 114 نکته درباره نماز.
6. پیوندهای نماز
این دو کتاب اخیر به مسائل جنبی نماز می پردازد.
برخی از این کتاب ها به زبان های گوناگون ترجمه و بعضی به تیراژ میلیونی رسیده است.
همچنین به برکت انقلاب اسلامی و خون شهدا، ستاد اقامه نماز تشکیل شد تا این نوشته ها به صورت عملی اجرا شود.
از جمله اینکه ده ها هزار نماز جماعت در مدارس بدون اجبار دانش آموزان اقامه شد. توجه به نماز در ایستگاه های قطار، فرودگاه ها، جاده ها و مسجدهای بین راهی، اقامه نماز در ظهر تاسوعا و عاشورا و راهنمایی هایی در بیش از بیست پیام برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری و مصوباتی از هیأت دولت و تصمیمات مجلس و عنایاتی از عالمان، شاعران، هنرمندان و تبلیغات بر در و دیوار شهرها و اعزام حدود بیست هزار طلبه به مدارس و توجه ویژه به نماز در دانشگاه ها، پادگان ها، وزارتخانه ها، ساخت هزاران مسجد در شهرها و روستاها نمونه ای از کارهایی است که در پی کتاب ها، ناله ها و فریادهای همه عزیزان دلسوز و خادمان نماز انجام شده است.
بازاریان و اصناف نیز اقداماتی برای ساخت و ساز نمازخانه ها در ورزشگاه‌های مختلف داشته اند.
شهرداری های نیز به ساخت مسجد و نمازخانه در محل پارک ها نیم نگاهی داشته اند.
اما هیچ انسانی نباید به راه های رفته خود نگاه کند تا دچار غرور نشود بلکه باید به راه‌های نرفته نگاه کرد تا احساس مسئولیت بیشتری بیابد.
نماز مطلوب
نمازی که قرآن از ما می‌خواهد نمازی است که:
ـ دائمی باشد (الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ)
ـ نمازی که از آن حفاظت شود. (وَالَّذینَ هُمْ عَلى‏صَلاتِهِمْ یُحافِظُونَ)
ـ نمازی که در آن خشوع باشد. (الَّذینَ هُمْ فی‏صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ)
ـ نمازی که بازدارنده از فحشا و منکر باشد. (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ)
ـ نمازی که به دلیل ذکرالله بودنش آرام‌بخش دل‌ها باشد. (أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)
ـ نمازی که در آن نشاط باشد نه کسالت (وَ إِذاقامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا کُسالى)
ـ نمازی که در آن فرزندان فراموش نشوند. (وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاة)
ـ نمازی که اولویت آن همیشه بر سایر کارهای دیگر رعایت شود حتی در میدان جنگ .
خاطره
اکنون که این سطرها را می نویسم در مدرسه نواب روز اول ماه مبارک رمضان سال 1393 شمسی در چند متری حرم امام رضا هستم.
دو خاطره از اولویت دادن امام رضا نسبت به نماز بیان می کنم:
امام رضا مشغول نوشتن بود همین که صدای اذان بلند شد قلم را به زمین گذاشت و حاضر نشد حتی با نوشتن چند کلمه نامه را تمام کند.
امام رضا در جلسه مهمی که با رهبر صابئین داشت سخن به اینجا رسید که او گفت: الآن لان قلبی. یعنی: الان دل من برای پذیرفتن حرف امام نرم شد. در این هنگام صدای اذان بلند شد، امام فرمود: اول نماز، بعد گفتگو. امام با این حرکت ثابت کرد که مهم ترین جلسات تاریخی باید به هنگام نماز تعطیل شود.
چند خاطره دیگر
اکنون که سخن به اینجا کشیده شد خاطره ای را از امام خمینی رضوان الله علیه نقل می-کنم:
1. ایشان در ساعت های آخر عمر به آقای انصاری که در کنار امام بودند، فرمود: اگر صدای اذان بلند شد و من خواب بودم مرا بیدار کن ولی هنگام اذان آن شخص، به دلیل مراعات حال امام، ایشان را بیدار نکرد. پس از چند دقیقه امام چشم باز کرد و پرسید: آیا وقت نماز شده؟ گفتند: بله. فرمود: چرا مرا بیدار نکرده‌اید و چرا چند دقیقه دیر شد؟
2. امام می فرماید: در سفر حج کتابی خریدم، همین که خواستم پول را به کتابفروش بدهم صدای اذان بلند شد، پول را نگرفت و گفت به احترام نماز اول وقت پول را نمی گیرم؛ شما بعداً تسویه حساب کن.
3. روزی که شاه فرار کرد، امام در پاریس بودند. جمعیت زیادی از خبرنگاران کشورهای دنیا در محل استقرار امام جمع شدند و سخنان امام به طور مستقیم به دنیا مخابره می شد. فرزند امام (مرحوم حاج احمد آقای) گفت: امام روی یک کرسی رفتند و چند جمله ای درباره برچیده شدن نظام طاغوتی سخنانی فرمودند. آنگاه به من نگاه کرد و فرمود: آیا وقت اذان شده؟ گفتم: الآن وقت اذان است. امام یک مرتبه سخن خود را قطع کرد و بدون خداحافظی از کرسی پایین آمد و به سراغ نماز رفت. همه خبرنگاران تعجب کردند که چه مسأله ای وجود دارد که مهم تر از مهم ترین حادثه تاریخ ، فرار شاه و محو نظام شاهنشاهی آن هم گفت و گوی مستقیم با تمام رسانه های دنیا است؟
آری! این است معنای ایمان به خدا و ایمان به هدف و این است معنای واقعی الله اکبر. یعنی خدا بزرگ تر از همه چیز (بزرگ تر از دیدنی ها، شنیدنی ها، نوشتنی ها، بزرگ تر از فکر و تصور بشر، بزرگ تر از حکومت ها و مصاحبه ها و بزرگ‌تر از رسانه ها و سایت ها و ماهواره ها) است.
آنچه در این کتاب به خواست خداوند پی‌گیری می شود؛ ویژگی های دعوت کننده به نماز، اصول و مبانی دعوت و راه ها و شیوه های دعوت به نماز است.
ما از خدا می خواهیم فکر و قلم ما را به سویی که رضای خودش است هدایت کند.

«رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏»



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: قرائتی , نماز , دعوت به نماز , فرهنگ اقامه نماز
[ چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

پرسش از فلسفه حیات و هدف زندگی

علامه جعفری، رحمة الله علیه:

آیات قرآنی را پیرامون هدفداری حیات به ده گروه می‌توان تقسیم کرد :‌

1- آیاتی که می‌گوید دستگاه خلقت بیهوده نیست، از جمله (آل عمران - 191)

2- آیاتی که حق بودن جهان هستی را مطرح کرده است، مانند (انعام - 73)

3- آیاتی که می‌گوید خلقت جهان هستی برای بازی وسرگرمی آفریده نشده است. (انبیاء-16)

4- آیاتی که هدفدار بودن زندگی انسان را گوشزد می‌کند. (مومنون - 115)

5- آیاتی که مقصد نهایی همه حرکت‌ها را به سوی خدا می‌داند. (شوری - 53)

6- آیاتی که از رجوع انسان‌ها به سوی خدا سخن می‌گوید. (آل عمران - 109)

7- آیاتی که بهشت را از آن نیکوکاران و جهنم را از آن بدکاران می‌داند. (شوری - 22)

(نساء - 140)

8- آیاتی که پایان حیات را لقاء الله (دیدار خداوندی) معرفی می‌کند. (کهف - 110)

9- آیاتی که غوطه‌ور شدن در پدیده‌های طبیعی محض را به عنوان حیات دنیا معرفی می‌کند و آن را تقبیح می‌نماید. (محمد - 36)

10- آیاتی که هدف حیات را عبادت تلقی می‌کند و انسان‌ها را به اخلاص فرا می‌خواند. (ذاریات – 56)

Image result for ‫علامه جعفری‬‎

با ملاحظه این آیات ده گانه، می‌توان اصول زیر را استنباط کرد:

الف- دستگاه خلقت عبث و بیهوده نیست. این اصل را می‌توان از بررسی جهان خارج که بر آن نظم حاکم است و هم چنین از ملاحظه جهان درونی به دست آورد.

از آغاز رشد فکری، نوعی دریافت اصیل در درون ما به وجود می‌آید که با تخیل و پندارهای که جهان هستی را بازی تلقی می‌کند، به مبارزه برمی‌خیزد. این مبارزه مانند مبارزه وجدان با پلیدی‌ها ادامه پیدا می‌کند تا آن گاه که یا پیروز می‌شود و هدف اعلای جهان را به انسان نشان بدهد و یا شکست بخورد و انسان را روانه قهوه خانه نماید.

ب- جهان هستی که قانون‌مند است، براساس حق آفریده شده است. یعنی برمبنای شایستگی‌ها به وجود آمده و هیچ واقعیتی در جهان بی ارزش نیست.

 

ج- جهان آفرینش بازیچه نیست، بلکه امری جدی است. درک چهره ریاضی جهان، جدی بودن آن را بیان می‌کند.

د- حرکت و گردیدن‌های جهان به سوی مقصد نهایی آن است. این مقصد نمی‌تواند پایین‌تر و پست تر از نقاطی باشد که حرکت و گردیدن از آنها عبور می‌کند و هم چنین نمی‌تواند مساوی همان نقاطی باشد که از آنها عبور کرده است. پایان همه حرکت‌ها و گردیدن‌ها پیشگاه خداوندی است.

ﮪ - اصل عمل و عکس العمل بر عالم حاکم است. همه حرکت‌ها، تحولات، گفتارها، اندیشه‌ها و کردارهای انسان، عکس العملی را در این عالم و عالم دیگر در پی خواهد داشت.

و - هدف حیات، از حیات طبیعی محض برتر است. هدف نهایی زندگی نمی‌تواند از سنخ امتیازهای زندگی طبیعی باشد، زیرا امتیازات و خواسته‌های زندگی طبیعی از مقتضیات ذاتی زندگی طبیعی هستند و مقتضای ذاتی زندگی را نمی‌توان هدف آن تلقی کرد. بنابر این، مقصد نهایی زندگی باید مافوق مقتضیات حیات طبیعی محض باشد.

ز- اصل کیفر و پاداش نشانگر آن است که هر فردی با هدف گیری‌هایی که در این عالم دارد، از کیفر و پاداش متناسب با آن برخوردار خواهد شد.

ح - هدف نهایی حیات انسان، به ثمر رسیدن جوهر اعلای حیات انسانی است که از خدا شروع می‌شود و با عبادت به سوی خدا باز می‌گردد. معنای عبادت نیز در واقع، به ثمر رسانیدن جوهر حیات در ابعاد گوناگون آن است.

هنگامی که انسان از حیات طبیعی محض رها شود، عبادت شروع می‌شود. اگر انسان خود را به عنوان جزئی از آهنگ کلی هستی درک کند که باید با تکاپو جوهر وجودی خود را به فعلیت برساند، به عبادت مشغول خواهد بود. بدین ترتیب، همه شوون زندگی انسان می‌تواند عبادت تلقی شود و دنیا نیز طبق فرمایش علی (ع) مسجد انسان خواهد بود.

انسانی که در دانشگاه مشغول تعلیم یا تعلم است؛ کشاورزی که به کشت و زرع می‌پردازد و کارگری که در کارگاه مشغول تولید کالاست، اگر با آگاهی در مسیر خداوندی گام بگذارند، همه در حال عبادت خواهند بود. هدف نهایی زندگی از دیدگاه اسلام چنین است:

●-"آرمان‌های زندگی گذران را با آب حیات اصول عقلانی - الهی رویانیدن و شخصیت از خاک برخاسته را به وسیله آگاهی از جان پاک - که متصل به آهنگ کلی هستی است - از چنگال جبر عوامل طبیعت و خودخواهی نجات دادن و شخصیت را آزادانه در جاذبه ربوبی قراردادن". این است هدف نهایی زندگی.

●- زندگی هدفدار، تکاپویی است آگاهانه و هر لحظه از سطح عینی این زندگی، مقدمه‌ای است برلحظه تکاملی بعدی در جهان شفافی که فروغ لایزال الهی از روزنه وجدان پاک آدمی برآن می‌تابد و سطح عمیق آن، قطره‌هایی است که به اقیانوس ابدیت سرازیر می‌گردد و شخصیت را با امواج خود به پیشگاه دیدار الهی بالا می‌برد. این است زندگی هدفدار"حیات معقول"و این است معنای:

«اِنَّ صَلوتی و نُسُکی وَ مَحیایَ و مَماتی لَلّهِ رَبّ ِالعالمینَ - "همانا نماز من، عبادت من، زندگی و مرگ من، از آن خداوند، پروردگار عالمیان است"». (انعام - 172)

ویژگی‌های زندگی هدفدار

اگر انسان هدف نهایی زندگی را برخود مطرح کند و در مسیر آن حرکت کند، حیات وی از ویژگی‌های زیر برخوردار خواهد شد:

1- شناخت ارزش حیات و عدم احساس خلاء در زندگی‌: انسانی که هدف حیات را عبودیت تلقی می‌کند، همه لحظات زندگی را مربوط به خدا می‌داند. چنین انسانی، هم ارزش حیات را درک می‌کند و هم در زندگی احساس خلاء و پوچی نمی‌کند و اگر آرزوهایش نقش بر آب شوند، زندگی برای وی بی معنا و بی مفهوم نخواهد شد.

2- تعهد برین یا شناخت موقعیت خویش در جهان هستی‌: در زندگی هدفدار، انسان هم موقعیت خویش را در جهان هستی درک می‌کند و هم خود را ملزم می‌داند که در مسیر تکامل گام بردارد.

3- احترام به ذات خویشتن و به ذات دیگران‌:

در حیات هدفدار، انسان برای ذات خود  ارزش قایل است

در حیات هدفدار، انسان برای ذات خود ارزش قایل است و با پذیرش احترام برای ذات خویش، لزوم احترام به دیگر انسان ها را - به جهت وحدتی که در استعداد خدایابی و هدف نهایی زندگی و به طور کلی مبدأ و مقصد حرکت دارند - درک می‌کند.

4- توجه به الطاف الهی‌: در حیات هدفدار، انسان همه امتیازهای خود را - از علم گرفته تا قدرت - ناشی از فیض و رحمت الهی می‌داند.

5 - تنظیم منطقی ارتباط وسیله با هدف‌: در حیات هدفدار، انسان از هر وسیله ای برای نیل به هدف استفاده نمی‌کند، بلکه به رابطه منطقی میان وسیله و هدف توجه دارد و با ارزیابی صحیح وسایل، به انتخاب اهداف خود می‌پردازد.

6- عشق شدید به کار و فعالیت‌: از آن جایی که وصول به هدف زندگی، بدون حرکت در مسیر جاذبه الهی امکان پذیر نیست، بنابر این، کار و تلاش جدی برای انسان هدفدار، یک اصل حیاتی تلقی می‌شود.

دوست دارد یار این آشفتگی              کوشش بیهوده به از خفتگی

اندرین ره می‌تراش و می‌خراش          تا دم آخر دمی غافل مباش

7- به دست آوردن آزادی برین‌: در زندگی هدفدار، هوی و هوس‌های آدمی کنترل شده، آزادی برین تحقق پیدا می‌کند.

زندگی با آزادی برین، یکی از مختصات عالی زندگی هدفدار است. بدون به دست آوردن این آزادی که عبارت است از رهایی شخصیت آدمی از عوامل رکود و محدودیت در صندوق های خودپرستی و تخیلات، حتی سایر آزادی هایی که برای جریان معمولی حیات به دست آورده شده است، مانند آزادی اجتماعی و آزادی عقیده، پاسخی منطقی برای معنای حیات نیافته ایم.

8- آزاد ساختن انسان از مطلق تراشی‌ها‌: ذهن انسان همواره دچار مطلق سازی می‌شود و برای رهایی از آن، آدمی باید هدف اعلای زندگی را به عنوان مطلق در نظر بگیرد تا بقیه امور را به عنوان وسیله‌ای برای آن مطلق تلقی نماید.

اقسام شش گانه زندگی

1- زندگی ناآگاهانه و بدون استقلال شخصیت و آزادی و اختیار‌: در این نوع زندگی، اموری مطرح است که برای حیات طبیعی لازم است، نظیر تولید مثل و قرار گرفتن در گردباد عوامل جبری طبیعت. در این نوع زندگی، انسان نه معنا و مفهومی برای حیات خود سراغ دارد و نه به زندگی معنوی می‌اندیشد. افرادی که به این نوع زندگی مشغولند، از خود استقلالی ندارند و تابع بی چون و چرای عوامل زودگذر حیات طبیعی هستند.

2- زندگی دنیوی برای دنیای محض‌: افراد در این نوع زندگی، فقط به امور مادی توجه دارند و هدفی جز زندگی مادی برای خود در نظر نمی‌گیرند. این گونه افراد به برخی از قوانین جهان توجه دارند و طبیعت و شوون آن را شوخی تلقی نمی‌کنند. این افراد فقط به زندگی مادی خود قانع بوده و احساسات عالی را نادیده می‌گیرند. این قبیل افراد به موقعیت خود در جهان هستی توجه ندارند و بر این اساس به پاسخگویی به سئوالات اساسی از کجا آمده‌ام؟ به کجا می‌روم؟ برای چه آمده‌ام؟ نمی‌پردازند.

3- زندگی معنوی برای تلطیف روح یا برای آخرت محض‌: در این زندگی، فرد فقط به سرکوب غرایز و احساسات طبیعی خود می‌پردازد تا روح خود را تزکیه نماید. برخی از مرتاضان، هدف اعلای حیات را به فعلیت رسانیدن ابعاد لطیف و ظریف روح خود می‌دانند. این قبیل افراد برای تقویت روح خود، اعتنایی به دیگران نمی‌کنند و فقط در فکر نجات روح خویش می‌باشند.

4- زندگی دو عنصری دنیوی و اخروی که هر یک مستقلا هدف قرار می‌گیرند‌: در این نوع زندگی، افراد هم به عنصر دنیوی و مادی حیات توجه دارند و هم به حیات اخروی. این قبیل افراد، حیات دنیا و آخرت را در ارتباط با یکدیگر مطرح نمی‌کنند. اینان نمی‌دانند که حیات آدمی حقیقتی است غیر قابل تجزیه، گرچه دارای ابعاد متنوع است. این افراد از وحدت حیات دنیا و آخرت، و وحدت هدف اعلای آن دو غافلند.

5- زندگی معنوی نما برای زندگی مادی و زندگی اخروی نما برای زندگی دنیوی‌:

افرادی که به این نوع زندگی مشغولند، از فهم حقیقت حیات ناتوان هستند و به ریاکاری مشغولند

افرادی که به این نوع زندگی مشغولند، از فهم حقیقت حیات ناتوان هستند و به ریاکاری مشغولند. اینان توجه ندارند که ریاکاری و ظاهرسازی فقط عده کمی از ساده لوحان را، آن هم برای مدتی محدود فریب می‌دهد. این گونه افراد قبل از آن که دیگران را گول بزنند، خود را فریب داده اند و در واقع به یک خودکشی تدریجی روحی می‌پردازند. این افراد ظاهرشان جنبه معنوی دارد، ولی باطنشان شیطانی است.

6- زندگی دنیوی در مسیر حیات اخروی که حیات معقول نامیده می‌شود: این نوع زندگی مورد نظر پیامبران الهی بوده است. انبیاء و حکمای الهی، زندگی را حقیقتی عالی و با عظمت معرفی می‌کردند. آن ها دو بال "علم" و "عمل صالح" را برای تکامل انسان در نظر می‌گرفتند و زندگی دنیوی را در مسیر حیات اخروی به جریان می‌انداختند. انسان در پهنه حیات مادی با تصرف در عالم، تکامل پیدا می‌کند. هر چند فعالیت‌های انسانی جنبه مادی دارد، ولی حقیقت و باطن آن می‌تواند جنبه اخروی هم داشته باشد.

در این نوع زندگی که باطنش اخروی و معنوی، ولی نمودش دنیوی و مادی است، هیچ گاه احساس پوچی و رکود در حیات به انسان دست نمی‌دهد و آدمی با وجود ناگواری‌های بسیار، حیات را گوارا تلقی می‌کند.

 منبع:پایگاه اطلاع‌رسانی استاد محمد تقی جعفری



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: فلسفه زندگی , اقسام زندگی , علامه محمد تقی جعفری , مدیریت اقامه دین
[ سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ٧:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

دانلود سوالات آزمون پایانی ضمن خدمت مرحله دوم هوشمند سازی مدارس نسخه word

 سلام خدمت همکاران ارجمند خودم

Image result for ‫ضمن خدمت مرحله دوم هوشمند سازی مدارس‬‎


با پایان یافتن مرحله دوم آزمون ضمن خدمت هوشمند سازی مدارس و آغاز مرحله بعدی آن پس از تعطیلات نوروزی سال 96 برآن شدیم تا برای گروه بیشماری از همکاران فرهنگی که مصمم به شرکت در دوره بعدی هستند، سوالات آزمون پایانی مرحله قبل را برای سهولت در دستیابی در این صفحه قرار دهیم.

ضمنا همه سوالات دوره های اول و دوم در همین وبلاک قابل دانلود و دریافت می باشد

کافی است در قسمت" آخرین مطالب "جویای مقصود خویش باشید.

 

 

دریافت سوالات آزمون پایانی مرحله دوم هوشمند سازی مدارس نسخه word

 

دریافت سوالات آزمون پایانی مرحله دوم هوشمند سازی مدارس نسخه پی دی اف



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: هوشمند سازی مدارس , سوالات آزمون مرحله دوم هوشمند سازی , وزارت آموزش و پروش , معلم
[ شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ۸:۱۱ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

دانلود مقاله کامل ابعاد شخصیت امام علی علیه السلام در مثنوی معنوی

جلال الدین مولوى از کدامین ابعاد شخصیت انسان کامل ‏امیر المؤمنین علیه السلام را درک نموده و مطرح کرده است؟

شاید بتوان گفت:در میان نوابغ و بزرگانى که چه در گذشته و چه در دوران معاصربراى شناخت على علیه السلام و طرح شخصیت او در میان جوامع،به فعالیت فکرى پرداخته‏اند، کمتر کسى مانند مولوى دیده مى‏شود که ابعادى متنوع و سطوحى بسیاربا عظمت امیر المؤمنین علیه السلام را ولو اجمالا درک و مطرح نموده باشد.البته این‏مطلب منافاتى با آن قضیه ندارد که:

العلم بالشى‏ء على ما هو علیه علم بلوازمه(علم به یک چیز آنچنانکه هست علم به لوازم آن چیز است)

زیرا اولا ما گفتیم:مولوى ابعادى متنوع و سطوحى بسیار با عظمت ازامیر المؤمنین علیه السلام را اجمالا درک و مطرح کرده است،نه على بن ابیطالب علیه السلام‏را آنچنانکه بود و از همه ابعاد و سطوح شخصیت ظاهرى و باطنى آن بزرگوار.بنابراین،مى‏توان گفت:شعاعى یا اشعه‏اى از خورشید شخصیت امیر المؤمنین علیه السلام بردرون مولوى‏ها و ابن ابى الحدیدها و شبلى شمیل‏ها و میخاییل نعیمه‏ها تافته نه خورشیدآن شخصیت‏بزرگ الهى او که پیامبر اعظم ما محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم‏توصیف فرموده است که:

من اراد ان ینظر الى وجه آدم فى علمه،و الى نوح فى تقواه،و الى‏ابراهیم فى حلمه،و الى موسى فى هیبته،و الى عیسى فى عبادته فلینظرالى وجه على بن ابیطالب علیه السلام.

(اگر کسى بخواهد بنگرد به صورت آدم در علمش و به نوح در تقوایش،و به‏ابراهیم در حلمش و به موسى در هیبتش و به عیسى[علیهم السلام جمیعا]درعبادتش،بنگرد به صورت على ابن ابیطالب علیه السلام) 

 

دریافت مقاله



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: امام علی , ابعاد شخصیت امیر المومنین , مولوی , انسان کامل
[ چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ۸:٠۳ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]