تو کدوم شونی!

سلام یار جانی من

آدم ها همه تو رو یه جور نمی شناسن ،انتظار بیجایی ست که همه مثل هم از دیدن  وشنیدن اسمت یه جور واکنش نشون بدن!

آدمی رو دیدم تا اسمت رو از یه فرسخی شنید انگارعزرائیل میخواد بیاد سراغش و تب مرگ گرفته بودش! و در بدر دنبال بهونه برا فرار بود!

یکی هم از نام و نشونت گفتن براش فرقی نداشت.

 خب اومد که اومد چکار کنم! سالی یه بار باس روزه بگیریم دیگه! این آدماهرجوریه و با هرجون کندنیه باهاش کنار میان تا عید فطر از راه برسه و سگرمه هاشون از هم باز بشه.

یه جورآدمایی هم دیدم که یه جورایی یه کارایی می کنن که با وجود دیدنش نمی بیننش، در کنارش هستند و اصلا حسش نمی کنن! خلاصه چه جوری بگم در اون هستند و بی اون. یعنی خودشون کارایی می کنند که هزار سال ازش دور بشن!!! یا با این که می دونن نمیشه کاریش کرد و از بودنش خلاص شد باهاش سرشاخ میشن که باس بگم این آدما دیگه دارند بد جوری خود زنی می کنند.!!

گوشه و کنار کوی و برزن این شهر بی در وپیکر دنیا هم آدمایی هستن خیلی عجیب و غریب! خب عجیب و غریب به چشم ما!

می دونی خیلی خیلی سخته ، همچین باورش سخته که یه آدمایی مدام سرک می کشن و منتظرن ماه روزه کی میاد!!

اینا دیگه بدجوری عاشقن، برای وصالش ثانیه شماری می کنن،همه جوره دوستش دارن.

قصه یه سری از این دست خلایقو توی کتابا خوندم، اما یه سری شون همین الان دم دستم هستن! ماه روزه براشون عیده ، یه عید خیلی مهم .

فکر کنم غزل مولوی حس و حال اینا رو داره برامون بازگو می کنه.شاید!

 

آمد رمضان و عیــــــــد با ماست

قفل آمد و آن کلیــــــد با ماست

 

بربست دهان و دیده بگشـــــاد

وان نور که دیـــده دید با ماست

 

آمد رمضــــــــــان به خدمت دل

وان کس که دل آفرید با ماست

 

در روزه اگر پدیـــــــــــد شد رنج

گنج دل ناپدیــــــــــــد با ماست

 

کردیم ز روزه جـــــان و دل پاک

هر چند تن پلیـــــــــد با ماست

 

روزه به زبان حــــــــال گــــــوید

کم شو که همه مزید با ماست

دیوان شمس

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزه , ادب روزه , روزه عارفان , ماه مبارک رمضان
[ یکشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٦ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

دوره ضمن خدمت واژه های آسمانی

دوره ضمن خدمت"واژه های آسمانی" به صورت الکترونیکی با کد"99505927" برای تمامی نیرو های معاونت پرورشی در 10 جلسه برابرضوابط و مقررات ذیل برگزار می گردد:

 

1- شروع ثبت نام در سامانه ltms از 28  اردیبهشت تا 4 خرداد توسط فراگیران .

 2- شروع دوره از 6 خرداد تا 15 تیر به مدت حدودا پنج هفته و در سامانه مدیریت و یادگیری رایادرس

 تذکر :

فراگیران بعد از ثبت نام می توانند از طریق دوره های ثبت نام شده و ورود به کلاس و کلیک بر روی محتوا  وارد سامانه رایادرس شوند.

3-  آزمون نهایی دوره مورخه 15 تیرماه در سه زمان مختلف برگزار خواهد شد که زمان اول ساعت ۹ تا 30/9، زمان دوم ۱۴ تا 30/14، زمان سوم ۲۰ تا30/20 می باشد.

5- آزمون نهایی تکرار نخواهد شد و هر فراگیر فقط در یک زمان می تواند در آزمون شرکت نماید.

6- نمره قبولی ۱۲ از ۲۰ می باشد. ملاک نمره نهایی دوره نیز بر اساس مشارکت و فعالیت کلاسی و آزمون نهایی خواهد بود. 10 نمره آن به مشارکت کلاسی و 10 نمره دیگر آن به آزمون نهایی اختصاص یافته است.

 

مرکز برنامه ریزی نیروی انسانی و فناوری اطلاعات

 

**************

مژده به همکاران ارجمند

با یاری خداوند نمونه سوال های آزمون فوق را

در این صفحه قرار خواهیم داد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: تفسیرآیات برگزیده , واژه های آسمانی , آزمون ضمن خدمت , معاونت پرورشی
[ چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٦ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

داروی هرزه گردی خیال در نماز

1- عارفان بر این باورند که نیروهای ظاهری و باطنی آدمی را می توان آموزش داد و به طور دلخواه پرورش داد .نوعی ورزش و با تمرین های مشخص و منظم و مستمر.به عنوان نمونه چشم ما قادر نیست بدون به هم خوردن پلک ها به یک نقطه معین خیره شود و یا به نور خورشید مدتی طولانی نگاه کند. ولی همین چشم را اگر انسان تمرین دهد چنانکه برخی از مرتاضان عمل می کنند ممکن است ساعت ها بدون خستگی و بهم خوردن چشم ها به قرص آفتاب خیره بشود.کسانی از همین آدم ها نَفَس خود را بیش از حد متعارف حبس می کنند.

2- نیروی خیال و وهم نیز قابل تربیت است. نیروی وهم و خیال چون پرنده ای بازیگوش و بی اندازه پر تحرک است و مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد. اگر انسان بتواند تنها یک دقیقه حساب آن را نگه دارد می بیند که در آن دقیقه وهم و خیال او به کجاها که سرک نکشیده است بگونه ای که بعضی اظهار ناتوانی کرده و رام کردن آن را محال دانسته اند.اما عارف فرزانه حضرت روح الله روحی فداه براین باور است :" ولی این طور نیست و با ریاضت و تربیت و صَرف وقت آن را می‌توان رام نمود و طایر خیال را می‌توان به دست آورد، به طوری که در تحت اختیار و اراده حرکت کند که هر وقت بخواهد آن را در مقصدی یا مطلبی حبس کند که چند ساعت در همان مقصد حبس شود.

و طریق عمده‌ی رام نمودن آن عمل نمودن به خلاف است."

3- اگر به دنبال آن هستی که ذهن و دلت در نماز هرزه گردی نکند باید که خودرا برای حفظ خیال در وقت نماز آماده کنی و به محض این که بخواهد از چنگت بگریزد آن را بازگردانی و در همه حالات نماز به هنگام قیام و قعود و قرائت توجهت به همان حال باشد و مرتب مراقب همان حالی باشی که در آن هستی . اگر مثلا سوره حمد میخوانی در چارچوب همان سوره فکر و ذهن خویش را متمرکز کنی! گرچه در آغاز بسیار دشوار است و دشوار.اما براثر صبر نوبت ظفر آید.نباید انتظار داشته باشیم در همان یکی دو هفته اول پرنده بازی گوش خیال را رام کنیم و او را به بند بکشیم.

ممکن است در ابتدای کار در یک دهم یا کمتراز آن را موفق شویم حضور قلب پیدا کنیم .این نشانه ی خوبی برای پیمودن راه است. و چنانچه احساس نیاز بیشتری به این حرکت عارفانه پیدا کنیم نتیجه بیشتری خواهیم گرفت و کم کم بر شیطان وهم و پرنده خیال پیروز خواهیم شد.

مانع بزرگ پیروزی از مینه راه بازگشتن و احساس نا امیدی است. یاس و نا امیدی سرچشمه همه سستی ها و ناتوانی هاست. و برق امید انسان را به کمال موفقیت و پیروزی می رساند.

4- عارف کامل امام خمینی روحی فداه می فرماید:"ولی عمده در این باب، حسّ احتیاج است که آن در ما کمتر است؛ قلب ما باور نکرده سرمایه‌ی سعادت عالم آخرت و وسیله‌‌ی زندگانی روزگار غیر متناهی نماز است. ما نماز را سربار زندگی خود می‌شماریم و تحمیل و تکلیف می‌دانیم. "وقتی دنیا را سرچشمه ی همه زندگی و کمال لذت یافتیم و این احساس در ما پدید آمد که دنیا همه چیز ماست در توجه به آن با همه نیروهای خویش متمرکزمی شویم و برای رسیدن به مقصود کم نمی گذاریم.حال اگر به فرموده عارفان حقیقت عبادت و نماز را سرمایه ماندگار حیات ماندگار و سرچشمه موفقیت و کامیابی همیشگی بدانیم و چنین احساسی در ما تقویت گردد در تحصیل و کسب آن نهایت تلاش خویش را خواهیم کرد.و در این سعی و کوشش رنج و سختی برای ما عین خوشی و لذت خواهد بود.

5-سردی و سستی ما در انجام نماز از سردی و سستی بنیاد آن است.اما حیف و هزاران افسوس که اخبار و سخنان پیام آوران الهی و حکیمان حقیقت را پشت گوش نهاده ایم و شیطان نیروهای ما را تصرف کرده است.

 

برگرفته با تلخیص و تخلیص از کتاب ارزشمند آداب نماز، امام خمینی ره، ص 43



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: حضور قلب , داروی هرزه گردی خیال , آداب نماز , امام خمینی
[ یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

رسانه ها و انتخاب اصلح!

با توجه به اخبار ضد و نقیض رسانه‌ها و بی‌اعتمادی به آنها چگونه می‌شود نامزد اصلح را شناخت و انتخاب نمود؟

 اولاً پخش اخبار ضد و نقیض دلیل بر بی‌اعتمادی به همه رسانه‌ها نمی‌گردد. کار رسانه خبرسازی نیست، بلکه خبر رسانی است. پس اگر یک شخصیتی مواضعی دو گانه نشان داد و یا سخنان ضد و نقیضی گفت و رسانه نیز آن را منتشر کرد، سبب می‌گردد تا آن شخصیت را بهتر بشناسیم، نه این که به رسانه بی‌اعتماد گردیم، چرا که آن فرد سخنان ضد و نقیض دارد.

ثانیاً قرار نیست که رسانه‌ها مبنع اعتماد، مرکز مطالعات و مرجع تقلید ما باشند و برای هر اطلاعات، گزینش و انتخابی به رسانه‌ها اکتفا کنیم؟ بدیهی است که اگر کسی بخواهد با تأسی به فیلم، سریال و فرهنگ‌سازی رسانه‌ای همسر انتخاب کند یا فرهنگ زندگی خانوادگی خود را بنا نهد، چه بلایی بر سرش خواهد آمد!

ثالثاً منابع تحقیق موثق بسیارند. افراد یا خودشان نامزدها را می‌شناسند، یا می‌توانند مستقیم تحقیق کنند، یا به منابع قابل اعتماد رجوع کنند.

بدیهی است در میان نامزدها، اشخاص بسیاری وجود دارند که شخصیت، مواضع و توانمندی‌های و نیز نقاط قوت و ضعف خود را طی سالیانه گذشته بروز داده‌اند و شناخته شده می‌باشند و اگر کسی واقعاً از هر حیث ناشناخته است و مورد شناسایی و تأیید هیچ منبع موثق دیگری هم نمی‌باشد، از اشتهار لازم برخوردار نبوده و نباید مورد اعتماد، انتخاب و رأی قرار گیرد.




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: فرهنگ اعتماد سازی , انتخاب اصلح , رسانه ابزاری , ریاست جمهوری
[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

رای از روی لجبازی و یا اشتباهات محاسباتی!

وجه تمایز بشر با سایر موجودات، همین عقل و قدرت انتخاب اوست. بشر لحظه به لحظه، قضاوت و انتخاب می‌کند و با همین انتخاب‌ها، سرنوشت دنیا و آخرت خود را رقم می‌زند.

همیشه اگر در پی انتخاب‌ها و گزینش‌ها [در هر امری]، موفقیت و پیروزی باشد، بسیاری می‌گویند: «کار من بود – هنر من بود – انتخاب من بود ...»؛ یا دست کم می‌گویند: «من نیز سهیم بودم»! اما اگر به شکست، نافرجامی، ضرر و حتی خسران بیانجامید، عده‌ی می‌گویند: «ما اصلاً نبودیم» و عده‌ی دیگری که نمی‌توانند حضور، انتخاب، رأی و مشارکت خود را کتمان کنند، سعی دارند با انداختن گناه به گردن دیگری، خود را نزد خود و دیگران، توجیه و تطهیر کنند. از قدیم گفته‌اند: «پیروزی، صدها پدر و مادر دارد، اما شکست یتیم است»!

الف – ندانستن، نفهمیدن، توجه ننمودن، غفلت، بی‌بصیرتی و بی‌فکری، همه "جرم" هستند، چه رسد به لجاج و عناد، که حتماً هدفدار است و اگر موضوع یک انتخاب غلط باشد، این لجاج حاکی از اهداف و امیال غلط و سوء می‌باشد. پس آن نیز جرم مضاعف است.

ب – یک موقع "حجت" [به معنای واقع] بر کسی یا جامعه‌ای تمام نشده است؛ به تعبیری دیگر، مردم آن جامعه، در استضعاف واقعی فکری، علمی، فرهنگی و ... قرار گرفته‌اند، در چنین حالتی، انتخاب غلط ضرر خودش را دارد، اما «گناه» محسوب نمی‌گردد و خداوند به احوال بندگان خود آگاه است. اما، یک موقع، حجت تمام شده است، آگاهان، ناصحان، صاحبان علم و تقوا و بصیرت، منذرها (ترساننده‌ها از عواقب سوء)، همه چیز را گفته‌اند و حجت را تمام کرده‌اند، پس بی‌توجهی، غفلت یا تمرد، گناه روی گناه است، چه رسد به عناد و لجاج!

 

پاسخ خداوند علیم و هادی، به این سؤال:

ج - وقتی اهل جهنم را به سوی دوزخ می‌برند، فرشتگان مأمور، یک سؤال توبیخی و سرزنشی از آنها می‌کنند، مبنی بر این که «مگر انذار دهنده‌ای برای شما نیامده بود؟» آنها نیز می‌گویند: «چرا آمد، ولی ما تکذیبش کردیم»!

« تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّمَا أُلْقِیَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ * قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ کَبِیرٍ » (المُلک، 8 و 9)

ترجمه: نزدیک است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهی در آن افکنده می‌شوند، نگهبانان دوزخ از آنها می‌پرسند: «مگر بیم‌دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!» * می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!»

مخاصمه جهنمیان، بر اساس احوال آنها در دنیاست:

قیامت، روز « تُبْلَى ٱلسَّرَآئِرُ » است، یعنی تمامی نهان‌ها و پنهان‌ها، بیرون می‌ریزند و آشکار می‌شود. بنابر این، مردم اهل جهنم، بزرگان و اولیایی که خود برگزیده بودند را می‌بینند که نه تنها کاری از دست‌شان بر  نمی‌آید، بلکه پیشاپیش آنها به جهنم برده می‌شوند.

بنابر این، از آنجا که در آن مهلکه، در پی انداختن گناه خود گردن دیگران هستند، ابتدا رو به آنها کرده می‌گویند: «شما ما را با وعده و وعید و دروغ و ... منحرف ساختید»! آنها نیز پاسخ می‌دهند: «ما که بر شما تسلط نداشتیم، بلکه خودتان مشتاق فریب خوردن و اهل طغیان بودید، لذا ما را پسندید» - و چون این مخاصمه به نتیجه نمی‌رسد، به خداوندِ داور می‌گویند: «دست کم گناه آنان را دو برابر محاسبه کن و عذاب‌شان را مضاعف گردان»؛ خداوند متعال نیز می‌فرماید: گناه و عذاب هر دو مضاعف است، چرا که هر دو گروه، دو گناه کردید.

گروه اول یک گناه دارد که خودش طاغی شد و عصیان کرد و یک گناه دیگر دارد که شما را به سوی طغیان، عصیان و فسق و گناه فرا خواند – گروه دوم نیز دو گناه دارد، یکی این که حرف حق را گوش نکرد و تابع نگردید، و دیگر آن که سخن باطل را گوش فرا داد، گردن نهاد و پیروی کرد!

●- این حقیقت، روی دیگر مواضع اهل گناه در دنیاست، که از روی جهل، غفلت، بی‌بصیرتی، ساده‌انگاری، سطحی‌بینی و دنیادوستی – و یا [اضافه بر آن] از روی عناد و لجاج، حرف حق را نشنیدند و گردن ننهادند، پس در دنیا و آخرت [به نتیجه‌ی انتخاب‌شان] معذب خواهند شد.

« قَالَ ادْخُلُوا فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِی النَّارِ کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَکُوا فِیهَا جَمِیعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِنَ النَّارِ قَالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَلَکِنْ لَا تَعْلَمُونَ » (الأعراف، 38)

ترجمه: (خداوند به آنها) می‌گوید: «در صفّ گروه‌های مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعن می‌کنند؛ تا همگی با ذلّت در آن قرار گیرند. (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می‌گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند؛ پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! (کیفری برای گمراهیشان، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما.)» می‌فرماید: «برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است؛ ولی نمی‌دانید! (چرا که پیروان (کثرت مردم) اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند.)»

●●●- بنابر این، همه آنها گناه مضاعف دارند. چه آن که لیاقتش را نداشت و با اهداف سوء نامزد انتخاباتی شد و با شعارها و تبلیغاتش مردم را فریب داد و سبب ضررها و خسران‌های بسیار و بعضاً جبران ناپذیر گردید – چه مردمی که با غفلت، بی‌بصیرتی و بی‌توجهی نسبت به هدایت‌ها، نصایح و انذارها، انتخاب غلط کردند – و چه آنان که آگاه بودند، اما از روی عمد، لجبازی و دشمنی، انتخاب غلط کردند.

●●●- پس، دنبال این باشیم که در تمامی انتخاب‌های (فردی، اجتماعی، سیاسی و ...) خود، غفلت و گناه نکنیم، نه این که گناه خود را به این بهانه که گناه دیگران سنگین‌تر است، سبک بشماریم و خود را توجیه کنیم!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شاخص انتخاب , انتخاب اصلح , انتخابات , انتخاب رئیس جمهور
[ سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ۸:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

اصول ثابت در انتخابات!

"انتخاب"، اختصاصی به عرصه حکومت و سیاست ندارد، بلکه انسان از معبود خود برای بندگی، تا دین ... و حتی رنگ لباس خود را انتخاب می‌کتد. اما باید دقت داشت که بر "انتخاب" اصول ثابتی حاکم است و بحث ما در این بخش، پیرامون "انتخاب بر اساس شوک احساسی" می‌باشد.

بیان شد که هر "انتخابی" بر اساس نیاز یا میل، پس از "قضاوت" بین گزینه‌های متعدد صورت می‌گیرد و در این اصل فرقی ندارد که موضوع، انتخاب معبود و دین باشد، یا انتخاب دوست و رفیق، یا انتخاب همسر و شغل و یا انتخاب‌های حکومتی و سیاسی. پس مهم این است که "قضاوت" بر اساس چه مبانی، معیارها و ملاک‌هایی صورت می‌پذیرد؟

مبنای قضاوت و بالتبع انتخاب انسان، از دو حالت خارج نیست، که عبارتند از: «عقل و نفس»؛ چرا که انسان بیش از این دو قوه را ندارد.

"عقل" – در قضاوت و انتخاب بر مبنای عقل، آن چه حکمرانی می‌کند، همان «حکمت» است که مبتنی بر "شناخت و بصیرت" می‌باشد.

انسان، خودش را می‌شناسد، جامعه را می‌شناسد، نیازهای خود را می‌شناسد، راه‌های رسیدن به آنها را می‌شناسد، دوست و دشمن [فایده و ضرر] را می‌شناسد و بر همین اساس، بین گزینه‌های موجود و ممکن "قضاوت انتخاب" می‎کند.

"نفس" – اما در انتخاب بر مبنای نفس، آن چه حکمرانی می‌کند، همان میل و مشتهیات نفسانی است که اگر به دست "عقل و بصیرت"، کنترل و هدایت نگردد، کاملاً کَر و کور عمل می‌کند.

در چنین حالتی، رغبت نیز جایش را به حرص می‌دهد و عاطفه، جایش را به "احساسات" می‌سپارد.

تکیه بر احساسات:

رهبران الهی، عاقل، حکیم و بصیر، انسان‌ها را در هر امری، به عقل، حکمت و بصیرت دعوت می‌کنند، اما رهبران فاسد، چون هیچ هدفی به جز "مشتهیات نفسانی" خود ندارند، سیاست‌ها و کارهایشان نیز بر هیچ منطق صحیحی استوار نمی‌باشد؛ از این رو، برای مقبولیت و جذب، راهی به جز نفس  و "احساسات" ندارند. چنان که تنها راه ورودی شیاطین و القای وسوسه‌ها به انسان، همان "نفس حیوانی" بشر می‌باشد.

اگر دقت کنید، تمامی رهبران سیاسی، یا شخصیت‌هایی که حرص حکومت، ریاست و ثروت دارند [چه در یک اداره و چه در سطح یک کشور و چه در سطح دنیا]، دائم در حال شناخت و تحریک احساسات اذهان عمومی هستند و با ترفندها، جوّسازی‌ها، تبلیغات، شعارها و ...، این احساسات را کنترل کرده و جهت می‌دهند.

به عنوان مثال: نگاه می‌کنند که چه چیزی مردم را خوشحال و چه چیزی ناراحت می‌کند و روی همان سرمایه‌گذاری می‌کنند. حال اگر خشنودی مردم از عملکرد رقیب بود، نسبت به آن "سیاه‌نمایی" می‌کنند و اگر از عملکرد خودشان بود، آن را در بوغ و کرنا کرده و مرتب بیان می‌دارند. اگر ناخشنودی مردم، از عملکرد رقیب بود، آن را بزرگ‌تر و بزرگ‌تر از آن چه بوده، جلوه می‌دهند و اگر این ناخشنودی از عملکرد خودشان بود، اولاً با دروغ‌ها و وعده‌ها پوشش می‌دهند – ثانیاً منتقدین را با الفاظ درشت و رکیک تحقیر می‌کنند و ثالثاً (آنجا که خطا آشکار است و دیگر جای توجیه ندارد)، گناه را بر گردن دیگران می‌اندازند.

شوک احساسی:

ابتدا باید اذعان کنم که این واژه [شوک احساسی]، متعلق به آن دکترای «اندیشه و اقتصاد» مسلمان فرانسوی است که مایل نیست نامش ذکر گردد.

در این روش، شیفتگان قدرت، حریصان به ثروت و نظام‌های بزرگ و کوچکی که بر مبنای "استکبار" و ظلم بر دیگران استوار هستند، و نمی‌توانند اهداف پلید خود را به صراحت به مردم بگویند و بالتبع عملکرد ناصواب خود را توجیه و تطهیر کنند؛ برای آن که نزد مردم شناخته و توسط آنها حذف نگردند، بر اصل القا و وارد کردن «شوک احساسی» بر مردم، تکیه کرده و به این روش متمسک و متوسل می‌گردند.

این روش را در سیاست‌های جهانی بسیار تجربه کرده‌ایم. می‌خواهند افغانستان را به اشغال نظامی درآورند، حادثه 11 سپتامبر را پیش می‌آورند و می‌گویند: «یک گروه بدبخت و بیچاره افغانی، به برج‌های دوقلو – پنتاگون و ... در امریکا، حمله هوایی کرده است؟!» -  می‌خواهند عراق را به اشغال نظامی درآورند، می‌گویند: «صدام سلاح‌های کشتار جمعی دارد و قصد دارد که به اورپا و امریکا حمله نظامی کند؟!» - می‌خواهند به تمامی کشورهای اسلامی حمله نظامی کنند، داعشی راه انداخته و می‌گویند: «این یک تروریسم اسلامی و جهانی است، پس جهان باید به سرکردگی امریکا، وارد مبارزه با تروریسم گردد؟!».

در سیاست‌های داخلی نیز در هر برهه‌ی حساس و انتخاباتی، شاهد همین جوّسازی‌های مبتنی بر احساسات و وارد کردن "شوک احساسی" بر مردم بوده و هستیم.

به عنوان مثال: در طی مذاکرات هسته‌ای و ...، هر گاه که به نقطه‌ی حساسی رسید و اذهان عمومی متوجه نقاط ضعفی گردید، یک مسئله داخلی همه را متوجه خود کرد. مثلاً روغن پالم – یا یک جمله‌ی غلطی که یک مقام مذهبی و سیاسی بگوید، و همگان به او انتقاد کنند که چرا چنین سخن غلطی را به زبان راندی، یا اهانت کردی یا ...، بعد او یا بگوید: "من آن طوری نگفتم، بلکه این طوری گفتم" و یا بگوید: "منظورم آن نبود و این بود"، و یا دامن بزند و بگوید: " یک عده که مخالف من، هستند، مخالف آزادی و ... هستند" و یا اصلاً نفهم و بی‌سواد، و دلال و مغرض و کلاغ هستند و ... به جوّ بیشتر دامن بزند.

ولایت فقیه؛

در این روش، پس از آن که اذهان عمومی، دچار شوک احساسی گردید، آنها کار خود را می‌کنند.

ببینید اکنون، به رغم این همه مشکلات داخلی و خارجی و نیز معضلات جبری و اختیاری که از سوء مدیریت‌ها بر مردم تحمیل شده، چه غوغایی بر سر "رهبری" راه‌انداخته‌اند؟! گویی این مملکت و مردم، امروزه هیچ مشکلی به جز رهبری ندارند و آن هم باید شورایی و به ریاست مطلوب آنها باشد، تا مشکلات مرتفع گردد! در حالی که اولاً مشکلات، اگر جبری و تحمیلی از خارج نبوده باشد، از خود اینها بوده و این رهبری است که هدایت نظام را با درایت و بصیرت و اقتدار بر عهده گرفته است و مملکت را از تجزیه، بحران، ناامنی و ... حفظ کرده است و اگر دولت‌ها و مجلس‌ها به رهنمودهایش کاملاً توجه و عمل می‌نمودند، وضعیت به مراتب بهتری داشتیم.

مراقب باشیم:

حال انتخابات نزدیک است، دو انتخاب مهم و سرنوشت ساز. انتخاباتی که در آن "افراد" انتخاب نمی‌شوند، بلکه سرنوشت کشور و ملت رقم می‌خورد.

از این رو، هیچ انتظار نداشته باشیم که از جناح "ولایت" حرفی به جز دعوت به عقلانیت، حکمت، بصیرت، وحدت، درایت، دوست‌شناسی و دشمن شناسی، شنیده شود. اما از جناح مخالف ولایت، و از اتحاد مخالف نظام، و از تشکیلات تشنه‌ی قدرت و از تیم گسترده‌ی موافق با بلوکه‌ی قدرت و ثروت، منتظر انواع و اقسام "شوک‌های احساسی" باشیم، اما مراقب باشیم که منفعل نگردیم.

ما تجربه کردیم که هر گاه منفعل شدیم و انتخاب ناصوابی کردیم، چه بلاهایی به سر مملکت، نظام و ملت آمد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: اصول انتخاب , انتخابات , ریاست جمهوری , اصول ثابت
[ دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

شاخص های انتخاب درست!

انتظارها، امیدها، دغدغه‌ها و نگرانی‌های ما مردم، معمولاً با احزاب، جریان‌ها و نامزدهای انتخاباتی متفاوت است. چرا که آنان در هر حال برای تصاحب قدرت رقابت می‌کنند و حفظ ایمان و خلوص در چنین میدانی بسیار سخت است. لذا مقام معظم رهبری می‌فرمایند:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


«کسانى سر کار بیایند که مصداق: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا - محققاً کسانى که گفتند پروردگار ما خداست ‏سپس ایستادگى کردند... (الاحقف، 13)» باشند؛ اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند.»

پس شاخصه اول آن است که بگویند «رَبُّنَا اللَّهُ»؛ و این نکته بسیار مهمی است. چرا که بسیاری خداوند متعال را قبول دارند، اما در عمل دچار «ربّ»های دیگر هم می‌شوند. گمان می‌کنند که ربوبیت [صاحب اختیاری و تربیت امورشان] با زر، زور و تزویر است و یا احتمالاً با تکیه به قدرت‌های خارجی یا حتی گاهی لبخندی به دشمن! اینها همه اهل «أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ» هستند و اختیار امورشان را به ربّ‌النوع‌های گوناگون سپرده‌اند.

اما نکته مهم بعدی «ثُمَّ اسْتَقَامُوا» است، یعنی پس از آن که نزد خودشان، نزد عقل و ایمان‌شان و نزد اذهان عمومی اذعان داشتند که «رَبُّنَا اللَّهُ»، در این امر استقامت هم داشته باشند، چرا که قدرت و جذبه‌های آن بسیار فریبنده است و ممکن است خیلی زود، با دیدن چندتا رأی، دو تجمع در استقبال، چند کف و سوت، یا دستیابی به اریکه‌ی قدرت و ثروت، یا تهدیدها و نگرانی از کوتاهی مدت و ... متزلزل شده و به رب‌النوع‌های درونی و بیروی برگردند و به بندگی آنها بپردازند. لذا فرمود: «... اهل استقامت، اهل ایستادگى باشند؛ زرهى پولادین از یاد خدا و از توکل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد میدان شوند».

اما، چه نامزدها اهل ایمان و ربُّنا الله باشند و چه برخوردار از شرک‌های جلی و خفی، در هر حال برای کسب قدرت نیازمند آرای مردم هستند. لذا هر کدام برای معرفی خود و نشان دادن برتری‌ها و توانمندی‌های خود نسبت به رقبای‌شان، وارد عرصه رقابت‌های تبلیغاتی می‌شوند و بدیهی است که باید بر اهداف و امیدها و هم چنین نگرانی‌ها، دغدغه‌ها و مشکلات ما مردم تکیه کنند تا مورد توجه قرار گیرند.

از این رو حرف و حدیث در این ایام بسیار می‌شود و وعده و وعید افزون‌تر. این فضا سبب می‌گردد که اذهان عمومی نیز در انتخاب فرد صالح‌تر مردد و دل نگران گردد و همین تردید ممکن است آنها را اسیر موج تبلیغی یا ضد تبلیغی و طعمه هوس‌ها و اهداف دیگران نماید.

اما الحمدلله، نه تنها راه بسته نیست، بلکه خداوند متعال به برکت اعتقاد و ایمان به اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله و پایبندی به فقه و روحیه جهادی، ما را به رهبری «ولایت فقیه» که وظیفه هدایت، رهنمود و روشنگری را بر عهده دارد و همه شرایط و موقعیت‌ها و هم چنین اهداف و تاکیتک‌های دوست و دشمن را رصد می‌کند، مفتخر نموده است. پس اگر در انتخاب عجله نکنیم و بی‌توجه به هیاهوهای تبلیغاتی و جنجال‌ها و هم چنین هواداری‌های نفسانی، برای انتخاب رئیس جمهور گام به گام پشت سر ولایت برویم، حتماً اصلح را بر می‌گزینیم.

ایشان مرحله به مرحله شاخص‌ها، راه‌کارهای گزینش اصلح و معیارها را بیان داشته و خواهند داشت. پس خوب است ما نیز همین‌طور گام به گام و مرحله به مرحله پیش رویم.

مرحله اول:

معیارها:

ایشان فرمودند: «باید معیارها را شناخت. من ان‌شاءاللّه در آینده مطالبى عرض خواهم کرد؛ اما اجمالاً معیار اصلى این است که کسانى سر کار بیایند که همّتشان بر حفظ عزت و حرکت کشور در جهت هدف‌هاى انقلاب باشد. آنچه ما در این سال‌هاى طولانى از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدف‌هاى انقلاب بوده است؛ هر جائى که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهاى انقلاب اسلامى و هدف‌هاى اسلامى بوده است.‌«

پس تا اینجا دو معیار مشخص در اختیار داریم که عبارتند از: «همت بر حفظ عزت کشور» - «حرکت کشور در جهت اهداف انقلاب».

اینک بر ماست که ابتدا خود را متوجه و متذکر کنیم که در محضر خدا هستیم و مسئولیت سنگینی داریم و سپس تک به تک نامزدها را با این دو معیار بسنجیم. ممکن است در همین ابتدا عده‌ای حذف شوند و یا دست کم مشخص شود که کدام یک بیشتر از دیگران واجد این شرایط هستند.

ملاک‌های تشخیص:

مقام معظم رهبری هم چنین ملاک‌های روشنی برای تشخیص ارائه می‌دهند. ملاک‌هایی چون مؤمن، انقلابی، متلزم به قانون اساسی و ولایت فقیه بودن و نیز بصیرت، کم رنگ نکردن مرزها با دشمن و ... که بسیار طبیعی و بدیهی است، هر فردی از آحاد مردم باید دارای این ویژگی‌ها باشد، اما ما نیاز به ملاک‌هایی برای تشخیص فرد صالح‌تر هستیم.

معمولاً ما (مردم) شناخت و باور مستقیمی نداریم، لذا به دو ملاک‌ توجه بیشتری داریم که یکی «تأیید دیگران» است و دیگری «شعارهای خودشان». لذا ایشان به هر دو مورد اشاره کرده و ملاک‌های روشنی ارائه دادند:

الف – حجّت شرعی: « شوراى محترم نگهبان؛ خُب مردمانى پرهیزگار، متقى و آگاهند؛ طبق قانون تشخیصى می‌دهند و عده‌اى به عنوان افرادى که صالح‌اند، معرفى می‌شوند؛ من و شما باید نگاه کنیم ببینیم در بین این صالح‌ها کدام صالح‌ترند، کدام بیشتر به درد مردم می‌خورند، کدام بیشتر می‌توانند این بار سنگین را بر دوش بکشند و با امانتِ کامل این راه را ادامه دهند و پیش ببرند؛ این را باید من و شما نگاه کنیم، ببینیم، بشناسیم. از افرادى که ممکن است ما را هدایت کنند، راهنمائى کنند، کمک بخواهیم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانیم. اگر انسان بر طبق حجت شرعى کار کرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربیاید، باز سرفراز است، می‌گوید من تکلیفم را عمل کردم؛ اما اگر بر طبق حجت شرعى عمل نکنیم، بعد خطا از آب دربیاید، خودمان را ملامت خواهیم کرد؛ عذرى نداریم، حجتى نداریم.»

ب – شعارها: «شعارها را نگاه کنید، ببیند شعارهائى که تعیین می‌کنند، چه جور شعارهائى است؟ گاهى بعضى‌ها - البته اشتباه می‌کنند - براى جلب آراء، شعارهائى می‌دهند که این شعارها از حدود قدرت و اختیاراتشان بیرون است؛ اینها را مردم هوشمند ما می‌توانند بشناسند، مراقبت کنند، دقت کنند. آنچه که براى مردم لازم است، آنچه که فوریت بیشترى دارد، آنچه که با واقعیات و امکانات کشور سازگار است، آنچه که به افزایش قدرت درونى ملت مى‌انجامد، آنها را در شعارهایشان بگنجانند؛ این یکى از معیارها است.»

پس اگر بدون عجله، گام به گام پشت سر ولایت حرکت کنیم، به شاخصه‌ها معیارهایی دست خواهیم یافت که حتماً به صورت واحد به انتخاب اصلح می‌انجامد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: شاخص انتخاب , انتخاب دوازدهم , رئیس جمهوری , انتخابات
[ دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٦ ] [ ۸:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

پیامدهای یک انتخاب!

یک آیه و یا یک حدیث بیاورید که ثابت کند انتخابات امری اسلامیست و مورد تائید اسلام است؟


در پاسخ بفرمایید: شما یک آیه و یا یک حدیث بیاورید که انتخابات امری اسلامی نیست و مورد تأیید اسلام نمی‌باشد؟ و یا فرموده باشد: «شما حق انتخاب ندارید!»

وقتی گفته می‌شود که «یک آیه بیاورید»، معلوم می‌شود که گوینده، حتی یک بار هم از رو و با کمترین تأمل نیز قرآن را تلاوت ننموده است، وگرنه با ده‌ها آیه در این امر آشنا می‌شد. در هر حال دیر نشده است.

دقت فرمایید که:

**- "انتخاب"امری نیست که فقط مربوط به حوزه‌ی سیاست و حکومت باشد، بلکه از وجوه بارز تمایز "انسان" با سایر مخلوقات می‌باشد.

**-"انتخاب"امری نیست که هر از چند گاهی (سال، دو سال یا چهار سال یک بار) انجام گیرد، بلکه آدمی هر آن در حال انتخاب است. از انتخاب هدف، معبود، دین، کتاب و ولایت گرفته، تا انتخاب  جهت نگاه گرفته، رنگ لباس، انتخاب کلمه و جمله، انتخاب خوردنی و نوشیدنی ... .

اختیار و انتخاب:

اسلام متذکر می‌شود: در برخی امور اختیاری ندارید و جبر بر شما حاکم است، مثل امور تکوینی – اما در برخی از امور، اختیار با شماست و اختیار شما نیز فقط در"انتخاب"است.

آیا "اختیار انسان"، به جز"انتخاب"هایش، ظهور و بروزی دارد؟

انتخاب معبود، إله و ربّ:

اگر چه حقایق هستی، با انتخاب انسان [اگر چه همگی اجماع کنند] متغیر نمی‌گردد، الله جلّ جلاله، خدای واحد و اَحد هست، اما برای پرستش، وابستگی و بندگی، انتخاب "معبود، إله و ربّ"، به خودمان واگذار شده است؛ هر چند که انسان"معبود، إله و ربّ" کاذب و حتی مصنوع خود را برای بندگی انتخاب کند. مثل آنانی که طواغیت و فرعون‌های خارجی و یا هوای نفس خود، و یا حتی گوساله و مجسمه را إله می‌گیرند.

وقتی در آیات متعدد می‌فرماید که جز من را إله نگیرید، یعنی چه؟ یعنی انتخاب باشماست و شما انتخاب غلط نکنید:

« وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإیَّایَ فَارْهَبُونِ » (النّحل، 51)

ترجمه: و خداوند گفت: دو خداى معبود نگیرید، (مانند: خداى آفرینش و خداى تدبیر و تربیت امور) جز این نیست که او معبودى یگانه است، پس تنها از من بترسید.

انتخاب دین و راه:

دین حق یکیست، راه رشد نیز یکیست، اما راه‌های متفاوت و کج نیز وجود دارند. پس خداوند متعال، پس روشن کردن راه رشد از راه گمراهی، انسان در"انتخاب" هر کدام از آنها مخیر قرار داد:

« لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ » (البقره، 256)

ترجمه: در (اصول اعتقادات) دین اکراه نیست (زیرا اذعان و باورهاى باطنى اکراه‏پذیر نیست بلکه تابع دلیل و برهان است، و) بى‏تردید راه هدایت از گمراهى (به واسطه این قرآن) روشن شده است، پس هر که به طغیانگر (شیطان و پیروانش) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد حقّا که به دستگیره محکم چنگ زده که گسستن ندارد، و خداوند شنوا و داناست.

انتخاب محرم اسرار (دوست صمیمی):

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لاَ یَأْلُونَکُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الآیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ » (آل‌عمران، 118)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از غیر خود براى خویش دوستِ محرم راز نگیرید، آنها از هیچ فسادى درباره شما کوتاهى نمى‏کنند، مشقت و رنج شما را دوست دارند، دشمنى از دهن‏هایشان (سخنانشان) پدیدار است، و آنچه سینه‏هایشان پنهان مى‏دارد بزرگتر است. ما براى شما نشانه‏ها (ى حال آنها) را روشن کردیم اگر مى‏اندیشید.

انتخاب سیاسی (حکومت = ولایت)

اگر چه آیات فوق نیز فقط جنبه شخصی ندارد، بلکه برای تمامی روابط و تعاملات می‌باشد، اما آیاتی نیز به صراحت به امر حکومت و ولایت تصریح دارد:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا مُّبِینًا» (النساء، 144)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، کافران را براى خود به جاى مؤمنان سرپرست و یاور و دوست مگیرید آیا مى‏خواهید براى خدا بر ضد خودتان حجتى روشن (بر نفاقتان) و سلطه (تکوینى بر عذابتان) قرار دهید؟

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ »

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، کسانى را که دین شما را به مسخره و بازى گرفته‏اند، چه از آنان که پیش از شما کتاب (آسمانى) به آنها داده شده و چه از کفّار، [سرپرستان، دوستان، یاوران] خود مگیرید، و از خدا پروا کنید اگر شما مؤمنید.

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْکُفْرَ عَلَى الإِیمَانِ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ » (التّوبة، 23)

ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پدران و برادران خود را- اگر کفر را بر ایمان برگزیدند [سرپرست،دوست و یاور] خود مگیرید، و هر کس از شما آنها را دوست و یاور گیرد آنها همان ستمکارانند (زیرا دوستى را در غیر محل خود مصرف نموده‏اند).

[تمامی آیاتی که اشاره به "اتخاذ"دارد و نهی از اتخاذ غلط می‌نماید (لاَ تَتَّخِذُواْ)، سخن از انتخاب‌های انسان دارد].

اسلام:

حال که مشخص شد، نیروی "اختیار و انتخاب"در خلقت انسان سرشته شده و جزو احکام نیست که سؤال شود «آیا در اسلام جایز هست یا خیر؟"، باید به چند نکته‌ی مهم توجه شود:

* – آن چه که خداوند متعال در قرآن و احادیث اهل عصمت علیهم السلام بر آن تأکید و تصریح دارند، اصل انتخاب نمی‌باشد، بلکه «انتخاب درست و حتی انتخاب اصلح» می‌باشد.

انتخاب و اثر:

آدمی در انتخاب آزاد و مختار می‌باشد، اما در آثار و تبعات انتخاب خود، هیچ اختیاری ندارد. به عنوان مثال:

* – در الوهیت و ربوبیت، انسان مختار است که إله و رب حقیقی را بندگی کند و یا هوای نفس خویش و دیگران و یا فراعنه و قدرت‌های استکباری و یا چوب و مجسمه را به عنوان إله خود برگزیند، اما هر کدام را که انتخاب کند، آثار و تبعات و نتایج خود را دارد. نمی‌تواند بگوید: "بنده طاغوت شدم تا به خدا نزدیک‌تر شوم و به فلاح برسم"!

* – در انتخاب همسر یا شغل، آزاد و مختار است، اما نمی‌تواند بگوید: «این همسر بی‌دین و لاابالی و بداخلاق را انتخاب کردم، تا مراتب کمال را با او طی کنم – یا این شغل حرام را انتخاب کردم تا لقمه حلال به دست آورم»

* – در انتخاب سیاسی (رژیم حکومتی، ولایت، رییس جمهور، نمایندگان مجلس و ...) مختار است، اما نمی‌تواند بگوید: «ضد ولایت – بی‌دین – متکبر – خودبین – منفعت طلب – ذلیل و نوکر اجانب را انتخاب کردم، تا سرنوشت کشور، ملت و خودم را به سوی استقلال، رشد و کمال تقریر کنم». به طور قطع نتیجه انتخاب امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام، با انتخاب معاویه، یزید و عمر سعد، بسیار متفاوت است.

دقت در تاکتیک دشمنان:

دقت کنید که دشمنان، برای بازداشتن مردم ما از احقاق حقوق خود در هر زمینه و موضوعی، با سازماندهی و برنامه‌ریزی کامل عمل می‌نماید. بنابر این، مردم را به چند گروه تقسیم کرده و برای هر کدام خوراک ضدتبلیغی مناسب را تهیه می‌کند. به ضد انقلاب و این نظام می‌گوید: «رأی نده تا تضعیف شوند.»، به قشر عادی متوسط و ضعیف فکری و دینی می‌گوید: «این همه رأی دادی چه شد؟»، و به مسلمان و مؤمن و انقلابی می‌گوید: «انتخاب، مغایر با اسلام، قرآن و حدیث می‌باشد!»



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخاب دوازدهم , ملاک انتخاب , قرآن و انتخاب , رئیس جمهوری
[ چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ٧:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

تاثیر انتخابات در اقتصاد و امنیت

انتخابات در هر کشور و نظامی و از جمله جمهوری اسلامی ایران، دو جنبه دارد، یا بهتر بگوییم دو اصل یا دو محور دارد که عبارتند از «مشارکت مردم در انتخابات» و سپس «اقبال مردم نسبت به یک نامزد معین».

بدیهی است که جنبه، یا اصل و محور اول بر دومی اولویت دارد و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. چنان چه فرض برای تداوم یک نظام سیاسی و حکومتی پایدرای آن است و فرض برای مدت مسئولت یک رییس جمهور یا نماینده مجلس، فقط چهار سال و یا در برخی از ممالک شش سال است.

الف - دامنه‌ی «امنیت و اقتصاد» بسیار وسیع است و می‌توان اذعان نمود که در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی شخص و جامعه گسترانیده شده و نقش‌آفرین است و هر دو نیز در سایه نوع حکومت و چگونگی اداره و اجرای آن توسط سه قوه‌ی مقننه، مجریه و قضاییه محقق می‌گردند. از این رو در کلیه‌ی کشورهای که نوعی از جمهوریت را به عنوان نظام حکومتی برگزیدند، ابتدا اصل انتخابات بسیار حایز اهمیت است و سپس این که چه شخصی یا چه حزبی رأی می‌آورد. لذا شاهدیم حتی در کشوری چون فرانسه، پس از چهار سال بحران‌های مالی، تورم، بی‌کاری و حتی ناامنی اجتماعی و امنیتی در دوره سارکوزی و به رغم تظاهرات‌های خشونت‌آمیز و اعلام تنفر عمومی از دولت سارکوزی و سیاست‌های داخلی و خارجی‌اش و عملکردهایش، بیش از 84% از واجدین شرایط در انتخابات جدید شرکت می‌کنند.

در جمهوری اسلامی ایران که از سویی داعیه استقلال دارد و از سویی دیگر تا کمتر از نیم‌قرن پیش مستعمره بوده، لذا هنوز مورد طمع استعمارگرانش است، انتخابات از اهمیت ویژه‌تری برخوردار می‌باشد.

بدیهی است که اگر مردم (در هر کشوری) از اصل نظام و نوع حکومت ناراضی باشند، در انتخابات‌های تعیین کننده آن شرکت نمی‌کنند و میزان مشارکت مردم، اصل تعیین کننده‌ای در امنیت داخلی و خارجی و نیز اقتصاد آنها (که به هم پیوسته هستند) دارد. لذا شاهدید که دشمنان خارجی اصرار، ترفندها و توطئه‌های بسیاری برای عدم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری اسلامی ایران دارند. و البته باید اذعان داشت که هیچ کشوری نیز مانند جمهوری اسلامی ایران جرأت ندارد که اصل نظام سیاسی و حکومتی‌اش را سالی یک‌بار در تظاهرات سالروز انقلاب و استقرار نظامش در 22 بهمن را به آرای اذهان عمومی مردمش بگذارد و به رخ جهانیان بکشد و هم چنین مهم‌ترین مواضع سیاست خارجی‌اش را که نقش تعیین کننده‌ای در امنیت و سرنوشت کشور ملتش دارد و اصل بهانه برای دشمنی با اوست را در تظاهرات روز قدس به نمایش بگذارد و در طول عمر کوتاه 34 ساله‌اش بیش از 35 انتخابات برگزار نماید.

ب - اما حزب یا شخصی که انتخاب می‌شود نیز تأثیر مستقیمی در امنیت، اقتصاد و سایر شئون و بالتبع سرنوشت کشور و ملت دارد. چرا که طبق قانون اساسی – اصل 133، «پس از مقام رهبری، رئیس‌ جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوۀ مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‌شود، بر عهده دارد».

اجازه دهید کمی مصداقی‌تر بیان نماییم. نوع نگاه و مدیریت رییس قوه مجریه، که امکانات مادی و معنوی این کشور در اختیارش گذاشته می‌شود، نقش مستقیمی در تأمین و رشد امنیت و اقتصاد کشور دارد. به عنوان مثال در میان همین هشت نامزد ریاست جمهوری، بسیار فرق است بین نگاه‌ها، سیاست‌ها، گرایشات و نقطه نظرات افراد که در شعارهایشان تجلی می‌یابد. به عنوان مثال:

* - یکی می‌گوید: تمامی گفته‌ها و شعارهای تبلیغاتی نامزدها، علامت دادن به خارج و داخل کشور است و من در اینجا تأکید می‎کنم، مذاکره، مذاکره مذاکره؛

* - یا می‌گوید: من چهارتا نماینده می‌فرستم تا مذاکره کنند و مشکلات مرتفع گردد؛

* - یکی دیگری با نگاهی حزبی و نه حتی ملی، چه رسد به دینی، می‌گوید: تمامی مشکلات به خاطر حاکمیت یکپارچه اصولگراهاست و البته اینان نانشان در دعواست و در شرایط عادی نمی‌تواند خود و حزبشان را مطرح کند و یا به اهداف پنهان و آشکار خود برسند.

* - یا دیگری، سال‌هاست که بیت‌المال را منبع اقتصادی تبلیغات خود قرار داده است؛

* - یا کسی که خود را تکنوکرات می‌داند و عدالت را معلول توسعه و پیشرفت قلمداد می‌نماید؛

* - یا نامزدی که متکی بر سرمایه‌های مشتبه به حرامُ گردن‌کلفت‌های اقتصادی به میدان آمده است؛

* - یا آنان که به مردم دورغ می‌گوید و وعده‌هایی می‌دهند که یا عملی نیست و یا اصلاً در اختیار دولت و رییس جمهور نمی‌باشد.

* - و ... .

 

بدیهی است که همه این گرایشات، سیاست‌ها، دیدگاه‌های نظری، نحوه‌ی عملکرد و ...، در مقام اجرا، و آن هم پس از رسیدن به قدرت و در اختیار گرفتن تمامی امکانات و سرمایه‌های مادی و معنوی کشور، محقق می‌گردد و نقش مستقیمی در امینت و اقتصاد کشور دارد.

سایت شبهه ایکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخابات , اقتصاد , امنیت , رئیس جمهوری
[ دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]

پیامد تصمیم شما!

Image result for ‫برگ رای ریاست جمهوری‬‎

 

إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (الرّعد، 11)

در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى ‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند

پیامبر صلی الله علیه و آله‌:

عُمّالُکُمْ اَعْمالُکُمْ، کَما تَـکونونَ، یُوَلّى عَلَیْکُمْ؛

[شرح شهاب الاخبار، ص ۲۶۰] 

«کارگزاران شما [نتیجه] اعمال شما هستند، همان گونه که هستید، بر شما حکومت مى شود»

 

**************

مقام معظم رهبری:

برادران عزیز، خواهران عزیز، فرزندان عزیز من، جوانان! هرچه انتخاب کنید برای خودتان انتخاب کرده‌اید. انتخاب خوب شما به خود شما برمی‌گردد؛ اگر انتخاب با غفلت انجام بدهید که انتخاب بدی از آب دربیاید و از کار دربیاید، بدی‌اش به شما برمی‌گردد؛ خاصیّت کار این است. با اختیار و با اراده دارید یک اقدامی را انجام می‌دهید، سعی کنید کار را درست انجام بدهید.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انتخابات , انتخاب دوازدهم , رئیس جمهور , تغییر
[ شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سید محمد عبداللهی ]